مطالعه گروهی آزمون Msrt

negar62

New member
ببین عزیزم من شرایطم بدتر از همه اتونه ولی تا این نقطه هم خیلی زحمت کشیدم و استرس هم که............... 2 روز گذشته کاملا داشتم از شدت فکر و خیال سکته میکردم..ولی اخرش که چی ؟ببین مهساد ما یکی دو سال اینور اونور دکترا هم میخونیم. اینو یقین بدون...مگه تا الان نخوندیم؟؟؟ پس اونم میخونیم...صلاحیتشم داریم...فقط با این همه تنش خودمونو از پا در میاریم..مثلا جوونیم!!!! بابا الان ما باید از زندگیمون و لحظه هامون لذت هم ببریم عمرمون داره تموم میشه...دکترا هم امسال نشد فدایییییییییییییییی سرتتتتتتتت....سال دیگه شاید قسمته.... با ارامش میشینیم به همه برنامه هامون وقت میذاریم نه فقط درس.. یهو میبینی عمرمون تموم شده باز ما داریم استرس این ازمونهای چرت اینارو میکشیم...
آفرین دختر خوب! این شد یه چیزی! باورتون نمیشه من طی کارم اونقدر با دانشجوهایی برخورد کردم که طفلیا از شدت استرس به چه ناراحتیهای روحی و جسمی دچار شدن.... حتی MS ! ما یه راهی رو شروع کردیم که حداقلش توی کشور ما خیلی دشوار تر از جاهای دیگه ای هست که دوستامون دارم میخونن. چون فاکتورهای دیگه هم توی این مسیر دخیلن... به هر حال اولأ که امیدوارم این آزمون وقبول بشی، شنیدم تا 12 مهر مهلت ثبت نام دارین. 5شنبه هم که جواب میاد. اگه شد زودی ثبت نام کن و توی این دوماه فقط متمرکز شو روی درس. امیدوارم موفق باشی:applause:
 

mehsad

New member
نگارجون مرسی از دل داریات
من که امیدوارم سیندریا وبقیه بچه ها نمره بیارن
من چیکار کنم. از ازمون جا موندم. حالا این ازمون وزبهداشتم بسته شده ثبت نامش. یعنی یه روزگذشته بستنشششششششششششششششششششششششش:smilies-azardl (12)
عجب ادماییییییییییییییییییییییییییییین:smiliess (7):
اعصابم قاطی ماطیهههههههههههههههه اساسیییییییییییییییییییییییییییییی
من که هم زبانو از دست دادم هم دکترااااااااااااااااااااااااا
اخه چیکار کنمممممممممممممممممممممم؟:mad_majidonline:
 

cnidaria_cnida19

New member
کاریو که میگم بکن............الان یه اهنگ باز کن و برقص... بی خیال مهساد..تو اصلا انگار حرفهای مارو نمیخونییییییی...مریض میشی .. ببین من تیروئید گرفتم از استرس بسسسسه
 

cnidaria_cnida19

New member
من هم از کنکور و زبان و همه چی موندم اما کاری که شده ..میگی چیکار کنم؟ دیوانه شم؟؟؟ پدر مادرم چه گناهی دارن بابا... من اینجا چند ماه تو طرح یک خانم دکتری همکاری کردم تو بیمارستان روانی...روز اول بدجوری ناراحت بودم..بعدا با تک تک مریضها که صمیمی شدم دیدم که اکثرا تحصیل کرده بودن و از خونواده های کامل خوب و سالم ولی به خاطر حساسیت زیاد نسبت مسائلی که برای همه عادیه به همچین سرنوشتی دچار شدن..من اگه یذره سخت بگیرم باید همونجا ادامه بدم بقیه زندگیمو یا یه درد و مرض دیگه دچار شدم تو این گرونی که دارو هم پیدا نمیشه...پس بهتره بزور هم که شده خودمو بزنم به بی خیالی... بخدا ما این ازمون زبان رو با 90 هم قبول شیم فرداش مینویسن حذف ازمون زبان از کنکور دکتری...تو انگار یادت رفته کجا زندگی میکنی.... حتی یک ثانیه هم ارزش ناراحتی تو رو نداره... لطفا همین امشب تصمیم بگیر که خودتو با شرایط مزخرف اینجا وفق بدی اگه میخوای از بین نری...
 

Hamidvet

New member
واقعا وقتی بعضی حرفاتو میخونم CNIDARIA جان ، انگیزه میگیرم به مبارزه با شرایط سخت ... :wacsmiley:
من امروز یکی از اون شرایط سخت رو تجربه کردم ؛ اصا حال نداشتم برم سمت درس و ... الانم پا شدم اومدم اتاق قبلیم پیش بچه ها و شبو همین جا هستم ... :sad:
 

cnidaria_cnida19

New member
من بیچاره تازه درسهای phd رو خونده بودم خلاصه برداری هامو کرده بودم تست زده بودم که زبان نداشت قسمت شه.ببین من تو چه حالی ام
 

cnidaria_cnida19

New member
ببین مهساد من همین ارشد رو 2 ماه خوندم قبول شدم اونم تو شرایطی که تو چشمم 40 تا بخیه بود و نباید سرمو پایین مینداختم.3 ماه جلوی اینه نرفتم اما درس خوندم. تو همین شرایطی که مامانم هم سرطان گرفت......و اتفاقات بد پشت سر هم که این فقط 2 تا نمونه اشه..اینارو نگفتم ناراحتتون کنم اما بعضا این مسائلی که ما بابتش حرص میکشیم سر سوزن ارزش بحث هم ندارن ..بچه ها برین قدر سلامتی خودتونو و خانواده هاتو بدونین سعی کنین کلی مسیر جدید برای زندگیتون و خوشبختیتون پیدا کنین..اینایی که شماهارو ناراحت میکنه جزو روتین های مملکته ماست.ما عادت داریم و خوب بلدیم از عهدشون بر بیایم..اگه زبونم لال همین لحظه یکی از اتفاقاتی که سرم اومد رو تجربه کنین منظورمو میفهمین..جوونیتونو بکنین..تا چشم باز کنیم بهترین روزای عمرمونم گذشته قدرشو بدونین..خواهش میکنم از همین امشب بیاین و برای این مسائل خودتونو ناراحت نکنین .ما کنار هم از عهده خیلی از مشکلات برمیایم.من مطمئنم


همه اتونو دوس دارم قربونتون برم من.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

mehsad

New member
:sadsmiley:متاسفم واقعا. نمی دونم چی بگم
امیدوارم از الان روزهای خوش واست تموم نشن
خب کسی مثل توو امثال تو.... استعداد و لیاقت بهترینها رو دارن. واست ارزوی خوشبختی و سربلندی میکنم. خوشحالم که دوستمی:28:
ببین مهساد من همین ارشد رو 2 ماه خوندم قبول شدم اونم تو شرایطی که تو چشمم 40 تا بخیه بود و نباید سرمو پایین مینداختم.3 ماه جلوی اینه نرفتم اما درس خوندم. تو همین شرایطی که مامانم هم سرطان گرفت......و اتفاقات بد پشت سر هم که این فقط 2 تا نمونه اشه..اینارو نگفتم ناراحتتون کنم اما بعضا این مسائلی که ما بابتش حرص میکشیم سر سوزن ارزش بحث هم ندارن ..بچه ها برین قدر سلامتی خودتونو و خانواده هاتو بدونین سعی کنین کلی مسیر جدید برای زندگیتون و خوشبختیتون پیدا کنین..اینایی که شماهارو ناراحت میکنه جزو روتین های مملکته ماست.ما عادت داریم و خوب بلدیم از عهدشون بر بیایم..اگه زبونم لال همین لحظه یکی از اتفاقاتی که سرم اومد رو تجربه کنین منظورمو میفهمین..جوونیتونو بکنین..تا چشم باز کنیم بهترین روزای عمرمونم گذشته قدرشو بدونین..خواهش میکنم از همین امشب بیاین و برای این مسائل خودتونو ناراحت نکنین .ما کنار هم از عهده خیلی از مشکلات برمیایم.من مطمئنم
 

senior

New member
بابا منم میگم بیاین تافل بدیم بریم پایه نیستین خو.........................
 

negar62

New member
ایول بچه ها! باور کنین توی این شرایط هیچ کس بهتر از خودتون نمیتونه باعث ایجاد انگیزه و پیشرفتتون بشه! مهساد و سیندریای عزیز، توی زندگیمون گاهی مسائل طبق قانون 90 - 10 هست! نمیدونم شنیدین یا نه، اما 90% شرایط رو خودمون ایجاد میکنیم و 10% تقدیره، اینکه چقدر به این قضیه اعتقاد داشته باشید یا نه یه مسئله شخصیه، من 6 سال بین کاردانی و کارشناسیم فاصله افتاد، غرق توی کار بودم اونم دوشیفت خصوصی که همش به نظر دیگران بیگاری بود! اما خودم بودم و خودم! یهو چشم باز کردم دیدم 26 سالمه و فقط یه کاردان معمولیم! یه جرقه و انگیزه واسه کارشناسی و الانم رسیدم این مقطع! تازه هم کار کردم و هم درس خوندم! :tonguesmiley: ولی الان که برمیگردم و پشت سرمو نگاه میکنم میبینم چقدر این سختیا واسم لذت بخشه چون نهایتش سودش به خودم رسید، شاید مالی نباشه اما میدونم که واسم توی کارم هم اعتبار آورد هم جایگاه خوب و هم توی کارهای عملی یه سروگردن جلوتر بودم! این زبان و کنکورش و مدرکش فقط یه بخش کوچیک ماجراس.. بازم میگم بهتون حق میدم، اما به قول معروف ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازست! من نمیدونم شمماها چند سالتونه، اما من الان دقیقأ 30 سالمه و شاید به نظر یه عده از دوستانم کمی دیر شروع کردم، 4 سال نسبت به هم سن و سالام از PHD عقبم، اما پر از انگیزم و میدونم این هم یه روز اتفاق می افته! همونطور که برای شما رقم خورده ! چون من ایمان دارم هرچی در باره خودت فکر کنی روزی همان خواهی شد!!
 

cnidaria_cnida19

New member
اره نگار جون.منم بین ارشد و کارشناسیم فاصله بود... از تو کوچکتر نیستم..مهم هم نیست..و اصلا قصد ادامه نداشتم...تازه داشت توی یک بیمارستان وضعیت کاریم استیبل میشد که زدم بیرون و گفتم ارشد میخونم و تا ته پیش میرم...اونجا طرف من مریضها نبودن فقط متخصصین بودن اونم حداقل 60 نفر..و 90% خصوصیاتشون مشابه بودن..یعنی جز خودشون به کسی ارزش قائل نبودن و جز پزشکی رشته های دیگه ....میشناسیشون که .........علاوه بر این ..بعضی مسائلی رو با چشمم دیدم که (خودت بهتر میدونی) ترجیح دادم تو اون محیط نباشم..چون احتمال داشت به مرور منم عوض شم.. یا روانی شم..یا حداقل اونی نباشم که الان هستم..الان همه دوستهام بهم میگن مشکل تو اینه که به هیچ چیز زندگی حریص نیستی وقتی یه چیزی رو میخوای باید باشه..این درست ولی من اعتقادم اینه که تا ارامش برقرار نباشه نمیتونیم تصمیم درست بگیریم درست فکر کنیم...ایا تمام phd ها یا اساتیدی که باهاشون برخورد کردیم خوشبخت شدن با رسیدن به اون مرحله ای که ارزو میکردن؟ الان ارامش دارن؟دغدغه هاشون تموم شد با کسب مدرکشون؟بخدا همین الانمون و شرایط فعلیمون که دائم ازش مینالیم از زندگی خیلیهاشون بهتره..من نمیخوام وارد جزئیات بشم اما به همه جنبه های قضیه فکر کنین..چرا ما ها فقط از نظر علمی فقط خودمونو با این و اون میسنجیم؟من شما رو نمیدونم ولی الان بیشتر استادای من دانشگاهو بی خیال شدن رفت تو کار برج سازی و شرکت و ........... برای همه الان هدف پوله..حالاوقتی تمام مسیرها روبسته میبینن از راه علم وارد میشن..من فقط میدونم که به قول نگارر یه روز به الان خودم و احوال پریشون الان میخندم..و میسوزم..
 

cnidaria_cnida19

New member
امروز بعد از مدتها راهم افتاد به اشپزخونه... کیک درست کردم ...گردویی..کشمشی.. شام هم مهمون دعوت کردم..برای ابگوشت..عصری میرم سنگک بخرم... ولی خیلی لذت بردم.. ادم خیلی روحیه میگیره با همین کارهای ساده که ما کنارش گذاشتیم..اصلا فراموشش کردیم..چیزای ساده تری هم هستن که زندگیمونو شادتر بکنن..دلم چفدر تنگ شده بود..برای روزی شبیه همین امروز...خیلییییییییییییی خوشحالم امروززززززززززززززززز...............خدایا فقط سلامتی میخوام....
 

Hamidvet

New member
ما ی گمشده داریم تو زندگیمون ...
نمیدونم چیه ..
دست و پا میزنیم که پیداش کنیم ...
نمدونیم کدوم سمته ، کجاااااست ..
اشکال کار ماها همینه ؛ عمره ماست که داره میره از آخرم معلوم نیست چیکار کردیم ، به چی رسیدیم ... خدایا خوودت عاقبت ما رو بخیر کن .. آمین!
 

cnidaria_cnida19

New member
بچه ها میدونین پاییز تولد منه............. خیلی ها از پاییز بدشون میاد ولی من خیلی دوسش دارم..دقت کردین پاییز تنها فصلیه که از همون روز اول رنگ و روی اصلی خودشو نشون میده؟؟؟؟ بیاین این پاییز رو تبدیل به قشنگ ترین پاییز زندگیمون بکنیم................... برنامه ریزی جدیدی برای اینده امون بکنیم و از همه لحظه های زندگیمون به بهترین نحو استفاده بکنیم و لذت ببریم .... خلاصه خیلی خوشحالم که شما دوستهای گلمو پیدا کردم.............. عصر پاییزی قشنگی رو براتون ارزو میکنم........
 

cnidaria_cnida19

New member
حمید جان اون گمشده رو باید در درونمون جستجو کنیم هر چی هست تو دنیای بیرون نیست... چون خیلی ها تو اوج موفقیت و موقعیت هنوز دنبال همون گمشده ان.. شاید ما از خدا خیلی دور شدیم نمیدونم ..باید گاها برای دردو دل با خدا زمان بزاریم بلکه دلیل این خستگی ها و بی قراری هامون فاصله از خدا باشه..
 

cnidaria_cnida19

New member
خداوند، شبان ِ من است. محتاج به هیچ چیز نخواهم بود. در مرتع‌های سبز مرا می‌خواباند، نزد ِ آب‌های راحت مرا رهبری می‌کند. جان ِ مرا برمی‌گرداند، و به خاطر ِ نام ِ خود به راه‌های عدالت هدایتم می‌نماید. چون در وادی ِ سایه‌ی موُت نیز راه روم، از بدی نخواهم ترسید، زیرا تو با من هستی. عصا و چوب‌دستی تو مرا تسلّی خواهد داد. سفره‌ای برای من به حضور ِ دشمنانم می‌گسترانی، سر ِ مرا به روغن تدهین کرده‌ای و کاسه‌ام لبریز شده است. هر آینه نیکویی و رحمت تمام ِ ایام ِ عمرم در پی ِ من خواهد بود. و در خانه‌ی خداوند ساکن خواهم بود، (حضرت داوود.مزمور23)
 

cnidaria_cnida19

New member
خدایا ! به من نگاه کن! به درون قلبم نگاه کن............ببین که آیا من از چیزی غمگین یا نگرانم....ببین آیا من کار بدی را انجام داه ام؟ به من بیاموز که چگونه تو را دوست داشته باشم............برای هر روز و همیشه.........(جوئل آندرسون_ خداوند مرا میشناسد)
 

mehsad

New member
سیییییییییییییییییییییییییییندییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی سالروزتو شاد باش میگمممممممممممممممممممممممممممممم:riz304:
 

cnidaria_cnida19

New member
سلام بچه ها شبتون بخیر..من فکر نمیکنم فردا نمره قبولی بیارم اما اگر مقدورتون بود امشب برامون دعا کنین بلکه خدا صدای شمارو شنید و معجزه ای کرد...
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: ferantic
بالا