تنی که نیست ثابت در ره عشق ذره ذره به آ؛تش سوتن بسوزد
FARNAZz Member 2013-09-12 #3,342 دوان به سوی تو بودم که از جفا تیری زد عشق بر کمرم نازنین خداحافظ قسم به چشم سیاهت که از مصیبت عشق هنوز دربه درم نازنین خداحافظ
دوان به سوی تو بودم که از جفا تیری زد عشق بر کمرم نازنین خداحافظ قسم به چشم سیاهت که از مصیبت عشق هنوز دربه درم نازنین خداحافظ
Maryam.A Well-known member 2013-09-15 #3,343 ظالمی را خفته دیدم نیم روز گفتم این فتنه است خوابش برده به وآنکه خوابش بهتر از بیداری است آن چنان بد زندگانی مرده به
ظالمی را خفته دیدم نیم روز گفتم این فتنه است خوابش برده به وآنکه خوابش بهتر از بیداری است آن چنان بد زندگانی مرده به
sepideeee New member 2013-09-15 #3,345 دم به دم زنده از آنیم که دم زنده از اوست دم زن از عشق وجودی که عدم زنده از اوست
mohana Well-known member 2013-09-15 #3,347 پست های اضافی حذف شد!.......این جا تاپیک مشاعره س!! نه جملات زیبا!:auizz3ffy9vla57584x FARNAZz گفت: تا ابد یاد عزیزان ز دل وجان نرود جان اگر رفت ولی خاطر خوبان نرود کلیک کنید تا باز شود... در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند گر تو نمی پسندی تغییر کن قضا را
پست های اضافی حذف شد!.......این جا تاپیک مشاعره س!! نه جملات زیبا!:auizz3ffy9vla57584x FARNAZz گفت: تا ابد یاد عزیزان ز دل وجان نرود جان اگر رفت ولی خاطر خوبان نرود کلیک کنید تا باز شود... در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند گر تو نمی پسندی تغییر کن قضا را
FARNAZz Member 2013-09-15 #3,348 ای معلم نام و هم یادت به خیر یاد درس آب و بابایت به خیر ای دبستانی ترین احساس من باز گرد این مشق ها را خط بزن
ای معلم نام و هم یادت به خیر یاد درس آب و بابایت به خیر ای دبستانی ترین احساس من باز گرد این مشق ها را خط بزن
M mehdi.sh New member 2013-09-19 #3,349 نه هر که چهره برافروخت دلبری داند نه هر آیینه گری سکندری داند
mohana Well-known member 2013-09-20 #3,351 دشت خشکید و زمین سوخت و باران نگرفت زندگی بعد تو بر هیچ کس آسان نگرفت...
pashmak New member 2013-09-20 #3,353 دیوید سون گفت: توانا بود هرکه دانا بود ز دانش دل پیر برنا بود کلیک کنید تا باز شود... در گذرگاه زمان خیمه شب بازی دهر عشق ها می میرند رنگها رنگ دگر میگرند وفقط خاطره ها می مانند
دیوید سون گفت: توانا بود هرکه دانا بود ز دانش دل پیر برنا بود کلیک کنید تا باز شود... در گذرگاه زمان خیمه شب بازی دهر عشق ها می میرند رنگها رنگ دگر میگرند وفقط خاطره ها می مانند
FARNAZz Member 2013-09-20 #3,354 در کوی عشق باشد، جان را خطر اگر چه جایی که عشق باشد، جان را خطر نباشد
mahii New member 2013-09-21 #3,356 :heart:دلا خو كن به تنهايي كه از تنها بلا خيزد سعادت ان كسي دارد كه از تنها ببرهيزد:heart:
mohana Well-known member 2013-09-22 #3,357 دلبرکه جان فرسود از او کام دلم نگشود از او نومید نتوان بود از او باشد که دلداری کند
FARNAZz Member 2013-09-23 #3,358 دلم ز دست زمین و زمان به تنگ آمد مرا ببر به زمین و زمانه ای دیگر قیصر امین پور
N no0shin New member 2013-09-24 #3,359 او می رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می رود
P profsor New member 2013-09-24 #3,360 در ره منزل لیلی که خطر هاست در آن شرط اول قدم آن است که مجنون باشی