leylii
New member
دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه ...
امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام !
دل خسته سوی خانه ، تن خسته می کشم ...
با ر لطفا ...
رسد گر نا مه ی شوقم به یاران
نگهدارند از من یادگارش
م
دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه ...
امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام !
دل خسته سوی خانه ، تن خسته می کشم ...
با ر لطفا ...
رسد گر نا مه ی شوقم به یاران
نگهدارند از من یادگارش
م
زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینمبود و نبود من همه از دست رفته است
باری مگر تو دست بر آری به یاری ام
ز
بهاراندام من اين شهر را ارديبهشتی كن
كه من برعكس شاعرها به شدت ضد پاييزم
ع.بدیع
با حرف غ
غلام همت ان نازنینم
که کار خیر بی روی ریا کرد
حرف "د"
حاجت به رهاکردنم از کنج قفس نیست
ای قیچی تقدیر مچین بال و پرم را
ع.بدیع
با حرف ص
سخـن خــوب است ز اول خاطـرِ کس را نرنجـانـد
که بعـد از گفتگـو ســـودی ندارد لب گزیـدن ها
با حرف ل
زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست
در حق ما هر چه گوید جای اکراه نیست