salleh_313
New member
مواردمشکوکی در حادثه تروریستی پانزدهم آوریل ۲۰۱۳ در ماراتن بوستون به چشم میخورد که نمیتوان به راحتی از کنار آن گذشت و تأمل در آنها آغاز پروژهای شوم از سوی واشنگتن را برملا می کند.
حواشی حادثه بمبگذاری در مسابقات ماراتن شهر بوستون آمریکا نکات قابل تاملی دارد که در ادامه به آن پرداخته می شود؛
عکسالعمل اوباما به انفجار بوستون زیر ذرّهبین
واکنش اوباما، نسبت به واکنش جورج دبلیو بوش بعد از حملات ۱۱ سپتامبر متعادل و متفاوت بود. بوش در زمان وقوع حادثه، در کاخ سفید حضور نداشت؛ در ادامه و بعدازظهر روز ۱۱ سپتامبر نیز اظهاراتی شتابزده، انتقامجویانه و کاملاً نظامی در مقابل دوربینها داشت. وی عاملان حادثه را که هنوز مجهول بودند، مخصوصاً نسبت به کشورهای پناهدهندهشان مورد تهدید قرار داد. واکنش کنگره کاخ سفید به حملات تروریستی برجهای دوقلوی تجارت جهانی، در مجموع ابهامات و سوءظنهای بسیاری را در میان صاحبنظران برانگیخت.

در آوریل ۲۰۱۳ پس از شوک ناگهانی که با انفجارهای بوستون سراسر ایالات متحده را فرا گرفت، واکنش دیرهنگام اوباما بسیار آرام بود. سه روز بعد، تنها یک عکس از نشست مشورتی وی با اعضای کاخ سفید منتشر شد. وبسایت روزنامه اشپیگل نوشت: شیشههای آب معدنی روی میز و فنجان قهوه اوباما، مثلاً نشان میدهند که همهچیز تحت کنترل ماست…

واشنگتن در حالی سکوت کرد که بوستون به خود میلرزید. برای دلیل سکوتش هم فقط میگفت باید همه چیز روشن شود، هنوز نامطمئن هستیم… تازه هنگامی که دومین مظنون انفجارها دستگیر شد، همزمان با خوشحالی مقامات محلّی، اوباما هم جلوی دوربینها ظاهر شد و گفت که او هم مانند سایر شهروندان، از طریق تلویزیون متوجه این حادثه شده است. اوباما با آرامش کامل از بوستون، پلیس و اف.بی.آی تشکر کرد. وی بدون اشاره به هویت مظنونین حادثه (دو برادر اصالتاً اهل چچن) نسبت به ترور از جانب این جوانان ابراز تأسف کرده، رسیدگی به عاملان این حادثه و تدابیر امنیتی شدیدتری را وعده داد. اما این دو برادر، چه کسانی هستند؟
تیمورلنگ (Tamerlan Tsarnaev) 26 ساله، نخستین مظنون انفجارها:
وی متأهل و دارای یک دختر سه ساله به نام زهرا (Zahara) است.

او به تازگی گرینکارت خود را دریافت نموده و برای شرکت در المپیک بوکس تمرین میکرد. تیمورلنگ به دست پلیس و به جرم بمبگذاری در مسابقات ماراتن بوستون کشته شد. تصاویر منتشرشده از زندگی شخصی تیمورلنگ، این ابهام را در اذهان ملت آمریکا پدید آورده که آیا این مرد جوان، تروریست به نظر میرسد؟

به تازگی ویدئویی از شب پنجشنبه ۱۸ آوریل در اینترنت منتشر شده که در آن تیمورلنگ به صورت عریان، در بازداشت پلیس به سر میبرد اما زنده است و هیچ اثری از آسیبدیدگی در بدنش دیده نمیشود. این در حالی است که بر اساس ادعای رسانهها، وی توسط گلوله پلیس به قتل رسیده و بلافاصله با ماشین دزدی برادر کوچکترش که در حین فرار بوده، زیر گرفته شده است. تناقض آشکار در این سناریو اینکه چطور میشود فردی سالم که در محافظت صددرصد پلیس دیده میشود، شبانه در عرض چند ساعت به جسدی شدیداً مجروح در بیمارستان تبدیل گردد؟ آیا فردی که با ماشین زیر گرفته شده، این گونه آسیب میبیند؟

جوهر (Dzhokar Tsarnaev) 19 ساله، مظنون دوم:
دومین مظنون انفجارها جوهر، برادر کوچکتر تیمورلنگ است که در رشته کشتیکج، فردی شاخص بوده و حتی موفق به اخذ بورس تحصیلی دانشگاه شده بود.
جوهر پس از اتهام نسبت به حادثه بوستون، به شدت از ناحیه گلو مجروح شده و در همان بیمارستان بستری است. پزشکان پیشبینی کردهاند که وی هرگز نتواند سخن بگوید، حداقل فعلاً امکان بازجویی سازمان اف.بی.آی از وی مقدور نیست.
این دو برادر، از سال ۲۰۰۲ مقیم آمریکا هستند. پدر و مادر آنان مصرانه بیان داشتهاند: «فرزندان ما بیگناهند، این یک دام است و آنها سپر بلا ی دیگران شدهاند. اف.بی.آی سالها پسر بزرگ ما را تحتنظر داشت و هیچ فعالیت منفی یا نکتهای از وی پیدا نکرده بود. چطور باور کنم که پسرم دست به چنین عمل تروریستی زده؟ آن هم درست جلوی چشم نهادهای امنیتی؟ که اگر اینطور بوده باشد، دستگاه ضدّ ترور آمریکا، شکست سنگینی خورده است.»
به گزارش خبرگزاری رویترز، خود جوهر عصر روز پنجشنبه، یعنی تنها زمان کوتاهی قبل از دستگیریاش، در پیامی کوتاه بر روی صفحه فیسبوک خود خطاب به پدرش نوشت: «این آخرین پیام من به شما پیش از دستگیریام است. من هرگز چنین کاری را نکردهام، آنها برای من تله گذاشتهاند. پدر مرا ببخش، متأسفم که کار به اینجا کشید.»
در چنین انفجاری، برنده و بازنده چه کسانی هستند؟
تاریخ معاصر راهبردهای آمریکا نشان میدهد که برنامههای سیاستمداران این کشور، بدون سیاست وحشت و ترور (Terror-Horror) پیش نمیرود.
پلیس ایالت بوستون و نهادهای اطلاعاتی آمریکا تنها ۵ ثانیه بعد از رویداد انفجار، ۴۰ تیر به مظنون شلیک نمودند، ولی نتوانستند پیش از وقوع این حادثه، آن را مهار کنند. صرفنظر از کشته و زخمیهای این حادثه تروریستی، این حادثه عملاً هیچ زیانی ندارد و بازندهای در کار نیست؛ اما از سوی دیگر، موارد مشکوکی در حادثه هست که نمیتوان به راحتی از کنار آن گذشت:
۱٫ چرا در آمریکا اکنون صحبت از این است که اوباما ۲۳ قانون تسلیحاتی را به امضاء برساند؟
۲٫ سگهای مخصوص تشخیص مواد منفجره، در محل ماراتن بوستون حضور داشتند. این حادثه در چنین وضعیتی چطور رخ داد؟
۳٫ چرا در زمان وقوع انفجارها، شبکههای ارتباطی تلفن همراه قطع بود؟
۴٫ تنها دو روز بعد از حادثه، وبسایت رسمی یادبود قربانیان ماراتن بوستون راهاندازی شد. آیا دو روز برای خروج از شوک این اتفاق و اقدامی این چنین، کمی کوتاه نبود؟
۵٫ شهروندان تحت نظارتها و تجسسهای شدیدتر و پیچیدهتری قرار میگیرند، آن هم با هدف حفظ امنیت خود شهروندان، لذا پیشبینی میشود در آیندهای نه چندان دور مالیتهای بیشتری از آنان اخذ شده و حتی خودشان نیز از این اقدام راضی باشند!
جمعبندی
در منطق بیمنطق ایالات متحده، جنگ علیه ترور عملاً به جنگ برای ترور تبدیل شده است.
بهترین توجیهی که اصطلاحاً در برقراری امنیت وجود دارد، القای ناامنی است. گرچه مردم ایالتهای گوناگون آمریکا در این روزها از شدت هراس و دلهره، دست و پایشان میلرزد اما این احساس ناامنی، مناسبترین بستر را برای اقدامات سیاسی بزرگ فراهم میکند؛ البته مهم این است که مردم آمریکا اکنون ترورزده شدهاند و ممکن است دیگر عکسالعمل دلخواه دولتمردان را به آنها نشان ندهند. به خصوص اینکه با کشته شدن برادر بزرگتر و عدم توانایی برادر کوچکتر برای سخن گفتن، افکارعمومی احساس میکنند هرگز حقیقت را نخواهند فهمید.

الکس جانز (Alex Jones) خبرنگار، بازیگر، مستندساز، نویسنده و تئوریسین آمریکایی، تنها اندکی پس از انفجارهای بوستون، به شبکه توییتر گفت: «دلهای ما برای قربانیان این حادثه میتپد اما کلّ ماجرا بوی مشکوک تعفن میدهد.»
منبع : خبرگزاری مقاومت اسلامی
حواشی حادثه بمبگذاری در مسابقات ماراتن شهر بوستون آمریکا نکات قابل تاملی دارد که در ادامه به آن پرداخته می شود؛
عکسالعمل اوباما به انفجار بوستون زیر ذرّهبین
واکنش اوباما، نسبت به واکنش جورج دبلیو بوش بعد از حملات ۱۱ سپتامبر متعادل و متفاوت بود. بوش در زمان وقوع حادثه، در کاخ سفید حضور نداشت؛ در ادامه و بعدازظهر روز ۱۱ سپتامبر نیز اظهاراتی شتابزده، انتقامجویانه و کاملاً نظامی در مقابل دوربینها داشت. وی عاملان حادثه را که هنوز مجهول بودند، مخصوصاً نسبت به کشورهای پناهدهندهشان مورد تهدید قرار داد. واکنش کنگره کاخ سفید به حملات تروریستی برجهای دوقلوی تجارت جهانی، در مجموع ابهامات و سوءظنهای بسیاری را در میان صاحبنظران برانگیخت.

در آوریل ۲۰۱۳ پس از شوک ناگهانی که با انفجارهای بوستون سراسر ایالات متحده را فرا گرفت، واکنش دیرهنگام اوباما بسیار آرام بود. سه روز بعد، تنها یک عکس از نشست مشورتی وی با اعضای کاخ سفید منتشر شد. وبسایت روزنامه اشپیگل نوشت: شیشههای آب معدنی روی میز و فنجان قهوه اوباما، مثلاً نشان میدهند که همهچیز تحت کنترل ماست…

واشنگتن در حالی سکوت کرد که بوستون به خود میلرزید. برای دلیل سکوتش هم فقط میگفت باید همه چیز روشن شود، هنوز نامطمئن هستیم… تازه هنگامی که دومین مظنون انفجارها دستگیر شد، همزمان با خوشحالی مقامات محلّی، اوباما هم جلوی دوربینها ظاهر شد و گفت که او هم مانند سایر شهروندان، از طریق تلویزیون متوجه این حادثه شده است. اوباما با آرامش کامل از بوستون، پلیس و اف.بی.آی تشکر کرد. وی بدون اشاره به هویت مظنونین حادثه (دو برادر اصالتاً اهل چچن) نسبت به ترور از جانب این جوانان ابراز تأسف کرده، رسیدگی به عاملان این حادثه و تدابیر امنیتی شدیدتری را وعده داد. اما این دو برادر، چه کسانی هستند؟
تیمورلنگ (Tamerlan Tsarnaev) 26 ساله، نخستین مظنون انفجارها:
وی متأهل و دارای یک دختر سه ساله به نام زهرا (Zahara) است.

او به تازگی گرینکارت خود را دریافت نموده و برای شرکت در المپیک بوکس تمرین میکرد. تیمورلنگ به دست پلیس و به جرم بمبگذاری در مسابقات ماراتن بوستون کشته شد. تصاویر منتشرشده از زندگی شخصی تیمورلنگ، این ابهام را در اذهان ملت آمریکا پدید آورده که آیا این مرد جوان، تروریست به نظر میرسد؟

به تازگی ویدئویی از شب پنجشنبه ۱۸ آوریل در اینترنت منتشر شده که در آن تیمورلنگ به صورت عریان، در بازداشت پلیس به سر میبرد اما زنده است و هیچ اثری از آسیبدیدگی در بدنش دیده نمیشود. این در حالی است که بر اساس ادعای رسانهها، وی توسط گلوله پلیس به قتل رسیده و بلافاصله با ماشین دزدی برادر کوچکترش که در حین فرار بوده، زیر گرفته شده است. تناقض آشکار در این سناریو اینکه چطور میشود فردی سالم که در محافظت صددرصد پلیس دیده میشود، شبانه در عرض چند ساعت به جسدی شدیداً مجروح در بیمارستان تبدیل گردد؟ آیا فردی که با ماشین زیر گرفته شده، این گونه آسیب میبیند؟

جوهر (Dzhokar Tsarnaev) 19 ساله، مظنون دوم:
دومین مظنون انفجارها جوهر، برادر کوچکتر تیمورلنگ است که در رشته کشتیکج، فردی شاخص بوده و حتی موفق به اخذ بورس تحصیلی دانشگاه شده بود.
جوهر پس از اتهام نسبت به حادثه بوستون، به شدت از ناحیه گلو مجروح شده و در همان بیمارستان بستری است. پزشکان پیشبینی کردهاند که وی هرگز نتواند سخن بگوید، حداقل فعلاً امکان بازجویی سازمان اف.بی.آی از وی مقدور نیست.
این دو برادر، از سال ۲۰۰۲ مقیم آمریکا هستند. پدر و مادر آنان مصرانه بیان داشتهاند: «فرزندان ما بیگناهند، این یک دام است و آنها سپر بلا ی دیگران شدهاند. اف.بی.آی سالها پسر بزرگ ما را تحتنظر داشت و هیچ فعالیت منفی یا نکتهای از وی پیدا نکرده بود. چطور باور کنم که پسرم دست به چنین عمل تروریستی زده؟ آن هم درست جلوی چشم نهادهای امنیتی؟ که اگر اینطور بوده باشد، دستگاه ضدّ ترور آمریکا، شکست سنگینی خورده است.»
به گزارش خبرگزاری رویترز، خود جوهر عصر روز پنجشنبه، یعنی تنها زمان کوتاهی قبل از دستگیریاش، در پیامی کوتاه بر روی صفحه فیسبوک خود خطاب به پدرش نوشت: «این آخرین پیام من به شما پیش از دستگیریام است. من هرگز چنین کاری را نکردهام، آنها برای من تله گذاشتهاند. پدر مرا ببخش، متأسفم که کار به اینجا کشید.»
در چنین انفجاری، برنده و بازنده چه کسانی هستند؟
تاریخ معاصر راهبردهای آمریکا نشان میدهد که برنامههای سیاستمداران این کشور، بدون سیاست وحشت و ترور (Terror-Horror) پیش نمیرود.
پلیس ایالت بوستون و نهادهای اطلاعاتی آمریکا تنها ۵ ثانیه بعد از رویداد انفجار، ۴۰ تیر به مظنون شلیک نمودند، ولی نتوانستند پیش از وقوع این حادثه، آن را مهار کنند. صرفنظر از کشته و زخمیهای این حادثه تروریستی، این حادثه عملاً هیچ زیانی ندارد و بازندهای در کار نیست؛ اما از سوی دیگر، موارد مشکوکی در حادثه هست که نمیتوان به راحتی از کنار آن گذشت:
۱٫ چرا در آمریکا اکنون صحبت از این است که اوباما ۲۳ قانون تسلیحاتی را به امضاء برساند؟
۲٫ سگهای مخصوص تشخیص مواد منفجره، در محل ماراتن بوستون حضور داشتند. این حادثه در چنین وضعیتی چطور رخ داد؟
۳٫ چرا در زمان وقوع انفجارها، شبکههای ارتباطی تلفن همراه قطع بود؟
۴٫ تنها دو روز بعد از حادثه، وبسایت رسمی یادبود قربانیان ماراتن بوستون راهاندازی شد. آیا دو روز برای خروج از شوک این اتفاق و اقدامی این چنین، کمی کوتاه نبود؟
۵٫ شهروندان تحت نظارتها و تجسسهای شدیدتر و پیچیدهتری قرار میگیرند، آن هم با هدف حفظ امنیت خود شهروندان، لذا پیشبینی میشود در آیندهای نه چندان دور مالیتهای بیشتری از آنان اخذ شده و حتی خودشان نیز از این اقدام راضی باشند!
جمعبندی
در منطق بیمنطق ایالات متحده، جنگ علیه ترور عملاً به جنگ برای ترور تبدیل شده است.
بهترین توجیهی که اصطلاحاً در برقراری امنیت وجود دارد، القای ناامنی است. گرچه مردم ایالتهای گوناگون آمریکا در این روزها از شدت هراس و دلهره، دست و پایشان میلرزد اما این احساس ناامنی، مناسبترین بستر را برای اقدامات سیاسی بزرگ فراهم میکند؛ البته مهم این است که مردم آمریکا اکنون ترورزده شدهاند و ممکن است دیگر عکسالعمل دلخواه دولتمردان را به آنها نشان ندهند. به خصوص اینکه با کشته شدن برادر بزرگتر و عدم توانایی برادر کوچکتر برای سخن گفتن، افکارعمومی احساس میکنند هرگز حقیقت را نخواهند فهمید.

الکس جانز (Alex Jones) خبرنگار، بازیگر، مستندساز، نویسنده و تئوریسین آمریکایی، تنها اندکی پس از انفجارهای بوستون، به شبکه توییتر گفت: «دلهای ما برای قربانیان این حادثه میتپد اما کلّ ماجرا بوی مشکوک تعفن میدهد.»
منبع : خبرگزاری مقاومت اسلامی