مشاعره..... با حرفی که نفر قبلیت میگه شعر بگو.. برای نفر بعدیت یه حرف بگو

bioelectric

Active member
شبی که دیدمت با دیگری در کوچه جا خوردی
وناچار این طلوع تازه را اقرار کردی تو
نمی بخشم تو را،او را و هرکس را که بد باشد
خدایم خود تلافی می کند هرکار کردی تو
نمی بایست نفرین آخر پیمان ما باشد
مرا اما به این کار غلط ناچار کردی تو
دلم را دیگر از هرچه نگاه و آرزو کندم
تمام پنجره های مرا دیوار کردی تو
ر

شاعر این شعر کیه؟
راستی پرهای گنجشکان قلبم زخمی اند
یادتان باشد که از آنها پرستاری کنید

با ن
 

FARNAZz

Member
رفتی و دیگر نمی بینم تو رو
خاطراتت رو در این غم خانه مهمان میکنم
د
دلم با عادتی شیرین همیشه چشم به راهت بود
تو مهتاب هزاران سال، دلم تنگ نگاهت بود
چه خوش رفتم به خواب عشق، چه شیرین عاشقی کردم
که حتی با منم هستی، به دنبال تو میگردم
ک
 

leylii

New member
دلم با عادتی شیرین همیشه چشم به راهت بود
تو مهتاب هزاران سال، دلم تنگ نگاهت بود
چه خوش رفتم به خواب عشق، چه شیرین عاشقی کردم
که حتی با منم هستی، به دنبال تو میگردم
ک

کنیز اختران چندو بیدار
به خواب ای مه مواظب دارد این دل
 

bioelectric

Active member
دلم با عادتی شیرین همیشه چشم به راهت بود
تو مهتاب هزاران سال، دلم تنگ نگاهت بود
چه خوش رفتم به خواب عشق، چه شیرین عاشقی کردم
که حتی با منم هستی، به دنبال تو میگردم
ک

کار بزرگ خویش را کوچک مپندار
از دوست دشمن ساختن کار کمی نیست
با ز
 

FARNAZz

Member
شاعر این شعر کیه؟
راستی پرهای گنجشکان قلبم زخمی اند
یادتان باشد که از آنها پرستاری کنید

با ن
همه شعرهایی که توی این تاپیک گذاشتم رو می دونم جز این یکی!! توی یه سایت خوندم...
نشان داغ دل ماست لاله ای که شکفت
به سوگواری زلف تو این بنفشه دمید
بیا که خاک رهت لاله زار خواهد شد
ز بس که خون دل از چشم انتظار چکید
م
 

leylii

New member
همه شعرهایی که توی این تاپیک گذاشتم رو می دونم جز این یکی!! توی یه سایت خوندم...
نشان داغ دل ماست لاله ای که شکفت
به سوگواری زلف تو این بنفشه دمید
بیا که خاک رهت لاله زار خواهد شد
ز بس که خون دل از چشم انتظار چکید
م

من دگر بار سفر بسته ام از یار و دیار
گر تو خود بار دهی یار و دیارم با تو
س
 

bioelectric

Active member
همه شعرهایی که توی این تاپیک گذاشتم رو می دونم جز این یکی!! توی یه سایت خوندم...
نشان داغ دل ماست لاله ای که شکفت
به سوگواری زلف تو این بنفشه دمید
بیا که خاک رهت لاله زار خواهد شد
ز بس که خون دل از چشم انتظار چکید
م

خب اگه شاعر شعر را میدونید بنویسید تا همه با اون شاعر آشنا بشیم

ما در ره عشق تو اسیران بلاییم
کس نیست چنین عاشق بیچاره که ماییم
مولوی

با و
 

leylii

New member
خب اگه شاعر شعر را میدونید بنویسید تا همه با اون شاعر آشنا بشیم

ما در ره عشق تو اسیران بلاییم
کس نیست چنین عاشق بیچاره که ماییم
مولوی

با و

وصلم ببر کشید و ببرد از دل خرمن
داغ فراق و دغدغه ی انتظار هم
شهریار
ع
 

FARNAZz

Member
از آن به خنجر حسرت نمی درم دل خويش
كه يادگار بر او مانده نقش عشق كسی
سیمین بهبهانی

با ع
عمری ست تا از جان و دل، ای جان و دل می خوانمت
تو نیز خواهان منی، می دانمت، می دانمت
گفتی اگر دانی مرا آیی و بستانی مرا
ای هیچکاه ناکجا گو کی، کجا بستانمت
سایه
ش
 
بالا