مشاعره..... با حرفی که نفر قبلیت میگه شعر بگو.. برای نفر بعدیت یه حرف بگو

leylii

New member
دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه ...
امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام !
دل خسته سوی خانه ، تن خسته می کشم ...

با ر لطفا ...

رسد گر نا مه ی شوقم به یاران
نگهدارند از من یادگارش

م
 

FARNAZz

Member
بود و نبود من همه از دست رفته است
باری مگر تو دست بر آری به یاری ام

ز
 

sts92

New member
آمدی جانم بقربانت ولی حالا چرا
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟
حرف ت
 

kaveh1316

New member
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل مارا به خال هنویش بخشم سمرقند و بخارا را
شرمنده با ت شروع نمیشه ولی خیلی قشنگه
بعدیم با هرچی دلش میخواد بسازه...............
 

BioScientist

New member
تمثیل غم عشق تو با قلب ظریفم
یک باغ انار است و یکی کاسه چینی
علیرضا بدیع

با حرف ف
 

bioelectric

Active member
فواره وار، سربه هوايی و سربه زير
چون تلخی شراب، دل آزار و دلپذير

با ب
 

BioScientist

New member
بهاراندام من اين شهر را ارديبهشتی كن
كه من برعكس شاعرها به شدت ضد پاييزم
ع.بدیع

با حرف غ
 

sts92

New member
بیوفایی کن وفایت میکنند
باوفا باشی جفایت میکنند
مهربانی گرچه آیینی خوشست
مهربان باشی رهایت میکنند

حرف "د"
 

sts92

New member
غلام همت ان نازنینم
که کار خیر بی روی ریا کرد
حرف "د"
 

BioScientist

New member
حاجت به رهاکردنم از کنج قفس نیست
ای قیچی تقدیر مچین بال و پرم را
ع.بدیع

با حرف ص
 

BioScientist

New member
سخـن خــوب است ز اول خاطـرِ کس را نرنجـانـد
که بعـد از گفتگـو ســـودی ندارد لب گزیـدن ها

با حرف ل
 

TaTi

مدیر بخش
سخـن خــوب است ز اول خاطـرِ کس را نرنجـانـد
که بعـد از گفتگـو ســـودی ندارد لب گزیـدن ها

با حرف ل

لیـلی و مجنـون اگر می بود در دوران تو،،،

این یکی حیران من می گشت و آن حیران تو...!

با ض لطفا...
 

BioScientist

New member
ضریح عشق تو جانی دوباره بخشیده است
برای سجده به زانوی زائری که منم
حسنا محمدزاده

با حرف ز
 

sts92

New member
زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست
در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست
قانون اینه که با حرف آخر مصرع آخر شروع بشه
"ت"
 
آخرین ویرایش:
بالا