لازمه نشستن و کار نکردن بالا نشستن است!

mexin

Well-known member
شما نمی توانید به یک نفر چیزی را که خودش از قبل نمی داند یاد بدهید . فقط می توانید او را از آنچه می داند با خبر و آگاه کنید. (گالیله) پند اول
بوقلمونی، گاوی بدید و بگفت: در آرزوی پروازم اما چگونه، ندانم.

گاو پاسخ داد: گر از تپاله من خوری، قدرت بر بال هایت افتد و پرواز کنی!

بوقلمون خورد و بر شاخی نشست.

تیراندازی ماهر، بوقلمون را بر درخت بدید. تیری بر آن نگون بخت بینداخت و هلاکش نمود.

نتیجه اخلاقی:
با خوردن هر گندی شاید به بالا برسی، لیک در بالا نمانی.

پند دوم
گنجشکی از سرمای بسیار قدرت پرواز از کف بداد و در برف افتاد.

گاوی گذر همی کرد و تپاله بر وی انداخت.

گنجشک ز گرمای تپاله جان بگرفت و به آواز مشغول شد.

گربه ای آواز بشنید، جست و گنجشک به دندان بگرفت و بخورد.

نتیجه اخلاقی:
هر که گندی بر تو انداخت، حتماً دشمن نباشد .

هر که از گندی بدر آوردت، حتماً دوست نباشد.

گر خوشی، دهان ببند و آواز، بلند مخوان .

پند سوم
خرگوش از کلاغی بر سر شاخه پرسید: آیا من نیز می توانم چون تو نشسته، کار نکنم؟

کلاغ پاسخ داد: چرا که نه.

خرگوش بنشست بی حرکت.

روباهی از راه رسید و خرگوش بخورد.

نتیجه اخلاقی:
لازمه نشستن و کار نکردن بالا نشستن است!
 
بالا