پس چرا ترتیب به هم خورد؟! یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم در میان لاله و گل آشیانی داشتم
mohana Well-known member 2013-09-24 #3,361 پس چرا ترتیب به هم خورد؟! یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم در میان لاله و گل آشیانی داشتم
P profsor New member 2013-09-24 #3,362 من اگرکامرواگشتم وخوشدل چه عجب مستحق بودم واین ها به زکاتم دادند
FARNAZz Member 2013-09-24 #3,363 دلم خون شد از این افسرده پاییز از این افسرده پاییز غم انگیز غروبی سخت محنت بار دارد همه درد است وبا دل کار دارد
دلم خون شد از این افسرده پاییز از این افسرده پاییز غم انگیز غروبی سخت محنت بار دارد همه درد است وبا دل کار دارد
sepideeee New member 2013-09-24 #3,364 FARNAZz گفت: دلم خون شد از این افسرده پاییز از این افسرده پاییز غم انگیز غروبی سخت محنت بار دارد همه درد است وبا دل کار دارد کلیک کنید تا باز شود... [ دوست دارم که بپوشی رخ همچون قمرت تا چو خورشید نبینند به هر بام و درت آخرین ویرایش: 2013-09-24
FARNAZz گفت: دلم خون شد از این افسرده پاییز از این افسرده پاییز غم انگیز غروبی سخت محنت بار دارد همه درد است وبا دل کار دارد کلیک کنید تا باز شود... [ دوست دارم که بپوشی رخ همچون قمرت تا چو خورشید نبینند به هر بام و درت
FARNAZz Member 2013-09-26 #3,365 تو را گم می كنم هر روز و پیدا می كنم هر شب بدین سان خواب ها را با تو زیبا می كنم هر شب آنگاه تبی این كاه را چون كوه سنگین می كند چه آتشها كه در این كوه برپا می كنم هر شب
تو را گم می كنم هر روز و پیدا می كنم هر شب بدین سان خواب ها را با تو زیبا می كنم هر شب آنگاه تبی این كاه را چون كوه سنگین می كند چه آتشها كه در این كوه برپا می كنم هر شب
FARNAZz Member 2013-09-26 #3,367 یک قطره آبم که در اندیشه دریا افتادم و باید بپذیرم که بمیرم یا چشم بپوش از من و از خویش برانم یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم
یک قطره آبم که در اندیشه دریا افتادم و باید بپذیرم که بمیرم یا چشم بپوش از من و از خویش برانم یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم
sepideeee New member 2013-09-26 #3,368 مستانه گذاری به سرم کردی و رفتی دیوانه و دیوانه ترم کردی و رفتی !!!
FARNAZz Member 2013-09-27 #3,369 یک ذره وفا را به دو عالم نفروشیم هر چند در این عهد خریدار ندارد صائب تبریزی
sepideeee New member 2013-09-27 #3,370 درد بی عشقی ما دید و دریغش امد آتش شوق در این جان شکیبا زد و رفت .....
pashmak New member 2013-09-27 #3,373 @parisa گفت: ترسم که سر کوی تو را سیل بگیرد ای بی خبر از گریه مستانه ام امشب کلیک کنید تا باز شود... با صد هزار جلوه برون امدی که من باصد هزار چشمه تماشا کنم تورا
@parisa گفت: ترسم که سر کوی تو را سیل بگیرد ای بی خبر از گریه مستانه ام امشب کلیک کنید تا باز شود... با صد هزار جلوه برون امدی که من باصد هزار چشمه تماشا کنم تورا
@parisa New member 2013-09-27 #3,374 آن شب که گفتی باورم کن با تو میمانم دلواپسی های من از صبح فردا بود آن شب که گفتی با تو هستم تا که دنیا هست باور نکردم گرچه این جمله زیبا بود
آن شب که گفتی باورم کن با تو میمانم دلواپسی های من از صبح فردا بود آن شب که گفتی با تو هستم تا که دنیا هست باور نکردم گرچه این جمله زیبا بود
sepideeee New member 2013-09-27 #3,375 دوش بی روی تو آتش به سرم بر می شد آبی از دیده می آمد که زمین تر میشد
pashmak New member 2013-09-27 #3,376 در ان نفس که بمیرم در ارزوی توباشم بدان امید دهم جان که خاک کوی توباشم
sepideeee New member 2013-09-27 #3,377 مبر ز موی سپیدم گمان به عمر دراز جوان به حادثه ای پیر می شود گاهی
sepideeee New member 2013-09-30 #3,379 آمدی اما جوانی رفته بود از دست من عمرم اخر شد ز بس در این سفر تاخیر بود