مشاعره

baran71

New member
در خانه چنین جمعی در جمع چنین شمعی

دارم ز تو من طمعی تا روز مشین از پا
 

mozhdeee

New member
در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن

شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

- - - Updated - - -

از همه سوی جهان جلوه‌ی او می‌بینم

جلوه‌ی اوست جهان کز همه سو می‌بینم
 

abtin13

New member
یا رب مرا یاری بده تا سخت آزارش کنم
هجرش دهم، زجرش دهم ،خوارش کنم ،زارش کنم
 

baran71

New member
مجلس به تو فرخنده عشرت ز دمت زنده

چون شمع فروزنده تا روز مشین از پا
 

mozhdeee

New member
بچه ها سرعتتون خیلی بالاس به تازه واردام مجال بدین دیگه:p7977cujr38iyymsu8:

- - - Updated - - -

تکیه کردم بر وفای او غلط کردم غلط

باختم جان در هوای او غلط کردم غلط
 

mozhdeee

New member
طبیبا درد سر کم کن که من بیمار هجرانم

به دارو احتیاجم نیست از درد عشق می نالم
 

baran71

New member
ما را چو ز سر بردی وین جوی روان کردی

در آب فکن زوتر بط زاده آبی را
 

mozhdeee

New member
آسايش دو گيتی تفسير اين دو حرف است

با دوستان مروت با دشمنان مدارا
 

baran71

New member
از فراق شمس دین افتاده ام در تنگنا

او مسیح روزگار و درد چشمم بیدوا
 

baran71

New member
تا بشاید خدمت مخدوم جان ها شمس دین

آن قباد و سنجر و اسکندر و خاقان ما
 

baran71

New member
در دهان عقل ریزد خون او را بردوام

تا رهاند روح را از دام و از دستان ما
 

mozhdeee

New member
آن شیر دلاور که زبهر طمع نفس

در خوان جهان پنجه نیالود، علی بود
 

baran71

New member
در آتش و در سوز من شب می برم تا روز من

ای فرخ پیروز من از روی آن شمس الضحی
 

mozhdeee

New member
یادم آید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
 
بالا