هرگه که دل به عشق دهی خوش دمی بود در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
baran- New member 2015-03-17 #5,001 هرگه که دل به عشق دهی خوش دمی بود در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
mahii New member 2015-03-17 #5,002 تا تو نگاه میکنی , کار من آه کردن است ای به فدای چشم تو , این چه نگاه کردن است - - - Updated - - - تا تو نگاه میکنی , کار من آه کردن است ای به فدای چشم تو , این چه نگاه کردن است
تا تو نگاه میکنی , کار من آه کردن است ای به فدای چشم تو , این چه نگاه کردن است - - - Updated - - - تا تو نگاه میکنی , کار من آه کردن است ای به فدای چشم تو , این چه نگاه کردن است
baran- New member 2015-03-17 #5,003 تحمل گفتی و من هم که کردم سالها اما چقدر آخر تحمل بلکه یادت رفته پیمانت
baran- New member 2015-03-17 #5,005 یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست از نقطه ای بترس که شیطانی ات کند
mahii New member 2015-03-17 #5,006 دارم از زلف سياهش گله چندان كه مپرس كه چنان زو شده ام بي سر و سامان كه مپرس
baran- New member 2015-03-17 #5,007 سحر با باد می گفتم حدیث آرزو مندی خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی
mahii New member 2015-03-17 #5,008 یك دست آوازی ندارد نازنینم ما خامشان این دست های بی دهانیم افسانه ها ،میدان عشاق بزرگند ما عاشقان كوچك بی داستانیم
یك دست آوازی ندارد نازنینم ما خامشان این دست های بی دهانیم افسانه ها ،میدان عشاق بزرگند ما عاشقان كوچك بی داستانیم
baran- New member 2015-03-17 #5,009 ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم جامه ی کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم
mahii New member 2015-03-17 #5,010 مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست
baran- New member 2015-03-17 #5,011 ترسم که اشک در غم ما پرده در شود وین راز سر به مهر به عالم ثمر شود
baran- New member 2015-03-17 #5,013 روز ها فکر من این است همه شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
mahii New member 2015-03-17 #5,014 ما و مجنون همسفر بودیم در دشت جنون او به مقصد ها رسید و ما هنوز آواره ایم
baran- New member 2015-03-17 #5,015 ما و مجنون درس عشق از یک ادیب اموختیم او به ظاهر گشت عاشق ما به معنا سوختیم
mahii New member 2015-03-17 #5,016 مرا غرض زنماز آن بود که پنهانی حدیث درد فراق تو باز بگذارم وگرنه این چه نمازی بود که من با تو نسشته روی به محراب و دل به بازارم
مرا غرض زنماز آن بود که پنهانی حدیث درد فراق تو باز بگذارم وگرنه این چه نمازی بود که من با تو نسشته روی به محراب و دل به بازارم
baran- New member 2015-03-17 #5,017 من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی
mahii New member 2015-03-17 #5,018 یا بزن سیلی به رویم یا نوازش کن سرم در دو حالت چون رسم بردست تو می بوسمش
baran- New member 2015-03-17 #5,019 شادمانیم که در سنگدلی چون دیوار باز هم پنجره ای در دل دریایی ماست
mahii New member 2015-03-17 #5,020 تا حبّ علی و آل او یافته ایم کام دل خویش مو به مو یافته ایم وز دوستی علی و اولاد علی است در هر دو جهان گر آبرو یافته ایم
تا حبّ علی و آل او یافته ایم کام دل خویش مو به مو یافته ایم وز دوستی علی و اولاد علی است در هر دو جهان گر آبرو یافته ایم