مشاعره

nastaran8

New member
ملکا ذکر تو گويم که تو پاکی و خدایی
 نروم جز به همان ره که توام راهنمایی
 

sepideeee

New member
یاد آن روزی که یاری داشتیم
این چنین خار نبودیم اعتباری داشتیم
ای که ما را در زمستان دیده ای با چشم تر
این زمستان را نبین ما هم بهاری داشتیم !!!
 

abtin13

New member
می خوردن و شاد بودن آیین من است
فارغ بودن ز کفر و دین ، دین من است
گفتم به عروس دهر کابین تو چیست
گفتا دل خرم تو کابین من است
 

کینز

New member
تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است

ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
 

abtin13

New member
ترکیب طبایع چو به کام تو دمی است
رو شاد بزی اگرچه بر تو ستمی است
با اهل خرد باش که اصل تن تو
گردی و نسیمی و غباری و دمی است
 

abtin13

New member
مشنو سخن از زمانه ساز آمدگان
می خواه مُرَوَّق به طراز آمدگان
رفتند یکان یکان فراز آمدگان
کس می ندهد نشان ز باز آمدگان
 

nastaran8

New member
نمی دانم چه می خواهم خدايا ، به دنبال چه می گردم شب و روز 
چه می جويد نگاه خسته من ، چرا افسرده است اين قلب پرسوز 


- - - Updated - - -

نمی دانم چه می خواهم خدايا ، به دنبال چه می گردم شب و روز 
چه می جويد نگاه خسته من ، چرا افسرده است اين قلب پرسوز 
 

mozhdeee

New member
ز لب دوختن غنچه را زندگي ست

چو بشکفت زان پس پراکندگي است

- - - Updated - - -

ز لب دوختن غنچه را زندگي ست

چو بشکفت زان پس پراکندگي است
 

ketabsabz

Well-known member
تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق
هر دم آید غمی از نو به مبارکبادم
 

abtin13

New member
ماییم و می و مطرب و این کنج خراب
جان و دل و جام و جامه در رهن شراب
فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب
آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب
 

abtin13

New member
می لعل مذابست و صُراحی کان است
جسم است پیاله و شرابش جان است
آن جام بلورین که ز می خندان است
اشکی است که خون دل در او گریان است
 

nastaran8

New member
تو نسیم خوش نفسی ، من کویر خار و خسم
گر به فریادم نرسی ، من چو مرغی در قفسم 
 

mozhdeee

New member
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید
که ز انفاس خوشش بوی کسی می اید
 

baran71

New member
دلی دیرم خریدار محبت
کز او گرم است بازار محبت
لباسی دوختم بر قامت دل
زپود محنت و تار محبت
 

abtin13

New member
یاران موافق همه از دست شدند
در پای اجل یکان یکان پست شدند
خوردیم ز یک شراب در مجلس عمر
دوری دو سه پیشتر ز ما مست شدند
 

baran71

New member
در کفش تير و کمان از بهر گرگ
تا زند گر آيد آن گرگ سترگ

:28:ممنونم مژده جان
 

mozhdeee

New member
روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است

بنويسيد که يک مرغ مهاجر بودهاست
 
بالا