مشاعره

ZOT

New member
تو،همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من،همه محو تماشای نگاهت
 

ZOT

New member
تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا كه دلت با دگران است
 

leylii

New member
توانگر اول درویش خود به دست آور
که مخزن زرو گنج درم نخواهد ماند
 

leylii

New member
نیکی پیر مغان بین که چو ما بد مستان
هر چه کردیم بچشم کرمش زیبا بود
 

bioelectric

Active member
دلخون شده ی وصلم ولبهای تو سرخ است
سرخ است ولی سرختر از خون جگر نه
 

mohana

Well-known member
هر كس به طريقي دل ما مي شكند
بيگانه جدا،دوست جدا مي شكند
بيگانه اگر مي شكند حرفي نيست
از دوست بپرسيد چرا مي شكند ؟
 

mohana

Well-known member
در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم
عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می‌کشم
 

mohana

Well-known member
ماهها رفته از آن روز که رفتی اما
یاد تو یک نظر از خاطر من دور نشد...
 

bioelectric

Active member
ده بار از آن راه بدان خانه برفتید
یک بار از این خانه بر این بام بر آیید
 

leylii

New member
در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب
یارب مباد آنکه گدا معتبر شود
 

bioelectric

Active member
در دیگران می جویی ام اما بدان ای دوست
اینسان نمی یابی ز من حتی نشان ای دوست
 

arezoo90

New member
تا کار به کام دل مجروح بود
تاملک تنم بی ملک روح بود
امید من انست ز درگاه خدا
کابواب سعادت همه مفتوح بود
 

بارلی

New member
در این درگه که گه گه که که که که شود ناگه

مشو غره به امروزت که از فردا نیی اگه
 

bioelectric

Active member
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
 
بالا