طنز mexin ^__^

eeeeeeehsan

New member
دمت گرم، اون تیکه جایزه نوبل خداست
_017_.gif
_017_.gif
_017_.gif
 

moj

New member
مرسی عالی بود
هرچند نوبل هم واس حل این مسئله کمه
باهاس قانع بود دیگه!!!
 

mexin

Well-known member
یه خبر بد برا دختر خانوم ها دارم...

دادم هارد لپ تاپمو ریکاوری کردن ی هفتس زنگ می زنن می گن بیا ببرش اما روم نمیشه برم

* * * * * *

میگن شبایی که خوابت نمیبره یکی داره بهت فکر میکنه

بابا انقد به من فک نکنید بزارید بخوابم دیگه!!

* * * * * *

همسر عزیزم خیلی دوست دارم
.
.
اینو نوشتم ک بعدنااا نشون بدم ک بفهمه من از قدیما دوسش داشتم

* * * * * *

نامه سر گشاده به شهرداری
از شهردار محترم عاجزانه تقاضامندیم:
پشت در مستراح های عمومی یه دکمه لایک هم بذارن تا حداقل کامنت هایی رو که ملت مینویسن لایک کنیم بعضیاشون خیلی باحالن
باتشکر

* * * * * *

استاد اومده سر میگه:
بچه ها این درسه سختیه و عمقش زیاده…
بد از اونور یکی شروع کرد به دست و پا زدن…
استاد پرسید چی شد؟
گفت: دارم غرق میشم استاد کــــمک !!!! کـــمک!!!!

* * * * * *

رفته بودم امتحان رانندگی بدم…
چار نفری سوار شدیم و من زودتر از همه نشستم پشت رول تا افسر بیاد…
خلاصه افسر اومد و منم شروع کردم به تنظیم آینه و صندلی و …
زدم تو دنده را افتادم… یه چند صد متری رفتیم برگشتم افسرو نیگا کردم دیدم چیزی نمیگه..!!
بهش گفتم: جناب سروان من همینجوری مستقیم برم؟؟
یارو با تعجب گفت: جناب سروان؟؟ من مسافرم!!! شما مگه تاکسى خطى نیستی؟؟؟
از تو آینه نیگا کردم دیدم یکی با پرونده داره میدوعه دنبال ماشین..!!
ترمز دستیو کشیدم در ماشینو وا کردم دِ فـــــــرار!!!
گفتم الان بیام توضیح بدم منو به جرم سرقت اموال پلیس دستگیرم میکنن!!

* * * * * *

اومدم خونه ، میبینم یه سری کاغذ چسبیده به دیوار ، روش نوشته +18 ، همینطور که مسیر کاغذها رو دنبال میکنم ، میبینم میرسه تو

آشپزخونه ، آخرین برگ روش نوشته :
” آشغالا رو بزار دم درب ”
مامان خلاقه دارم؟

* * * * * *

تو یه کافی شاپ تنها نشسته بودم روی یه میز دو نفره …
یهو یه دختر خیلی خوشگل و خوشتیپ اومد گفت:
“شما تنها هستین؟ ”
_ فاز عشوه و غمناک؟ ابی و داریوش گرفتم گفتم خیلی وقته تنهااااااااااااام ))-:
گفت خوب من این صندلی رو ببرم اون ور صندلی کمه |:


* * * * * *

الان نیــم ساعت میشه
میخــوام بـرم دستشویـی
ولــی بابام تو هـال کمیــن کــرده ..
ک ی نفـر رد بشه بگیــرتش
و تحلیـلشو در مـورد ســوریه بگه

* * * * * *

دیشب ساعت دو شب بابام اومده بالا سرم بیدارم کرده میگه : مهدی مهدی ی من : هوووم
بابام : بابا بیداری ؟
من : آره بابا دارم تنیس رو میز بازی میکنم
بابام : زهر مار گوساله مگه من باهات شوخی دارم ؟؟
من : پدر من خو ساعت دو بیدارم کردی میگی مگه خوابی ؟؟ بترس از روز رستاخیز بترس از آتش دوزخ
بابام : مهدی بابا خوابم نمیبره بیا با هم شطرنج بازی کنیم
من : ای خدااااااااااا
نشستیم داشتیم بازی میکردیم سربازو هفت هشت خونه تکون داد
من : بابا اون سربازه مازاراتی نیست که اینجور میرونیش
بابام : هزار بار گفتم احترام بزرگ ترت رو داشته باش پاشو گم شو بیرون میخوام بخوابم بچه سوسول، کسی که جنبه تقلب رو نداره اصلاباهاش بازی نمیکنم

* * * * * *

یه ﻣﮕﺴﻪ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﻮﻥ ﻫﺴﺖ
ﺍﻧﻘﺪ ﻧﮑﺸﺘﯿﻤﺶ ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻩ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻪ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﮐﻨﻪ
ﺭﺍﻩ ﻣﯿﺮﻩ ﺑﺮﺍ ﺧﻮﺩﺵ


* * * * * *
ﺩﯾــﺮﻭﺯ ﮔﻮﺷﯿـﻢ ﺷﺎﺭﮊ ﻧـﺪﺍﺷـﺖ ﮔﻮﺷﯽ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺭﻭ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺍﺱ ﺩﺍﺩﻡ :

ﺳــﻼﻡ ﻋـﺸـﻘــﻢ ﺧـﺴــﺘـﻪ ﻧـﺒـﺎﺷــﯽ
ﺑـﺎﺑـﺎﻡ : ﺳــﻼﻡ ،ﺑـﻪ ﺑــﻪ ﭼــﻪ ﻋـﺠـﺐ ﺍﺯ ﺍﯾــﻦ ﺣـﺮﻓـﺎ ﺯﺩﯼ
ﺷــﻤــﺎ ﻫــﻢ ﺧـﺴـﺘـﻪ ﻧـﺒـﺎﺷـﯽ ﺧـﺎﻧـﻮﻣ !
ﻣـﻨــﻢ ﮐـﻪ ﺩﯾــﺪﻡ ﺑـﺎ ﻣـﺎﻣـﺎﻧـﻢ ﺍﺷـﺘـﺒـﺎﻩ ﮔـﺮﻓـﺘـﻪ جواب ﺩﺍﺩﻡ :
ﺇﻭﻭﻭﻭﻭﻭﺍ ﺭﺿـــﺎ ﺟــﻮﻧـــﻢ ؟ﻣـﮕــﻪ ﻣــﺎ ﭼـﯿـﻤــﻮﻥ ﺍﺯ ﺍﯾـﻦ ﺟــﻮﻭﻧـﺎ ﮐـﻤـﺘـﺮﻩ عزیزم،قلبوﻥ ﮐـﻠـﻪ ﮐـﭽـﻠـﺖ ﺑـﺸـﻢ ﺧـﺐ ﺩﻟـﻢ ﺗـﻨـﮕـﯿـﺪﻩ ﻭﺍﺳـﻪ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺧـﻮﺵ

ﻧـﺎﻣـﺰﺩﯾـﻤــﻮﻥ
ﺑـﺎﺑـﺎﻡ : ﻭﺍﻻ ﻫـﯿـﭽــﯿـﻤـﻮﻥ ، ﺟــﻮﻭﻧــﺎﯼ ﺍﻣـﺮﻭﺯ ﮐـﻪ ﺟـﻮﻭﻥ ﻧـﯿـﺴـﺘـﻦ ﯾـﻪ ﻣـﺸـﺖ ﺣـﯿـﻒ ﻧــﻮﻥ ﻣــﺚ مهدی خوﺩﻣـﻮﻧـﻦ دیگه.
ﻣــﻦ: ﺭﺿــﺎ ﺟـﻮﻧــﻢ؟ ﺍﻣــﺮﻭﺯ ﻫــﻮﺍ ﺩﻭﻧـﻔــﺮﻩ ﺱ بریم بیرون ؟
ﺑـﺎﺑـﺎﻡ : ﺑـﺎﺷﻪ ﺑـﺮﯾـﻢ ﻋـﺰﯾـﺰﻡ ﻓـﻘـﻂ ﺣـﻮﺍﺳـﺖ ﺑـﺎﺷـﻪ ﭘـﯿـﺎﻣـﻬـﺎ ﺭﻭ ﭘـﺎﮎ کنی این مهدی میبینه آبروریزی می ﮐـﻨـﻪ ، ﺧـﻮﺩﺕ ﮐـﻪ ﻣـﯽ ﺩﻭﻧـﯽ ﭼـﻘـﺪ

ﺑـﯿـﺸـﻮﺭﻩ!
ﻣـﻦ: ﺧـﯿـﺎﻟـﺖ ﺭﺍﺣــﺖ ﺭﺿـﺎ جونم بین ﺧـﻮﺩﻣـﻮﻥ ﻣـﯽﻣـﻮﻧـﻪ ﺷـﻬـﺮﯾـﻪ ﺩﺍﻧـﺸـﮕـﺎﻡ 900ﺗـﻮﻣـﺎﻥ ﺷـﺪﻩ ،ﺷـﻬـﺮﯾـﻪﺭﻭ ﺑـﺮﯾـﺰ ﺗـﺎ ﺑـﯿـﻦ ﺧـﻮﺩﻣـﻮﻥ ﺑـﻤـﻮﻧـﻪ !
ﺑـﺎﺑـﺎﻡ: مهدی به جان خودم اومدم خونه ﭘـﺮﺗـﺖ ﻣـﯿـﮑـﻨـﻢ ﺑـﯿـﺮﻭﻥ،ﺧـﻮﺩﺕ ﺗـﺎ ﺷـﺐ ﻭﺳـﺎﯾـﻠـﺖ ﺭﻭ ﺟـﻤـﻊ ﮐـﻦ
ﮔــﻮﺭﺗـﻮ ﮔـﻢ ﮐـﻦ ﺗــﺎ ﮐـﺘـﮏ ﻧـﺨـﻮﺭﺩﯼ!
ﻣـﻨـﻢ جواب ﺩﺍﺩﻡ : ﭘــﺪﺭﻡ ﺟـﺎﺩﻭﮔـﺮ ﺑــﻮﺩ، ﻣــﺮﺍ ﺑــﺎ ﮐـﻤـﺮﺑـﻨـﺪ ﺳـفــﯿـﺪ ﺳـﯿـﺎﻩ ﻣـﯿـﮑـﺮﺩ
ﺑﺎﺑﺎﻡ : ﺧـﻔـﻪ ﺷـﻮ ﺯﺭ ﻧـﺰﻥ گوساله ﻓـﻘـﻂ ﺟﺮﺃﺕ ﺩﺍﺭﯼ ﻭﺍﯾـﺴـﺎ ﺧـﻮﻧـﻪ

* * * * * *


ﻫﻤﮑﺎﺭ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﻣﯿﮕﻪ ﻣﺎﺷﺎﻟﻠﻪ مهدی ﭼﻘﺪﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻩ . ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻟﺸﻪ ؟
ﺑﺎﺑﺎﻣﻢ ﻣﯿﮕﻪ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﻭﻗﺘﻪ ﺩﺍﺭﯾﻤﺶ

* * * * * *

دیــروز وایســاده بـودم بیـن مانکنـا بیـرون مغــــــازه،
دوتـــــا پســـــر اومـــــده بــــودن داشتــــــــن نگاشــــــون میکـــــردن، منـــــم بـــــــدون اینکــــــه تکـــــــون بخــــــــورم همـــــــون جــــــا

وایسـاده بـودم،
بعد یکیشـون اومـد پیرهنـمٌ گـرفت گفـت:
خدایـی این چیـه کـردن تـن ایـن مانکنـه!اینَهـو گونـی می مونـه

* * * * * *
مورد داشتیم دخدره اِنقَدِه آرایش داشته

داداشش تو خیابون بهش شماره داده )))
* * * * * *
یه خبر بد برا دختر خانوم ها دارم
متاسفانه احسان علیخانی اسب سفیدشو گم کرده , یه چند وقتی نمیتونه بیاد تو خوابتون...:p


* * * * * *
سوال روان شناسی: با جواب دادن به این سوال میتوانید بفهمید افسرده هستید یا نه!
سوال:افسرده هستید یا نه؟

* * * * * *
* * * * * *

فرق قصه گفتن والدین مهربون با عصبانی:
والدین مهربون:ی شب ی پری کوچولو..
والدین بی اعصاب:ی شب ی جن از قبر اومد بیرون گفت:اون کیه نمیخوابه الان میام میخورمش

* * * * * *
اینقدر بَدَم میاد وقتی میریم عروسی آهنگِ قدو بالای تو رعنارو بنازَم رو میذارن
——> همه به من نگاه میکُنن

* * * * * *

 

melinaa

New member
خداییش خیلی باحال بودن داداش مکسین...دستت درد نکنه...بازم از این کارا بکن.خخخخخخخخخ
 

mexin

Well-known member
حـالــآ مــیـخوآیـم کــجـآ بریــم ؟

آقا یه روز بابام بهم گفت برو موبایل مامانتو بیار رفتم آوردم
گفت یه زنگ به من بزن زدم دیدم نام مخاطب رو نوشته وزیر جنگ
کلی باهم خندیدیم بعد مامانم اومد گفت چی شده
منم خیلی سریع واقعیت رو گفتم آقا بیا ببین یک دعوایی شد
منم رفتم زیرماشین قایم شدم تا شب شب که داداشم داشت میرفت دستشویی
از پایین ماشین پاشو گرفتم داداشم یک دادی کشید بابام پرید بیرون دنبال داداشم
داداشمم دبرو که الفرار.....منم زیرماشین اگزوز گاز زدم
خلاصه درعرض یه روز دوبار گل کاشتم.
من D:
وزیرجنگ :(
داداش زهره ترک شده ×(
.
.
دیروز یه پراید صورتی دیدم خیلی قشنگ بود
گفتم صد در صد رانندش دختره
اومدم ازش سبقت بگیرم به چشم خواهری یه نگاه انداختم ببینم
رانندش چه شکلیه احیانا و نیاز به سایه بالا سر داره یا نه ؟؟؟
چشمتون روز بد نبینه یه آقایی با هیکل نتراشیده و نخراشیده
تو مایه های اکبر سبیل خودمون راننده بود
هیچی الان تو فاز خودکشی قرار گرفتم
ولی هر چی خودمو از طبقه همکف میندازم پایین نمیمیرم !!!
.
.
یه شب دیروقت از عروسی برگشتیم خونه
دو نفر با سر و صدای زیاد از تو حیاط فرار کردن
طفلکیا تازه موفق شده بودن درو باز کنن که ما رسیدیم
حالا اینا لیست چیزائیه که گم شده:
لباسی که عمه ی عزیزم از مسافرت برام آورده بود!
قابلمه ای که جاری مامانم بهش کادو داده بود!!
کفشای داداشم!
جالب اینه که یه ماه از این قضیه گذشته ولی هر روز چیزای جدیدی به لیست اضافه میشه!
مثل گلدون شیشه ای کنار تلویزیون!
مدیونید اگه فکر کنید من شکستمش!!
.

.
.
اغا یادتونه بچه بودیم میرفتیم عروسیی ،مهمونیی، حاجی خوری چیزی
ور میداشتن به ما غذا جدا میدادن......یعنی غذا بچه و بزرگ جدا بود اخه من بدم میومد بدم میومد
(غذا بزرگ دوتا سیخ کوبیده بود و گوجه و چلو غذای بچه یه نصف کف گیر بود با یه سیخ کباب کوچیک)
همیشه هم وقتی از سر سفرشون پا میشدم گشنم بود
بدتر از همه کیک بود اون که دیگه جیگر ادمو خون می کرد
اغا ور میداشتن یه تیکه کیک قده کله ما میدادن به این پیرزنا فشار خون داره چربی بالا
که اونم یه گوششو می خوردو بقیشو میمالید به هم بعد به ما یه لایه نازک
که از این طرفش میشد گل بشقاب رو دید می دادن
ای ما میسوختیم می سوختیم که نگو
هنوزم که یادم میوفته جیگرم خون میشه


بــآ دوســته خــوآهــرم رفــتـیم بــیـرون حــآلــآ مــکـآلــمه رو دآشــته بـآشـین:
مــن رو بــه دوســته خوآهــرم : خــب حـالــآ مــیـخوآیـم کــجـآ بریــم ؟
نــغـمه (دوســته خــوآهــرم): چــی؟
مــن : هــیــچی بــآبــآ
نغــمـه : چــی؟؟
مــن : مــیــگم میــخـوآیــم کــجــآ بــریـم ؟؟
نــغــمه : چــی ؟
مــن : هــیــچی عــاقــآ جــآن شــیـکر خــوردم ، بــرو عمـــتو مســخره کن!
نـــغــمه : چــی ؟
مــن رو ب خــوآهــرم : ایــن دوســتــت مشــکـله شــنـوآیــی دآره ؟؟
کــچــلـمون کــرد بــخـدآ!
خــوآهــرم یــه دونــه مــحـکم زد پــس کــَلَم و گــف :
گــوســآلــه دآره عــطــسه مــیـزنــه ایــنـم نــفـهمــیدی کــودنo_O
لــآمـــصب عــطـسـش بــآ عـشــوه بــود حــآلــآ مــن کــ عــطــسه مــیــزنــم
تــف رو صــورتــه طــرف خــآلـی مــیـشه!
صــدآشــم کــه هــر کــی مــنو نــشـنآســه فــک مــیـکنـه آمــریـکــآ حــمــله کــرده^_^
 

pashmak

New member
ایششش پراید که شخصیت نداره
حالا مازراتی شاید
لگزوس هم قبولع
 

l.rhb

New member
آقا یه روز بابام بهم گفت برو موبایل مامانتو بیار رفتم آوردم
گفت یه زنگ به من بزن زدم دیدم نام مخاطب رو نوشته وزیر جنگ
کلی باهم خندیدیم بعد مامانم اومد گفت چی شده
منم خیلی سریع واقعیت رو گفتم آقا بیا ببین یک دعوایی شد
منم رفتم زیرماشین قایم شدم تا شب شب که داداشم داشت میرفت دستشویی
از پایین ماشین پاشو گرفتم داداشم یک دادی کشید بابام پرید بیرون دنبال داداشم











داداشمم دبرو که الفرار.....منم زیرماشین اگزوز گاز زدم
خلاصه درعرض یه روز دوبار گل کاشتم.
من D:
وزیرجنگ :(
داداش زهره ترک شده ×(
.
.
دیروز یه پراید صورتی دیدم خیلی قشنگ بود
گفتم صد در صد رانندش دختره
اومدم ازش سبقت بگیرم به چشم خواهری یه نگاه انداختم ببینم
رانندش چه شکلیه احیانا و نیاز به سایه بالا سر داره یا نه ؟؟؟
چشمتون روز بد نبینه یه آقایی با هیکل نتراشیده و نخراشیده
تو مایه های اکبر سبیل خودمون راننده بود
هیچی الان تو فاز خودکشی قرار گرفتم
ولی هر چی خودمو از طبقه همکف میندازم پایین نمیمیرم !!!
.
.
یه شب دیروقت از عروسی برگشتیم خونه
دو نفر با سر و صدای زیاد از تو حیاط فرار کردن
طفلکیا تازه موفق شده بودن درو باز کنن که ما رسیدیم
حالا اینا لیست چیزائیه که گم شده:
لباسی که عمه ی عزیزم از مسافرت برام آورده بود!
قابلمه ای که جاری مامانم بهش کادو داده بود!!
کفشای داداشم!
جالب اینه که یه ماه از این قضیه گذشته ولی هر روز چیزای جدیدی به لیست اضافه میشه!
مثل گلدون شیشه ای کنار تلویزیون!
مدیونید اگه فکر کنید من شکستمش!!
.

.
.
اغا یادتونه بچه بودیم میرفتیم عروسیی ،مهمونیی، حاجی خوری چیزی
ور میداشتن به ما غذا جدا میدادن......یعنی غذا بچه و بزرگ جدا بود اخه من بدم میومد بدم میومد
(غذا بزرگ دوتا سیخ کوبیده بود و گوجه و چلو غذای بچه یه نصف کف گیر بود با یه سیخ کباب کوچیک)
همیشه هم وقتی از سر سفرشون پا میشدم گشنم بود
بدتر از همه کیک بود اون که دیگه جیگر ادمو خون می کرد
اغا ور میداشتن یه تیکه کیک قده کله ما میدادن به این پیرزنا فشار خون داره چربی بالا
که اونم یه گوششو می خوردو بقیشو میمالید به هم بعد به ما یه لایه نازک
که از این طرفش میشد گل بشقاب رو دید می دادن
ای ما میسوختیم می سوختیم که نگو
هنوزم که یادم میوفته جیگرم خون میشه


بــآ دوســته خــوآهــرم رفــتـیم بــیـرون حــآلــآ مــکـآلــمه رو دآشــته بـآشـین:
مــن رو بــه دوســته خوآهــرم : خــب حـالــآ مــیـخوآیـم کــجـآ بریــم ؟
نــغـمه (دوســته خــوآهــرم): چــی؟
مــن : هــیــچی بــآبــآ
نغــمـه : چــی؟؟
مــن : مــیــگم میــخـوآیــم کــجــآ بــریـم ؟؟
نــغــمه : چــی ؟
مــن : هــیــچی عــاقــآ جــآن شــیـکر خــوردم ، بــرو عمـــتو مســخره کن!
نـــغــمه : چــی ؟
مــن رو ب خــوآهــرم : ایــن دوســتــت مشــکـله شــنـوآیــی دآره ؟؟
کــچــلـمون کــرد بــخـدآ!
خــوآهــرم یــه دونــه مــحـکم زد پــس کــَلَم و گــف :
گــوســآلــه دآره عــطــسه مــیـزنــه ایــنـم نــفـهمــیدی کــودنo_O
لــآمـــصب عــطـسـش بــآ عـشــوه بــود حــآلــآ مــن کــ عــطــسه مــیــزنــم
تــف رو صــورتــه طــرف خــآلـی مــیـشه!
صــدآشــم کــه هــر کــی مــنو نــشـنآســه فــک مــیـکنـه آمــریـکــآ حــمــله کــرده^_^

این آخریه بانمک بود...دیدین بعضی ها واقعا نمیشه عطسه شونو فهمید...آدمهای توداری ان کلا....

- - - Updated - - -

چیییییییییییییییییییییییییییی؟این دیگه معلومه عطسه اس
 
بالا