مشاعره

FARNAZz

Member
تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه، محو تماشای نگاهت
 

FARNAZz

Member
یک عمر نفس پشت نفس با تو دویدم
اینبار قدم روی قدم سرزنشم کن
من سایه ی پنهان شده در پشت غبارم
آه این منم ای آینه کم سرزنشم کن
 

profsor

New member
ما و مجنون همسفر بودیم در دشت جنون
او به مقصد ها رسید و ما هنوز آواره ایم
 

FARNAZz

Member
در این تنهایی مطلق که می بندد به زنجیرم
وبی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد
وبرف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد
چگونه بگذرم از عشق و از دلبستگی هایم؟
چگونه می روی با اینکه می بینی چه تنهایم؟
 

Maryam.A

Well-known member
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی که برخاست مشکل نشیند
 

FARNAZz

Member
دامن کشان ز دیده من می روی به ناز
اما به دوستی قسم از دل نمی روی
با سر گرانی از بر من می روی ولی
دانم ز یار غمزده غافل نمیروی
 

sepideeee

New member
دامن کشان ز دیده من می روی به ناز
اما به دوستی قسم از دل نمی روی
با سر گرانی از بر من می روی ولی
دانم ز یار غمزده غافل نمیروی

یا وفا .. یا خبر وصل تو .. یا مرگ رقیب !!
بود آیا که فلک زین دو . سه . کاری بکند ؟؟؟؟
 

FARNAZz

Member
در روح دیر باور و مشکل پسند من
آن گونه ای که چون خدا می پرستمت
 

profsor

New member
تو را گم می کنم هر روز وپیدا می کنم هرشب
بدین سان خواب ها را باتو زیبا می کنم هر شب
 

mohana

Well-known member
به مژگان سیه کردی هزاران رخنه درر دینم
بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم
 

FARNAZz

Member
من از روزی که دل بستم به چشمان تو می دیدم
که چشمان تو می افتند دنبال دلی دیگر
به هر کس دل ببندم بعد از این خود نیز می دانم
به جز اندوه دل کندن ندارد حاصلی دیگر
 

mohana

Well-known member
روز وصل دوستداران یاد باد
یاد باد آن روزگاران یاد باد
 

mohana

Well-known member
دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد
که چو سرو پایبند است و چو لاله داغ دارد
 
بالا