مشاعره

Y77

New member
یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد
به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد
 

bme88

New member
در این سرای بی کسی کسی به در نمی زند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند
 

shiny

New member
دیدی که مرا هیچکسی یاد نکرد

جز غم که هزار آفرین بر غم باد
 

ham.ad

New member
دلم میخواد به اصفهان برگردم
بازم به اون نصف جهان برگردم!!
 

ham.ad

New member
حالا که کسی نیست خودم بقیه اش رو میگم:

من ان گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی ابی
ولی با خفت و زاری پی شبنم نمیگردم.
 

mahii

New member
من زنده ک نیستم میان کفنم
دل.ابر گرفته ایست در پیرهنم
اینگونه بدست خالیم زل نزنید
من وارث درد هفت میلیارد تنم
 

shiny

New member
مرا به خلسه می برد حضور ناگهانیت

سلام و حال پرسی و شروع خوش زبانیت

فقط نه کوچه باغ ما..... فقط نه اینکه این محل

احاطه کرده شهر را شعاع مهربانیت
 
آخرین ویرایش:

fate-gh

New member
تکیه کردم بر وفای تو غلط کردم غلط
باختم جان در هوای تو غلط کردم غلط
 

shiny

New member
طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف

ور بکشم زهی طرب ور بکشد زهی شرف
 

bme88

New member
فراق و وصل چه باشد رضای دوست طلب
که حیف باشد از او غیر او تمنایی
 

shiny

New member
یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود
 

shiny

New member
در دفتر دل ها غزل ناب تویی
در ظلمت شب بلوغ مهتاب تویی
ای همسفر سپیده ، ای عابر نور
لطف چمن و صداقت آب تویی
 

shiny

New member
یاری اندر کس نمیبینم یاران را چه شد

دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
 

abtin13

New member
یاد باد آنکه خرابات نشین بودم و مست
وآنچه در مسجد امروز کم است آنجا بود
 

shiny

New member
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم

لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی
 

bme88

New member
یاد وصال می‌ کنم دیده پر آب می شود
شرح فراق می کنم سینه کباب می شود
 
بالا