میدونم عزیز دلم من اونقدر عاشق درس خوندنم که هیچ چیز مانع نمیشه از این راه و هدف برگردم.... اندازه این علاقه رو خودم میدونم....... هر قدر هم از تفریحم گذشته باشم یا ....... خودم خواستم...خودم این مسیر رو انتخاب کردم ... ادامه دادم وگرنه همین الانش هم برای شروع یک مسیر جدید دیر نیست........اما ارامشم تو همین امتحاناته...شاید به همین استرس هام عادت دارم...به انتظار جواب... به زمین خوردنها و بلند شدنها...من حتی اگه یه هفته درس نخونم احساس افسردگی شدید سراغم میاد که باهیچی جاش پر نمیشه....هرکسی به یه چیزی علاقه داره...منم اینطوری ام..من تا قبول نشم از رو نمیرم....... حتی زبانو قبول شم باز هر روز میخونمش... فقط از این شرایط از این جو امتحانی که یه مشت .........برامون درست کردن دلگیرم........از اینکه به اعتراضمون هم نمیرسن..حتی با دیدن اینکه بلندگوشون ایراد داره با خنده از کنارت رد میشن و میگن چی میگی خانوم همه جا اینجوریه تو نخوندی به ما چه ..... فقط یه سر سوزن ارزش و احترام بهمون نیرو میده.......مگه ما ها چی میخوایم از این زندگی؟؟؟؟؟ خستگی من از شب بیدار موندنها و روزی صبح تا شب قرنطینه شدن نیست ... من امروز واقعا با گریه اومدم خونه حتی نگاه مردم واسم مهم نبود...
تو اصفهان هم کیفیت صدا خوب نبود. تو یکی از کلاسها بلند گو قطع شده بود دوباره از اول 5-6 تا سوال اول رو خوندن.
من از هر چیزی که زوری باشه بدم میاد. این امتحان هم برای من زوریه. دلیل اینکه تنش زا شده برام هم همینه.
ببین برای بار سوم عرض می کنم. دوشیزه خانم شما زبانتون عالیه فقط این مدت تست کار کنید بعدی حتمی قبولیت.

))))
خدا رو چه دیدی شاید همینم 45 رو بیاری
من درس خوندن رو دوست دارم ولی خدایش دیگه برای زبان خوندن نمی کشم. تنها کاری که می تونم بکنم تا 18 مهر فقط تست زدنه. دیگه کیت رو می بینم حالم بد میشه.