مشاعره

abtin13

New member
بر شاخ امید اگر بری یافتمی
هم رشته خویش را سری یافتمی
تا چند به تنگنای زندان وجود
ای کاش سوی عدم دری یافتمی
 

nastaran8

New member

یاد باد آنکه در صفحه ی شطرنج دلت
شاه غم بودم و با کیش رخت مات شدم
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: abtin13

کینز

New member
من از آن حسن روز افزون که یوسف داشت دانستم

که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخارا
 

mohana

Well-known member
اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم
اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم...
 

abtin13

New member
می خور که ز دل کثرت و قلت ببرد
اندیشه هفتاددو دو ملت ببر
پرهیز مکن ز کیمیایی که از او
یک جرعه خوری هزار علت ببرد
 

nastaran8

New member
تــو حــلــقــه بــردر راز قــضــا نــدانـی زد
مـگـر کـه ره بـه حـریـم رضـا تـوانـی یافت
 

virologist93

New member
تو ای تنهاتر از تنها به دنبال تو میگردم
تو ای پیدا و نا پیدا به دنبال تو میگردم
 

ATTRIN

New member
مپرس حال مرا! روزگار یارم نیست
جهنمی شده ام، هیچ کس کنارم نیست
 

baran71

New member
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی
 

baran71

New member
معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا

کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا
 

AWWA

New member
ابروی دوست گوشه محراب دولت است
آنجا بمال چهره وحاجت بخواه از او
 

AWWA

New member
در خم زلف تو آن خال سیه دانی چیست؟
نقطه دوده که در حلقه جیم افتادست
 

baran71

New member
توقیع شمس آمد شفق طغرای دولت عشق حق

فال وصال آرد سبق کان عشق زد این فالها
 

AWWA

New member
آنکه جز کعبه مقامش نبد از یاد لبت
بر در میکده دیدم که مقیم افتادست


- - - Updated - - -

آنکه جز کعبه مقامش نبد از یاد لبت
بر در میکده دیدم که مقیم افتادست
 

sepideeee

New member
تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بین
کس واقف ما نیست که از دیده چه ها رفت


- - - Updated - - -

تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بین
کس واقف ما نیست که از دیده چه ها رفت
 
بالا