اشعار فلسفی شدن :shocked:در دایره وجود موجود علیست
اندر دوجهان مقصد و مقصود علیست
شکستم توبه ام ساقی تو هم بکشن سر خم را
بزن سنگی به جام می که بشکن بشکن است امشب
شکستم توبه را از بس شکن در زلف او دیدم
دل زاهد شکست از من که بشکن بشکن است امشب
قدح بشکست و دل بشکست و جام باده هم بشکست
خدایا در سرای ما چه بشکن بشکن است امشب
رفیقان خمره بشکستند و ماهم توبه بشکستیم
تو هم اهل دلی بشکن که بشکن بشکن است امشب
صفا دارد شکست ساغر و پیمانه و توبه
بیا در مجمع رندان که بشکن بشکن است امشب
حیف بود این شعر اگه فقط یه بیتشو می نوشتم
پس جزو دوستان اهل دل بودن این بچه های خوابگاه.تبارک الله :riz277:یاد یکی از بچه های خابگاهمون افتادم این شعرتونو زیاد میخوند
به رغم مُدَّعیانی که منع عشق کنند
جمال چهرهی تو، حجت مُوجَّه ماست