پرستار مهربون
New member
آنها که می*روند وطن*فروش نیستند.
آن*هایی که می*مانند عقب مانده نیستند.
آن*هایی که می*روند، نمی*روند آن طرف که مشروب بخورند.
آنهایی که می*مانند، نمانده*اند که دینشان را حفظ کنند.
همه*ی آنهایی که می*روند سبز نیستند.
همه ی آن*هایی که می*مانند پرچم به دست ندارند.
آن*هایی که می*روند، یک ماه مانده به رفتنشان غمگین می*شوند. یک هفته مانده می*گریند و یک روز مانده به این فکر می کنند که ای کاش وطن جایی برای ماندن بود. و آن*هایی که می*مانند، می مانند تا شاید روزی وطن را جایی برای ماندن کنند
آن*هایی که می*مانند عقب مانده نیستند.
آن*هایی که می*روند، نمی*روند آن طرف که مشروب بخورند.
آنهایی که می*مانند، نمانده*اند که دینشان را حفظ کنند.
همه*ی آنهایی که می*روند سبز نیستند.
همه ی آن*هایی که می*مانند پرچم به دست ندارند.
آن*هایی که می*روند، یک ماه مانده به رفتنشان غمگین می*شوند. یک هفته مانده می*گریند و یک روز مانده به این فکر می کنند که ای کاش وطن جایی برای ماندن بود. و آن*هایی که می*مانند، می مانند تا شاید روزی وطن را جایی برای ماندن کنند
نقطه سر خط! نشریه دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف