قبرستون مجازی!

شفيع

Well-known member
بچها زمانیکه مرگ هرآن بهمون برسه چرا هموناراحت کنیم؟
 

varia

Well-known member
بارآخرمه که چیزی میگم...بعدازین میام اماباسکوت...روح رفتگان تمام بچه های انجمن شاد.

چرا سکوت؟! این تایپیک رو شما ایجاد کردید و بهتره حرفهای دلتون رو (متناسب با عنوان تایپیک) اینجا بیارید تا هممون استفاده کنیم و چه بسا برامون مفید هم باشه.
 

آسمون

New member
چرا سکوت؟! این تایپیک رو شما ایجاد کردید و بهتره حرفهای دلتون رو (متناسب با عنوان تایپیک) اینجا بیارید تا هممون استفاده کنیم و چه بسا برامون مفید هم باشه.

حرف دلی که باعث جاری شدن اشک ازچشم یه عزیزبشه همون بهترکه ناگفته بمونه...
من قرارنبود سکوت کنم روزی که این تایپیکوبازکردم میخواسم تاآخرش باشم...اینجاروهم خیلی دوس دارم اما یک نفر هست که هربارمیام اینجا وحرفی میزنم چشماش بارونی و قلبش سنگین میشه.
دیگه طاقت اشکاشوندارم...
فاتحه ای نثار رفتگان.اللهم صل علی محمد و آل محمد
 
آخرین ویرایش:

bahramian0935

New member
چرا از مرگ می ترسید ؟

چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید ؟
چرا آغوش گرم مرگ را افسانه می دانید ؟

مپندارید بوم ناامیدی باز
به بام خاطر من میکند پرواز

مپندارید جام جانم از اندوه لبریز است
مگویید این سخن تلخ و غم انگیز است

مگر می، این چراغ بزم جان مستی نمی آرد
مگر این می پرستی ها و مستی ها

برای یک نفس آسودگی از رنج هستی نیست ؟
مگر افیون افسونکار

نهال بیخودی را در زمین جان نمی کارد
مگر دنبال آرامش نمی گردید

چرا از مرگ می ترسید ؟

کجا آرامشی از مرگ خوشتر کس تواند دید
می و افیون فریبی تیز بال وتند پروازند

اگر درمان اندوهند
خماری جانگزا دارند

نمی بخشند جان خسته را آرامش جاوید
خوش آن مستی که هوشیاری نمیبیند

چرا از مرگ می ترسید ؟
چرا آغوش گرم مرگ را افسانه میدانید ؟

بهشت جاودان آنجاست
گر آن خواب ابد در بستر گلوی مرگ مهربان آنجاست

سکوت جاودانی پاسدار شهر خاموشی است
همه ذرات هستی محو در رویای بیرنگ فراموشی است

نه فریادی، نه آهنگی، نه آوایی
نه دیروزی، نه امروزی، نه فردایی

جهان آرام و جان آرام
زمان در خواب بی فرجام

خوش آن خوابی که بیداری نمیبیند !
سر از بالین اندوه گران خویش بردارید

در این دنیا که هر جا هر که را زر در ترازو زور در بازوست
جهان را دست این نامردم صد رنگ بسپارید

که کام از یکدگر گیرند و خون یکدگر ریزند
درین غوغا فرو مانند و غوغا ها بر انگیزند

سر از بالین اندوه گران خویش بردارید !
همه بر آستان مرگ راحت سر فرود آرید

چرا آغوش گرم مرگ را افسانه میدانید ؟
چرا زین خواب جان آرام شیرین روی گردانید ؟

چرا از مرگ می ترسید ؟
 

bahar.zr93

New member
دلم به اندازه ی تموم دنیا تنگ شده واسه ی بهترین عموی دنیا که
دیروز بهترین بابای دنیا با کمر شکسته گذاشتش تو دل خاک....
خدا داغ هیچ برادری رو روی دل برادرش نذاره...

فاتحه میخونم برای همه ی برادرایی که رفتن...
 

varia

Well-known member
دلم به اندازه ی تموم دنیا تنگ شده واسه ی بهترین عموی دنیا که
دیروز بهترین بابای دنیا با کمر شکسته گذاشتش تو دل خاک....
خدا داغ هیچ برادری رو روی دل برادرش نذاره...

فاتحه میخونم برای همه ی برادرایی که رفتن...

خدا بیامرزدشون.
منم فاتحه میخونم. دوستان هم برای شادی روح عموی بهار خانم فاتحه بخونیم.
 

آسمون

New member
دلم به اندازه ی تموم دنیا تنگ شده واسه ی بهترین عموی دنیا که
دیروز بهترین بابای دنیا با کمر شکسته گذاشتش تو دل خاک....
خدا داغ هیچ برادری رو روی دل برادرش نذاره...

فاتحه میخونم برای همه ی برادرایی که رفتن...

غم فراق تو در باورم نمیگنجد...این اولین جمله ای بودکه تو برگه ابراز همدردی بخاطرفوت پدرم خوندم وتامغز استخونم رو سوزوند...
عزیزم ازخدابرا بابات صبربخواه...اینجوروقتاهیچ حرفی قلب آدمو تسکین نمیده...فقط میتونم بگم یه تسلیت ازصمیم قلب...
روحشون شاد
 

رونـاک

New member
چه اسم سنگینی داره این تاپیک
یه فاتحه میخونم برای شادی روح همه رفتگان این تاپیک و 4تا از عزیزان
مادربزرگ،پدربزرگ،عموم،شوهر عمه م
 

bahar.zr93

New member
غم فراق تو در باورم نمیگنجد...این اولین جمله ای بودکه تو برگه ابراز همدردی بخاطرفوت پدرم خوندم وتامغز استخونم رو سوزوند...
عزیزم ازخدابرا بابات صبربخواه...اینجوروقتاهیچ حرفی قلب آدمو تسکین نمیده...فقط میتونم بگم یه تسلیت ازصمیم قلب...
روحشون شاد

ممنونم آسمان جان.... خدا پدر شمارو هم رحمت کنه...
 

آسمون

New member
دلم خیلی تنگ شده واست...خیلی...خیلی...خیلی...خیلی...خیلی...
دلم میخادت...همین الان...دیگه توخاب دیدنت آرومم نمیکنه...خنده هاتو میخام...گرمی دستاتو میخام...نگاه مهربونتو میخام...
برام دعاکن...دعاکن آروم بشم...هههه...آرامش بدون تو؟!

- - - Updated - - -

دلم خیلی تنگ شده واست...خیلی...خیلی...خیلی...خیلی...خیلی...
دلم میخادت...همین الان...دیگه توخاب دیدنت آرومم نمیکنه...خنده هاتو میخام...گرمی دستاتو میخام...نگاه مهربونتو میخام...
برام دعاکن...دعاکن آروم بشم...هههه...آرامش بدون تو؟!
 
بالا