مشاعره

mohana

Well-known member
پس چرا ترتیب به هم خورد؟!

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم
در میان لاله و گل آشیانی داشتم
 

profsor

New member
من اگرکامرواگشتم وخوشدل چه عجب
مستحق بودم واین ها به زکاتم دادند
 

FARNAZz

Member
دلم خون شد از این افسرده پاییز
از این افسرده پاییز غم انگیز
غروبی سخت محنت بار دارد
همه درد است وبا دل کار دارد
 

sepideeee

New member
دلم خون شد از این افسرده پاییز
از این افسرده پاییز غم انگیز
غروبی سخت محنت بار دارد
همه درد است وبا دل کار دارد


[ دوست دارم که بپوشی رخ همچون قمرت
تا چو خورشید نبینند به هر بام و درت
 
آخرین ویرایش:

FARNAZz

Member
تو را گم می كنم هر روز و پیدا می كنم هر شب
بدین سان خواب ها را با تو زیبا می كنم هر شب
آنگاه تبی این كاه را چون كوه سنگین می كند
چه آتشها كه در این كوه برپا می كنم هر شب
 

FARNAZz

Member
یک قطره آبم که در اندیشه دریا
افتادم و باید بپذیرم که بمیرم
یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم
 

sepideeee

New member

مستانه گذاری به سرم کردی و رفتی
دیوانه و دیوانه ترم کردی و رفتی !!!
 

FARNAZz

Member
یک ذره وفا را به دو عالم نفروشیم
هر چند در این عهد خریدار ندارد
صائب تبریزی
 

sepideeee

New member

درد بی عشقی ما دید و دریغش امد
آتش شوق در این جان شکیبا زد و رفت .....
 

@parisa

New member
ترسم که سر کوی تو را سیل بگیرد
ای بی خبر از گریه مستانه ام امشب
 

@parisa

New member
آن شب که گفتی باورم کن با تو میمانم
دلواپسی های من از صبح فردا بود
آن شب که گفتی با تو هستم تا که دنیا هست
باور نکردم گرچه این جمله زیبا بود
 

sepideeee

New member


دوش بی روی تو آتش به سرم بر می شد
آبی از دیده می آمد که زمین تر میشد
 

pashmak

New member
در ان نفس که بمیرم در ارزوی توباشم
بدان امید دهم جان که خاک کوی توباشم
 

sepideeee

New member
مبر ز موی سپیدم گمان به عمر دراز
جوان به حادثه ای پیر می شود گاهی
 

FARNAZz

Member
یادباد آن که چو آغاز سخن می‌کردی
با تو صد زمزمه در زیر زبان بود مرا
 

sepideeee

New member

آمدی اما جوانی رفته بود از دست من
عمرم اخر شد ز بس در این سفر تاخیر بود
 

Asoo

New member
دل گر چه در این بادیه بسیار شتافت
یک موی ندانست ولی موی شکافت
 
بالا