bioelectric
Active member
شبی که دیدمت با دیگری در کوچه جا خوردی
وناچار این طلوع تازه را اقرار کردی تو
نمی بخشم تو را،او را و هرکس را که بد باشد
خدایم خود تلافی می کند هرکار کردی تو
نمی بایست نفرین آخر پیمان ما باشد
مرا اما به این کار غلط ناچار کردی تو
دلم را دیگر از هرچه نگاه و آرزو کندم
تمام پنجره های مرا دیوار کردی تو
ر
شاعر این شعر کیه؟
راستی پرهای گنجشکان قلبم زخمی اند
یادتان باشد که از آنها پرستاری کنید
با ن