می خوام ازدواج کنم!!!!

nurse-hopes

New member
سلام.
من متاهلم.منم همیشه دنبال یه عشق اساطیری بودم.ولی بدونید هیچ آدمی بدون مشکل نمیشه و بالاخره هرکسی یه چیزی کم داره.
من به یه نکته ی خیلیییییییییییییی مهم رسیدم توو زندگیم و اون اینه که اگر همسرت مومن واقعی دقت کنید میگم مومن واقعیباشه همه چیز حله.کسی که مومنه توو این جامعه ی خراب مثل یه گنج می مونه .آدم خیالش راحته وقتی همسرشو میفرسته بیرون.میدونید چقدر از طلاقا بخاطر شک داشتن به همسره.به اینکه دو طرف احساس میکنن همسرشون یه ریگی به کفشش هست.چشم ناپاکه.یا با نامحرما میگه و میخنده.اگر همسرتون مومن باشه تمام تلاششو میکنه که در همه ی موارد شما رو خوشحال و راضی کنه.
دنبال یه آدم مومن باشید.

کاش پیدا بشه
من که خودم آدم خوبی بودم.مطمئنم خدا از بهترین ها سر راهم قرار میده
 

خزر

New member
بنظر من ازدواج دو پرستار با هم نمیتونه مشکلی براشون ایجاد کنه نمونش همکارام هستند که

اتفاقا از کسانی که با غیر پرستار ازدواج کردند خوشبخت تر هستند

البته به خود دو طرف هم بستگی داره
 

nurse-hopes

New member
بنظر من ازدواج دو پرستار با هم نمیتونه مشکلی براشون ایجاد کنه نمونش همکارام هستند که

اتفاقا از کسانی که با غیر پرستار ازدواج کردند خوشبخت تر هستند

البته به خود دو طرف هم بستگی داره
نظرات داره خیلی ضد و نقیض میشه هاااا:21:
 

nurse-hopes

New member
دوست داشتن واقعی وقتیه که بدونی اون نفر تو را دوست نداره ولی تو هنوزم دوستش داشته باشی.منظورم اینه دوست داشتن بدون هیچ توقعی از طرف مقابل....
میتونی اینو قبول کنی؟

عشق یک طرفه که همه جا سرزنش میشه
شما دیگه چراا؟؟؟؟
 

nurse-hopes

New member
بنظر من ازدواج دو پرستار با هم نمیتونه مشکلی براشون ایجاد کنه نمونش همکارام هستند که

اتفاقا از کسانی که با غیر پرستار ازدواج کردند خوشبخت تر هستند

البته به خود دو طرف هم بستگی داره

با سه نظر قبل خودتون مقایسه کنید...
 

خزر

New member
با سه نظر قبل خودتون مقایسه کنید...

اینکه طرف مقابلت مسئولیت پذبر باشه یا نه بستگی داره به خودتون و حرفای قبل از ازوداج

اگه ادم بخاطر این با همکارش ازدواج نکنه که شیفتاشو نکنه بهش بندازه یا نه !!!!!!!!!!! ( که من کمتر این مورد رو دیدم)

بهتره که با این دودلی باهاش ازدواج نکنه و بره با غیر پرستار
 

nurse-hopes

New member
اینکه طرف مقابلت مسئولیت پذبر باشه یا نه بستگی داره به خودتون و حرفای قبل از ازوداج

اگه ادم بخاطر این با همکارش ازدواج نکنه که شیفتاشو نکنه بهش بندازه یا نه !!!!!!!!!!! ( که من کمتر این مورد رو دیدم)

بهتره که با این دودلی باهاش ازدواج نکنه و بره با غیر پرستار
نطق کوبنده ای بود:smilies:
 

gollaleh

New member
درسته اما ادم کسی رو که دوست داره یعنی همه ی عقایدشم قبول داره واسه ش یه معبوده.برا همین خودشو عوض میکنه نه برااون درواقع واسه خودش که به چیزی که هم خودش هم طرفش قبول داره تبدیل شه.
 

fariba88

New member
درباره همکار بودنتون نمیتونم نظر بدم اما من معتقدم مهمتر از همه چیز اخلاق وفرهنگه آدماست اگه همدیگه دوست داشته باشین سختی های زندگی نمیتونن براحتی از هم جداتون کنن.
راستی توصیه میکنم خیلی به تغییر حجاب بعد از ازدواج دل نبندید که اگه نشه مشکل ساز میشه من نمونشو زیاد دیدم
 

eli m

New member
به نظر من اول از همه طرفت باید با شغلت کنار بیاد
مهمترین نکته تفاهمه ، وقتی دو نفر همدیگه رو واقعا دوست داشته باشن با تمام شرایط کنار میان..
 

f-mk

New member
به خدا و مهربونی و عدالتش شک نداشته باشین.خدا حتی برای آدمهایی که بد بودن ولی از صمیم قلب توبه کردن هم سرنوشت خوب قرار میده.حالا شما هم که میگید از اول آدم خوبی بودین که دیگه خدا حتما دوستتون داره.
من یکیو میشناسم که همیشه آدم خوبی بود ولی یه دوره از زندگیش یه خطاهایی ازش سر زد ولی از صمیم قلب توبه کرد.هنوزم که هنوزه میگه سر همه ی نمازاش داره از خدا طلب بخشش میکنه و خدا یه همسر خوب نسیبش کرد.
اینو هم مطمئن باشید که یه نفر باید قسمتتون باشه که ازدواجتون صورت بگیره.
من خودم مانتویی بودم ولی بدحجاب نبودم.خانواده ی همسرم سه سال دنبال یه دختری میگشتن که همه ی خانواده و مسلما دخترشون چادری باشه.حتی خانواده ای که عروسشون چادری نبود خواستگاری نمیرفتن.ولی خدا خواست که ما قسمت هم باشیم.منم وقتی با همسرم توو خواستگاری صحبت کردم دیدم با ایمان بودنش می ارزه که تمام عمرم چادری باشم و چادری شدم.و الان از خدا ممنونم که باعث شد رو به کمال برم.
بازم میگم ایمان که باشه بقیه ی چیزا رو به دنبال خودش میاره.
 

لبخند

New member
خواهر یکی از دوستای منم با همکارش ازدواج کرده که 2تاشون پرستارند و خدا رو شکر زندگیشون خوبه....
مسلما دخترا هم مثل آقایون دوست دارند با کسی ازدواج کنند که تحصیلات عالیه داشته باشه..اما اگه کسی همه ی شرایطش عالی باشه اما تحصیلاتش خیلی بالا هم نباشه به شرطی که هیچ وقت یک طرف مدرکشو به رخ اون یکی نکشه هم میتونند زندگی خوبی داشته باشند..مثلا بابا ی خودم از لحاظ مدرک از مامانم خیلی بالاتره اما یادم نمیاد حتی یکبار هم مدرکشو به رخ مامانم بکشه..چون واقعا مامانمو دوست داره...
اختلاف سنی هم از 3تا 7سال خوبه...کسانی رو هم دیدم که مثلا خانمشون بزرگتر بوده ولی مشکلی نداشتن البته تو این مورد 2طرف بنظر من باید بتونن نیازهای همدیگه رو رفع کنند چون اونموقع نمیتونن زیر یه سقف با هم بمونند
جریان حجاب رو هم بستگی به شما داره که چقدر بتونید همسر آیندتون رو هدایت کنید و چقدر روش تاثیر بگذارید...البته اگه طرف حرف گوش کن هم باشه...بنظرم باید در این مورد با کسی که میخواید باهاش ازدواج کنیدحتما صحبت کنید
 

nurse-hopes

New member
بچه ها امروز رفتیم با مادرم یه دخترو ببینیم
قرار شد بیرون خونه ببینمش و اگه همو پسند کردیم بعدا" با هم صحبت کننیم
یه چند دقیقه ای معطل شدیم
بعد مادرم زنگ زد گفت ما سر قراریم شما کجایید که مادر دختره گفت دخترم خواب بوده الان میایم(حالا ساعت 17
هیچی آقا منتظر بودیم که دیدیم خالم با پسرش اتفاقی مارو دیدنن
ما هم واسه اینکه قضیه لو نره گفتیم حصلمون سر رفته بود اومدیم یه چرخی بزنیم
خالم هم گفت منم منم!بریم بگردیم
حالا مادرم داشت مخشو می زد که زودتر بره که دیدم یه ماشین اومد و با فاصله 20 متری ما پارک کرد
دیدم راننده و یه خانوم دیگه زل زدن دارن نگام می کنن
سریع به مادرم اشاره کردم گفتم فکر کنم اومدن.نگاه نکن سه بشه
مادره اومد اصلا" جواب سلاممو نداد
حالا خداییش شاید هم داد ولی بهم نگاه نکرد
بعد دیدم یه دختری با موهای زرد که از اطراف روسریش ریخته بود بیرون با یه عینک دودی گنده اومد و با من و مادرم سلام و احوالپرسی کرد ه بعد دو دقیقه به مادرم گفتم بیا بریم فلان مغازه یه سر
می خواستم خالمو بپیچونم که بره
ما رفتیم و بعد 10 مین اومدیم دیدیم خالم با مادر دختره گرم گرفته
گفتم درک.اشاره کردم به مادرم که به دختره بگه عینکشو برداره
مادرم هم نتونست حالیش کنه
یهو دیدم دختره پرید سمت ماشین و به مادرش گفت بیا بریم
مادره هم گفت ما مهمون واسمون اومده باید بریم شرمنده
فک کردم اینا هم می خوان خالمو دور بزنن
خالم که رفت مادرم زنگ زد گفت کجایید؟؟
گفت ما رفتیم
مادرم گفت مگه قرار نبود اینا همو ببینن
مادره گفت آره دیگه دیدن
مادرم گفت دخترت دید نظرش چی بود؟
گفت:دخترم دیده گفته باید بیششتر آشنا بشیم.حالا تو بیمارستانی جایی باز صحبت می کنیم
مادرم گفت اگه پسرم اونو تو بیمارستان ببینه که نمی شناسه چون ماشالله عینکش صورتشو گرفته بود
خلاصه قضیه تموم شد و من بعد فک کردن به این رفتاراشون به مادرم گفتم اگه زنگ زد جواب سر بالا بده.به نظرم به درد من نمی خوره
یه جوری رفتار کردن منو از ازدواج به ککلی منصرف کردن
تا بعد چی پیش بیاد
 

f-mk

New member
به نظر من دختری که واسش قراره خواستگاری مهم نیس و میخوابه یا حداقل جوری رفتار میکنه که دیگران انگار واسش مهم نیستن بدرد زندگی نمیخوره.
تازه اصلا منتظر نشده که شما باهاش صحبت کنی و بدون توجه به شما و نظرتون راهشو کشیده رفته.
بنظرم توو زندگی هم این خانوم واسه شوهرش ارزش قائل نخواهد بود
 

nurse-hopes

New member
به نظر من دختری که واسش قراره خواستگاری مهم نیس و میخوابه یا حداقل جوری رفتار میکنه که دیگران انگار واسش مهم نیستن بدرد زندگی نمیخوره.
تازه اصلا منتظر نشده که شما باهاش صحبت کنی و بدون توجه به شما و نظرتون راهشو کشیده رفته.
بنظرم توو زندگی هم این خانوم واسه شوهرش ارزش قائل نخواهد بود

خیلی بدم اومد از رفتارش
اونقدر آرایش کرده بود که فک کنم 2 کیلو به وزنش اضافه شده بود
از این به بعد روزای بارونی قرار میزارم:tonguesmiley:
 
بالا