مادر

بهارک

New member
مامانی خیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییللللللللللللللللللللللللللییییییییییییییییییییییییییییییییییییی..........دوست دارم
 

samar.sh

New member
مامانی خیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییللللللللللللللللللللللللللییییییییییییییییییییییییییییییییییییی..........دوست دارم
اینو نتونستی بمامانت بگی؟عجیبه..:smiliess (11):
 

samar.sh

New member
من که اینقد دختر بدیم هر چیز خوب وبدی بمادرم میگم الهی من قربونتد برم مادر پیش مرگت بشم نفسم.......
 

samar.sh

New member
ساعت ۳ شب بود که صدای تلفن، پسر را از خواب بیدار کرد.
پشت خط مادرش بود، پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی؟
مادر گفت: ۲۵ سال قبل در همین موقع، شب تو مرا از خواب بیدار کردی فقط خواستم بگویم تولدت مبارک.
پسر از اینکه دل مادرش را شکسته بود تا صبح خوابش نبرد.
صبح سراغ مادرش رفت. وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت…
ولی مادر دیگر در این دنیا نبود...
 

samar.sh

New member
مــــادرم!
روزهاست که انتظار این لحظه را می کشم تا ناب ترین و زیباترین کلمات را نثار وجود پاک و مبارکت کنم،
ولی افسوس
کلمات حقیرتر از آنند که شایستگی بیان مهر تو را داشته باشند و کوچکتر از آنند که تجلی دهنده معنای حقیقی نگاه پر مهر تو باشند; نگاهی که به تمام هستی می ارزد.
مادرم باور کن چیزی در این دنیا نیست که لایق جبران و هدیه به محبت های تو باشد و باور کن هیچ چیزی در این دنیا نیست که تداعی کننده آغوش پر مهر تو باشد.



فقط بگذار ساده بگویم:

مــــادرم!
چون تو نماز خوانده ای
خدا
پرست شدم!


*************

مادرم هیچگاه نگاهت را از من بر ندار...

 

بهارک

New member
samarجان من خیلی ادم احساساتی هستم ولی چون هیچوقت بروز نمیدم بهم میگن مغرور!!!!!!!!!!!!به همین خاطره که به مامانم این احساسمو نگفتم
 

antenyus

Active member
وقتی خیس از باران به خانه رسیدم … برادرم
گفت : چرا چتری با خود نبردی؟ … خواهرم
گفت : چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟ …
پدرم با عصبانیت گفت : تنها وقتی سرما خوردی
متوجه خواهی شد…
اما مادرم در حالی که موهای
مراخشک می کرد گفت… باران احمق…
این است
معنی مادر …

دکتر شریعتی
 
بالا