مشاعره

sepidh gh

New member
تو بدری و خورشید تو را بنده شده‌ست .....تا بنده‌ی تو شده‌ ست تابنده شده‌ ست

زان روی که از شعاع نور رخ تو ........خورشید منیر و ماه تابنده شده‌ ست
 

sholeh.

New member
تو را پاک آفرید ایزد، ز خود شرمت نمی آید / که روزی پاک بودستی، کنون آلوده دامانی
 

nurse 82

New member
تا تو مراد من دهي كشته مرا فراق تو

تا تو به داد من رسي، من به خدا رسيده ام
 

baran-

New member
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد

وجود نازکت آزرده ی گزند مباد
 

mahii

New member
ديدي كه مرا هيچكسي ياد نكرد
جز غم كه هزار افرين بر غم باد
 

baran-

New member
دلی که غیب نمای است وجام جم دارد

زخاتمی که دمی گم شود چه غم دارد
 

mahii

New member
دین و دل بردند و قصد جان کنند

الغیاث از جور خوبان الغیاث
 

baran-

New member
ثمری گر ندهد آه فغان خواهد داد

اثری گر نکند ناله دعا خواهم کرد
 

baran-

New member
به کجا چنین شتابان

گون از نسیم پرسید

دل من گرفته زین جا

هوس سفر نداری

زغبار این بیابان
 

mahii

New member
نعره زد عشق که خونین جگری پیدا شد حسن لرزید که صاحب نظری پیدا شد
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: baran-

baran-

New member
دلا خو کن به تنهایی که از تنها بلا خیزد

سعادت آن کسی دارد که از تنها بپرهیزد
 

mahii

New member
دلبرم شاهد و طفل است و به بازی روزی

بکشد زارم ودر شرع نباشد گنهش
 

baran-

New member
شاه نشین چشم من تکیه گه خیال توست

جای دعاست شاه من بی تو مباد جای تو
 

mahii

New member
وصل من با تو همین بس که در آن کو شب تار

کنم افغان و شناسی تو به آواز مرا
 

baran-

New member
ای خوش ان روز که پرواز کنم تا بردوست

به امید سرکویت پرو بالی بزنم
 

mahii

New member
مکن کاری که بر پا سنگت آیه

جهان با این فراخی تنگت آیه

چو فردا نامه خوانان نامه خوانند

تو نامه خود بینی ننگت آیه
 
بالا