یار مردان خدا باش که در کشتی نوح هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را
Mohammad gh New member 2013-02-08 #741 یار مردان خدا باش که در کشتی نوح هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را
fateme67 New member 2013-02-08 #742 آبرو میرود ای ابر خطا پوش ببار که به دیوان عمل نامه سیاه آمده ایم
S setayesh71 New member 2013-02-08 #743 من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی ولی با خفت و خواری پی شبنم نمی گردم
fateme67 New member 2013-02-08 #744 میکشیم از قدح لاله شرابی موهوم چشم بد دور که بی مطرب و می مدهوشیم
S setayesh71 New member 2013-02-08 #745 من و تو دو تا پرنده تو قفس زندونی بودیم جای پر زدن نداشتیم ولی آسمونی بودیم
mohana Well-known member 2013-02-08 #746 مرا دردیست اندر دل که گر گویم زبان سوزد وگر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد
S setayesh71 New member 2013-02-08 #747 دعا کردم که تنها مال من شی تو تعبیر قشنگ فال من شی دعا کردم بدونی چشم براتم هنوز دلبسته بغض صداتم
mohana Well-known member 2013-02-09 #748 مرا در منزل جانان چه جای عیش چون هردم جرس فریاد می دارد که بر بندید محمل ها
Mohammad gh New member 2013-02-09 #749 آن پریشانی شب های دراز و غم دل همه در سایه ی گیسوی نگار آخر شد
fateme67 New member 2013-02-09 #751 دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود تعبیر رفت و کار ،به دولت حواله بود
mohana Well-known member 2013-02-09 #752 در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
Mohammad gh New member 2013-02-09 #754 رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن ترک من خرابه شب گرد مبتللا کن ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن
رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن ترک من خرابه شب گرد مبتللا کن ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن
fateme67 New member 2013-02-09 #755 ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق برو ای خواجه عاقل هنری بهتر از این
raha 24 New member 2013-02-09 #758 من از آن حسن روز افزون که یوسف داشت دانستم که عشق از پرده ی عصمت برون آرد زلیخا را
raha 24 New member 2013-02-09 #760 اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل مارا به خال هندویش بخشم سمرقندو بخارارا