فکر نکن!!!!

mexin

Well-known member
پس با فکر کردن نمی توانی تصمیمی بگیری. موضوع تصمیم گرفتن بعنوان یک نتیجه گیری منطقی در میان نیست، موضوع هشیاری بدون انتخابchoiceless awareness است. به ذهنی نیاز داری که بدون افکار باشد.
به عبارت دیگر، به بی ذهنیno-mind نیاز داری، فقط یک سکوت خالص؛ تا بتوانی بطور مستقیم اوضاع را ببینی.
و آن انتخاب، به خودی خود، از میان همین شفافیت بیرون می آید؛ تو انتخابی نمی کنی. تو درست مانند یک بودا عمل می کنی. اعمال تو دارای زیبایی خواهند بود، حقیقت در آن ها خواهد بود و رایحه ای از الوهیت را خواهند داشت. نیازی به تو نیست تا انتخاب کنی.
تو به این دلیل نیاز به هدایت شدن داری که نمی دانی هادی درون تو در درون خودت پنهان است. باید آن هادی درون را پیدا کنی، و این همان چیزی است که من آن را شاهدwitness شما می خوانم. این چیزی است که آن را دارمای شما
می خوانم، این چیزی است که من آن را سرشت بوداییBuddhahood شما می خوانم. باید آن بودا را بیدار کنی، و آنگاه زندگیت سرشار از برکت و سعادت خواهد شد. زندگیت چنان از خیر و برکت و خداگونگی سرشار خواهد شد که حتی تصورش را هم نمی توانی بکنی.
تقریباٌ مانند نور است: اتاقت تاریک است، فقط نور را واردش کن. حتی یک شمع کوچک هم کفایت می کند، و تمامی تاریکی ازمیان خواهد رفت. و زمانی که آن شمع را داشته باشی، می دانی که در اتاق کجاست. مجبور نیستی در موردش فکر کنی: "در اتاق کجاست؟" فقط مردمان نابینا هستند که در مورد در فکر می کنند. مردمانی که چشم دارند و شمع، فکر نمی کنند. آیا هرگز فکر کرده ای که، "دراتاق کجاست؟" فقط برمی خیزی و بیرون می روی. حتی یک لحظه هم فکر نمی کنی که دراتاق کجاست. چهاردست و پا به دنبال آن نمی گردی و سرت را به دیوار نمی کوبی.
به سادگی می بینی و حتی یک لحظه هم فکر پیداکردن در وجود ندارد. فقط بیرون می روی.
اوشو
 
بالا