mw.ashel
New member
نامه ای برای خودم…..
هر کسی درست همان وقتی که باید می آید و درست همان وقتی که باید، می رود…
من مدت هاست که دنبال دلیل برای هیچ چیزی نمی گردم! آدم هایی که رهگذرند…
آدم هایی که غصه ای دارند…
آدم هایی که کنجکاوند…
آدم هایی که دنبال رد پایی می گردند…
نمیدانم! هر چه که باشد تو این دنیای شلوغ… بین این همه حرف… این همه چشم… همین که چند لحظه مخاطب هم شده ایم خودش غنمیت بزرگی ست!
می دانی من تنها چیزی که خوب یاد گرفته ام دل نبستن به آدم هاست…
دل نبستن به دوستت دارم ها…
دل نبستن به امیدهایی که تکیه گاه لحظه هایت می شوند…
شاید خیال کنی چقدر خودخواهم! چقدر سختم! اما خیلی چیزها توی زندگی درست شبیه قهوه تلخی ست که هم طعم تلخش را دوست نداری و هم بویش وسوسه ات می کند…
دوست داشتن هم درست شبیه همین است! امید بستن هم! زندگی به من آموخت که هرگز هیچ جایی به هیچ کس امید نبندم!
خیلی وقت ها درست از همانجایی که امید بسته ای نا امید باز می گردی!
یاد گرفتم که دل نبندم! آدم ها می آیند که عبور کنند… چه به جبر روزگار و چه به انتخاب های خودشان!.....:tsimuzpzwoap1t9y3o7
:rose::rose::rose: