محض خنده ! بیایید تو یه کم بخندیم

marava

New member
خدا رو شکر زمان شاه اینترنت نبود ، وگرنه بابابزرگامون میگفتن یادش بخیر زمان شاه اینترنت با سرعت خداتا میدادن دوزار
 

marava

New member
عوارض جانبی بعد از یک شکست عشقی چیه ؟
در آوردن گوشی از حالت سایلنت !
نبردن گوشی به دستشویی و حمام !
از رمز درآوردن اینباکس گوشی !
... پاک کردن آثار جرم !
خواب راحت …
زندگی راحت …
آرامش همراه با گریه !
تموم نشدن شارژ ایرانسل بعد ۶ ساعت !
 

marava

New member
يادتونه بچه كه بوديم تا توى يه جمعى ميرفتيم حوصله نداشتيم، خجالت ميكشيديم بابا مامانمون ميگفتن: سلام كردى به عمو؟ ما هم مثل لبو سرخ! يهو طرف به دروغ ميگفت: بعععععله، سلامم كرد پسر گل!!!!
عاشق اين ادما بودم، دمشون گرم
 

marava

New member
شما هارو به ته دیگ ماکارونی قسمتون می دم وقتی دارین با تلفن یا موبایل صحبت می کنین با خودکار روی هر چیزی که دم دستتون بود .چرت و پرت ننویسین یا نقاشی نکشین...
آخه من الان این مدرک پایان تحصیلاتم که بابام در حال موبایل صحبت کردن روش عکس اولاغ کشیده ،کجا ببرم نشون بدم ...:|
 

marava

New member
چنگيز خان مغول و هيتلر دو تاشون با هم به اندازه پرايد آدم نكشتن !!!
 

marava

New member

یه رفیق داریم اسطوره مشکلاته، بدشانس، بدهکار، تنها، مشروط...! یعنی دیگه مشکلی نمونده که این تجربه نکرده باشه. زنگ زدم بهش، میدونید آهنگ پیشوازش چی بود؟؟ همه چی آرومه... من چقد خوشحالم...!
 

ZOT

New member
نه یادتونه تخته پاکن رو رو یکی از دیوارای مدرسه می تکوندیم دیواره سفید می شد ما سفیدتر :rolleyessmileyanim:
 

biotechnologist

New member
من سال سوم دبیرستان که بودم،یکروز یکی از دبیرامون نیومد و ما بیکار موندیم.رفتیم شیطنت.من و دوتا از دوستام قایم باشک بازی میکردیم.دبیرستانمون هم از اون قدیمی بزرگا بود.دوستم رفت چشم گذاشت.منم زودتر یک کلاس رو که خالی بود نشون کرده بودم که بپرم توش قایم شم.اینقدر هیجان زده شده بودم که تا شرو به شمردن کردن من بدو بدو رفتم و پریدم تو کلاس.پشت در واستادم و یواشکی داشتم از لای در ،راهرو رو نگاه میکردم.یکدفه سنگینی نگاه 40-30 نفر رو حس کردم.یه ذره سرم رو برگوندم.جای شما خالی.40 نفر رو دیدم که دهناشون یک متر باز بود چشماشون داشت از تعجب از حدقه درمیومد
229.gif
+دبیر زبان فارسی که یکدفعه صحبتش رو قطع کرد و به من زل زده بود.
4fvgdaq_th.gif
تازه فهمیدم کلاس خالیه کلاس دومی بود نه اولی.بدون اینکه چیزی بگم با همون سرعتی که اومده بودم،پریدم تو راهرو و درو بستم.مردم از خجالت.خدا خدا میکردم منو نشناخته باشه.دوستام از خنده پهن شده بودن تو راهرو.
25r30wi.gif
حالا شانس منو ببینید.ساعت بعد با همون دبیر کلاس داشتیم.پالتومو زدم جالباسی زیر بقیه لباسها(استتار رو حال میکنید)ردیف اول مینشستم.از بس خندیددیم کبود شدیم.گفتم اگه خانم اومد لب از لب باز کنید بخندید پوستتونو میکنم.:eek:t0837h0nn8zfqu8ultدبیرمون اومد،منم آخر جدیت.خیلی آروم اومد بالا سرم گفت فلانی کاری داشتی ساعت قبل اومدی سر کلاس؟تو بودی دیگه؟همینطور که سرم پایین بود گفتم:نه،ببخشید اشتباه اومده بودم.
هنوزم هر وقت یادم میوفته ....
 
آخرین ویرایش:

nafare aval

New member
ma ye dafe takhte ro ba maye sefid konande tamiz kardim.fekr konid akharesh che balayi sare takhte umad?modir ye takhte dg kharid chon dg gacha roo takhteye ma rang nemidadan
 

شهاب

New member
يادتونه بچه كه بوديم تا توى يه جمعى ميرفتيم حوصله نداشتيم، خجالت ميكشيديم بابا مامانمون ميگفتن: سلام كردى به عمو؟ ما هم مثل لبو سرخ! يهو طرف به دروغ ميگفت: بعععععله، سلامم كرد پسر گل!!!!
عاشق اين ادما بودم، دمشون گرم
حالا چرا پسر؟و نه دختر؟
 

شهاب

New member
دوره ی کاردانی که بودم داشتم می رفتم نماز خونه.بعد حواسم نبود و سرم هم پایین بود.آخه من سر بزیرم:p
بعد همچین که درو باز کردم یهو صدای خنده بلند شد.فکر میکنید چی شد؟بله . . .رفته بودم قسمت خانوما.سریع درو بستم و رفتم.
 

shahram25

New member
منم يه بار براي اولين بار ميخواستم ميني بوس سوار شم تو ايستگاه بودم سرمو انداختم پايين رفتم تو ديدم كلا دخترن منم پله دوم بودم يهو ديدم راننده گفت سرويس دختراس دخترا كلا قهقهه شونو كاش ميديدن من اينقد هول شدم نميدونستم چيكار كنم گفتم برم پايين؟يه دختره گف نه بابا بيا بشين جا هست
 

waria

New member
یه بار سر کلاس نشسته بودیم،هنوز استاد نیومده بود سر کلاس...یکی از دوستامون بین ردیف صندلیا ایستاده بود داشت با ما حرف میزد.بعد یکی از پسرا وارد کلاس شد میخواست بره سر جاش بشینه.همون موقع دوستم برگشت از کلاس بره بیرون که...اون اتفاقی که نباید می افتاد،افتاد:25r30wi:...مرده بودیم از خنده ما...دوستم که اصلا نفهمید از کلاس چجوری رفت بیرون...پسره نامردم کم مونده بود دیگه کلا این دوست مارو بغل کنه،:smiliess (7):...بعدشم یه چیزی گفت،با اینکه ما نباید میخندیدیم ،ولی خب دیگه...:p
 
بالا