najma
New member
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا ...
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
دانی زچه رو سرنهان با تو نگویم
طوطی صفتی طاقت اسرار نداری
یار مرا غار مرا عشق جگر خوار مرا
یار تویی غار تویی خواجه نگه دار مرا
یار مرا غار مرا عشق جگر خوار مرا
یار تویی غار تویی خواجه نگه دار مرا
یا رب این شاه وش ماهرخ زهره جبینای آبشار نوحه گر از بهر چیستی
چین بر جبین فکنده زاندوه کیستی
دردت چه بود که چون من تمام شب
سر را به سنگ میزدی و می گریستی
یا رب این شاه وش ماهرخ زهره جبین
یار یکتای که و گوهر یکدانه کیست
یا رب این شاه وش ماهرخ زهره جبین
یار یکتای که و گوهر یکدانه کیست
تا نگردی آشنا زین پرده رازی نشنوی
گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
شاه شمشادقدان خسروشیرین قدمانتا نگردی آشنا زین پرده رازی نشنوی
گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
الا ای پیرفرزانه مکن عیبم زمیخانهشب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها ....
شاه شمشادقدان خسروشیرین قدمان
که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان
الا ای پیرفرزانه مکن عیبم زمیخانه
که من درترک پیمانه دلی پیمان شکن دارم
مرا می بینی و هر دم زیادت می کنی دردمتا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است
ای ب فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
دو ستان شرح پریشانی من گوش کنیدمن از بازوی خود دارم بسی شکر
ک زور مردم آزاری ندارد
مرا می بینی و هر دم زیادت می کنی دردم
تو را می بینم و هر دم زیادت می شود میلم
دو ستان شرح پریشانی من گوش کنید
داستان غم پنهانی من گوش کنید
دستم نداد قوت رفتن به پیش دوستنقد ها را بود آیا که عیاری گیرند
تا همه صومعه داران پی کاری گیرند ...
دستم نداد قوت رفتن به پیش دوست
چندی به پای رفتم و چندی به سرشدم