مشاعره

abtin13

New member
دوران جهان بی می و ساقی هیچ است
بی زمزمه ساز عراقی هیچ است
هر چند در احوال جهان می نگرم
حاصل همه عشرت است و باقی هیچ است
 

abtin13

New member
شادی بطلب که حاصل عمر دمی است
هر ذره ز خاک کیقبادی و جمی است
احوال جهان و اصل این عمر که هست
خوابی و خیالی و فریبی و دمی است
 

sepidh gh

New member
شادی بطلب که حاصل عمر دمی است
هر ذره ز خاک کیقبادی و جمی است
احوال جهان و اصل این عمر که هست
خوابی و خیالی و فریبی و دمی است


تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود..... سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
 

ATTRIN

New member
در و دیوار به حال دل من زار گریست
هر کجا ناله ناکامی خود سر کردم
 

abtin13

New member
من بی می ناب زیستن نتوانم
بی باده کشید بار تن نتوانم
من بنده آن دمم که ساقی گوید
یک جام دگر بگیر و من نتوانم
 

baran71

New member
نیست مرا کار و دکان هستم بی کار جهان

زان که ندانم جز تو کارگزاری صنما
 

abtin13

New member
بر سنگ زدم دوش سبوی کاشی
سرمست بدم چو کردم این اوباشی
با من به زبان حال می گفت سبو
من چون تو بدم تو نیز چون من باشی
 

baran71

New member
یاری که دلم خستی در بر رخ ما بستی

غمخواره یاران شد تا باد چنین بادا
 

abtin13

New member
ای یار غلط کردی با یار دگر رفتی
از کار خود افتادی در کار دگر رفتی
 

کینز

New member
یابفرما به سرایم یا بفرما به سر آیم

غرضم وصل تو باشد چه بیایی چه بیایم


آخی بالاخره گفتم
 
آخرین ویرایش:

abtin13

New member
تا زهره و مه در آسمان گشت پدید
بهتر ز می ناب کسی هیچ ندید
من در عجبم ز می فروشان کایشان
زین به که فروشند چه خواهند خرید
 

baran71

New member
درویش فریدون شد هم کیسه قارون شد

همکاسه سلطان شد تا باد چنین بادا
 

کینز

New member
الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور

پدر را باز جو آخر کجا شد مهر فرزندی؟
 
بالا