صندلی داغ 14- 92/5/10- این بار با حضور شفیع

پاسخگویی به سوال ها چطور بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟


  • مجموع رای دهندگان
    0
  • نظرسنجی بسته .
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

شفيع

Well-known member
به نظر تو تايتانيك اگه غرق نميشد چي ميشد؟ به آمريكا ميرسيد
pirateshipff.gif


تا حالا حس كردي كه خدا خيلي دوست داره؟؟؟ اتفاقي افتاده كه بهت ثابت بشه؟ دوستم داره اره
blessed.gif


بچه بودي از درخت بالا ميرفتي ؟ پسر بد!!
نه والا
hangin.gif



يه شب زمستوني كه هوا خيلي سرده خسته و كوفته از سر كار مياي خونه ... يهو يه سطل آب يخ شوخي شوخي ميريزن روت ... چكار ميكني؟ (عكس العملت رو كامل بگو) اون شخصو ميگيرم ميكنمش تو برفو يخ
chillout.gif
----------------
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

شفيع

Well-known member
62.اگه بخوای زندگیتو به فیلم در بیاری اسم فیلم رو چی میزاری؟زندگي پرهياهوي يك مرد
63.اگه بگن هر کیو که آرزو کنی جلوت ظاهر میشه آرزو میکنی کی باشه؟ چرا؟پيامبر چون ميخوام دست و پاشو ببوسم و ببينمش
64.چرا انقدر اعتماد به نفست بالاست؟ نميدونم نيست بالاست؟(البته از نوع کاذبش:25r30wi:)
65.نظرت درمورد بن شدن چیه؟ تا حالا بن شدی؟اره يه بار دو روز با كي بود خدايا بن شدم يادم نمياد.بن كردن كار بسيار زشتيه
----------------
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

MAHSABANOO

New member
تا حالا برای کسی گل خریدی؟کی بوده؟ و چی؟آره خريدم ،رز قرمز
كودك درون دارید ؟ اسمش چیه؟ چند ساشه؟
اگه روز تولد شما و اسمتون به انتخاب خودتون بود ، چه انتخابی میكردید؟
چه سنی رو برای ازدواج مناسب میدونید ؟
تاکنون احساسی مبنی بر رسیدن به آخر خط رو داشته اید آیا ؟
دوران مجردی تموم بشه پشیمونی داره ؟


. زن ایده آلت چه خصوصت هایی داره؟
15.دوست داری بین اعضا انحمن سر به تن کی نباشه؟
16.تا حالا ضربه عشقی خوردی؟ اگه آره کی بوده؟
17.شخصیت منو تو یه جمله بوگو
:bunnyearsmiley:

دلیلتون برای انتخاب رشته روانشناسی چی بوده؟
چرا تمایل داشتید که ارشد هم همین رشته رو بخونید؟
اگه از اول از روی علاقه بوده هنوز دوسش دارید یا به دلائل دیگه دارید ادامه می دید؟
آیا شغلتون هم مرتبط هست؟

این قرمزا جا مونده جواب بده
 

TaTi

مدیر بخش
آقا اینا همه ی سوالات من و داداش صابرنیکو هست............
هر موقع وقت کردی جواب بدی ممنون میشیم!!

یه صفت از خدا که یه کمش توی تو باشه ؟
یه صفت از شیطان که همش توی تو باشه ؟
اهل جوک صحنه دار هستی ؟
اهل فیلم صحنه دار هستی ؟
یه جای زیارتی که خیلی هوس کردی بری؟
عبارت قس علی هذا یعنی چه :
همسر مهربان من باز آ
تا بخندیم و قس علی هذا ...
فرق شکر در دو جمله زیر چیه ؟
فلانی یه شکری خورد . شما ببخشش !
شکر تو کلومتون !
اسم مستعاری که بچه های محل برات انتخاب کردن ؟ راستش رو بگو ...
قبول داری زن باید بوی قرمه سبزی بده ؟ چرا آره چرا نه ؟
زیر دوش که هستی یا توی حمام آواز میخونی ؟ اگه میخونی معمولا چی میخونی؟
زن چاق دوست داری یا ترکه ای ؟
چرا مانکن چاق کمتر از مانکن لاغره ؟؟
اساسیترین ضد حالی که به دخترا زدی؟
اساسی ترین ضد حالی که از دخترا خوردی ؟
حموم رفتنت چقدر طول میکشه؟ اونجا چیکار میکنی ؟
زن عموتو بیشتر دوس داری یا زن دایییتو ؟
چرا تخته نرد حرامه ؟ بازی میکنی ؟ پاسور چی ؟
با صیغه کردن موافقی یا مخالف ؟
این تصویر معنیش چیه ؟

11.jpg


موفق باشی ...
 

MAHSABANOO

New member
تا حالا شكست عشقي خوردي؟ اگه آره چرا؟ دليلش چي بوده؟
heartbreaking.gif


تا حالا يه دختر بهت ابراز علاقه كرده ؟
flirtysmile3.gif
(بيچاره اون دختر
245.gif


اگه عاشق بشي و عشقت بهت خيانت بكنه چكار ميكني؟
Rulezz_heart-break.gif
 

شفيع

Well-known member
بله شفیع باید همشونو بگی

1-برای نشان دادن تفاوت دلبستگی با وابستگی ابتدا باید از هر کدام تعریفی اجمالی داشت. دلبستگی عبارت است از داشتن پیوندی عاطفی با فردی دیگر که آن فرد میتواند از اعضای خانواده، دوستان و یا هر شخص دیگری که با او رابطهای احساسی و عاطفی داریم باشد. دلبستگی یکی از مهمترین عوامل پایداری روابط بینفردیست. جان بالبی، روان شناس، دلبستگی را «ارتباط روانی پایدار بین دو انسان» تعریف کرده است. می‌توان گفت پیوند نیز به فرایند به وجود آمدن دلبستگی کمک می‌کند که در اینجا پیوند یک‌سری رفتارهایی‌ست که به رابطه عاطفی بین دو نفر ختم می‌شود و در نتیجه دلبستگی به وجود می‌آید.

معمولا دلبستگی از وابستگی عاقلانه‌تر و منطقی‌تر است چون بعد از یک رابطه منطقی به وجود می‌آید ولی در وابستگی رابطه منطقی وجود ندارد و بر اثر احساسات و هیجانات زود‌گذر در فرد شکل می‌گیرد. دلبستگی بین دو نفر، چه بین دو دوست باشد و چه بین دو فردی که تصمیم به ازدواج دارند، با یک پروسه شناختی شروع می‌شود و وقتی اشخاص از لحاظ فکری و احساسی به هم شباهت دارند، مکمل احساسی و اجتماعی هم می‌شوند. گاهی هم به دلیل رابطه حمایتی که بین دو شخص وجود دارد، دلبستگی به وجود می‌آید. مثل رابطه والد با فرزند خود که به دلیل نیازی که فرزند دارد و حمایت‌های عاطفی، اجتماعی که به او می‌شود، دلبستگی زیادی به والدین خود پیدا خواهد کرد. اما حمایت مالی بیشتر او را به سمت وابستگی می‌کشاند.

شاید درطول روز، تکرار تعاملات افراد با اشخاص مختلف چه در محیط کار و چه در محیط دانشگاه، تبدیل به عادت و در نتیجه وابستگی ‌شود. کمتر پیش می‌آید که فردی با تمام هم‌کلاسان و یا همکاران خود رابطه عاطفی و در نهایت دلبستگی پیدا کند. معمولا افراد به کسانی که از نظر احساسی بیشتر در ارتباط‌ند شدیدتر دلبسته می‌شوند. از همین‌جا می‌توان دریافت وابستگی مسئله‌ای‌ست که تا حدود زیادی مادی‌ست و حالت معنوی دلبستگی در وابستگی کمتر بوده و شاید بتوان گفت اصلا دیده نمی‌شود.

تفاوت مهم دیگر دلبستگی با وابستگی این است که در دلبستگی به سختی می‌توان رابطه را قطع و رابطه جدیدی را شروع کرد و گاهی اصلا نمی‌توان رابطه‌ای را جایگزین رابطه قبلی کرد. اما در وابستگی به راحتی می‌توان رابطه‌ای جدید را جایگزین کرد چون هیچ حالت احساسی در آن وجود ندارد. مثلا فردی که کارمند یک شرکت است، به آن شرکت وابستگی مالی و کاری دارد اما شاید دلبستگی کمی داشته باشد چون پس از اخراج از کار و یا انصراف از ادامه آن، به راحتی می‌تواند وابستگی را با شروع کار در محلی دیگر جبران کند. پس می‌توان گفت دلبستگی معنوی‌تر و احساسی‌تر و وابستگی مادی‌تر و غیر‌احساسی‌تر و بیشتر بر اساس عادت است.
2-مراحل رشد شناختي ‍(ژان پياژه)







1. مـــــرحله اول حسي ـ حركتي : Sensorie Motor Stage

كه از بدو تولد تا 2 سالگي را شامل مي شود. اين مرحله از نظر پياژه به دليل اينكه كودكان فقط از طريق انجام اعمال حسي ـ حركتي ميتوانند با جسم خود و محيط اطراف ارتباط برقرار نمايند مرحله حسي ـ حركتي نامگذاري شده است در اين مرحله به نشر بازتابها از جمله بازتاب مكيدن، چنگ زدن، و غيره ميتوان اشاره كرد اما ميبينيم هنوز بطور كامل شناختها حاصل نشده اند و ساختار شناختي كودكان در اين مرحله بسيار ضعيف ميباشد اين مرحله به چند مرحله فرعي ديگر تقسيم شده است به ترتيب زير :



۱- مـــــرحله بازتابهــــا : از زمان تولد تا 1 ماهگي بيشترين اعمال و رفتار نوزادان را در بر مي گيرد.



۲- مـــرحله انجام واكنشهاي دورانــي اوليه : كه از 2 ماهگي تا 4 ماهگي را شامل مي شود اين مرحله بدين معني است كه نوزادان از طريق انجام اعمال حسي ـ حركتي خود عملي ر انجام مي دهند و مجدداً به دليل لذت ايجاد شده از آن رفتار را مجدداً تكرار مي نمايند.



۳- مــــرحله هماهنگـــي بين ديدن، گـــرفتن و لمس كردن : كه حدوداً بين 4 ماهگي تا 8 ماهگي صورت ميپذيرد.



۴- مــرحله تميـــز بين هدف و وسيله : كه حدوداً از 8 ماهگي تا 12 ماهگي را در بر مي گيرد و بدين معني است كه كودكان براي مثال چنانچه دستشان به شيء نرسد با كشيدن شيء ديگر كه نزديك خودشان است آن شيء مورد نظر را نيز به نزديك خود آوردند مانند قوطي كبريتي كه بر روي بالشتي قرار دارد ولي كودك دستش هم به آن نمي رسد و با كشيدن گوشه بالشت آن را به نزديك خود آورده و به هدف خود ميرسد.



۵- مـــرحله انجام واكنش هاي دوران ثانويه : كه حدوداً بين 12 ماهگي تا 18 ماهگي را شامل مي گردد در اين مرحله كودكان مي توانند با انجام دادن تغييراتي در محيط اطراف خود نتايجي گوناگون بدست آورند دست به آزمايش و خطا بزنند و از كار خود لذت ببرند براي مثال ليوان آبي را گرفته و از ارتفاعات گوناگون آن را بر روي زمين مي ريزند تا ميزان پخش شدگي آب را ببيند و از اين نظر لذت ببرند.



۶- مــرحله آغاز دروني شدن روان بنه ها يا طرحواره هاي شناختي: كه از مرحله 18 ماهگي تا 24 ماهگي را شامل ميشود به طور كلي در مرحله اول مي بينيم كودكان از نظر كيفيت شناختي در سطح بسيار پاييني قرار دارند و بيشتر فعاليتشان از طريق انجام اعمال حركتي مي باشد كه يا متمركز بر بدن خود بوده و يا كم كم با افزايش دامنه سني اين اعمال و حركات متوجه محيط بيرون نيز مي شود.



2. مــــرحله دوم پيش عملياتــــي Preopertional Stage

كه از 2 سالگي تا 7 سالگي را شامل مي شود. از نظر پياژه كودكان در اين مرحله به دليل اينكه توانايي انجام عملياتي را ندارند و براي انجام عمليات نيازمند توانايي انجام در فرايند برگشت پذيري و بر اين اساس اين مرحله به نام پيش عملياتي نامگذاري شده است مفاهيم عبارتند از خودمحوري يا خودمركزبيني، استفاده از نمادها كاربرد زبان، برقراري ارتباط بين جزء و كل يا درون كنجي، مصدوم گرايي، جان گرايي يا جان دار پنداري، واقع گرايي، تقليد تعويقي يا تقليد غيابي ( deffered imition ).



خود محــــوري يا خود مـــركـــز بينـــــي :

بدين معناست كه كودكان توانايي جايگزين كردن خودشان را در موقعيت ديگران نداشته و نميتوانند از دريچه ديد ديگران موضوعي را بررسي نمايند و اين عدم توانايي در درك موقعيت ديگران منجر خواهد شد كه كودكان فقط بر اساس آنچه كه خودشان مشاهده ميكنند نتيجه گيري نمايند و آنهم به دليل عدم رشد شناختي كودكان در اين مرحله است از درون پنجره چه چيزي را مي بيند اما او نمي تواند خودش را در موقعيت فرد مقابل قرار دهد و از دريچه ديد او پاسخ دهد او جوابي را ميدهد كه بر اساس زاويه ديد خود باشد.



استفـــــــاده از نمادهـــــا :

كودكان از نظر پياژه در ايم مرحله خصوصاً در انجام بازي هاي خود از نمادهاي گوناگون استفاده مي نمايد و از طريق آن لذت مي برند براي مثال تكه چوبي را برداشته و از آن به عنوان تفنگ يا هواپيما استفاده مي نمايند.



كاربـــــرد زبان :

پياژه اعتقاد داشت از سن 2 سالگي به بعد به دليل اينكه كودكان كم كم با مفاهيم شناختي گوناگون آشنا مي گردند ميتوانند در روابط خود با ديگران از طريق كلامي ارتباط برقرار كند و بسياري از نيازها و خواسته هاي خود را به شكل كلامي عنوان كند.



بــــرقـــــراري ارتباط بين علت و معلــــول :

كودكان در اين مرحله نميتوانند وقايع و پديده ها يك رابطه علت و معلولي صحيحي برقراي نمايند براي مثال چنانچه شب نخوابيده باشد فكر ميكنند كه هنوز شب نشده است.



عـــدم درك رابطه اي بين جـــزء و كل يا درو كنجـــــي :

كودكان توانايي درك بين جزء و كل را نداشته و براي مثال اگر از آنها سئوال شود كه آيا 8 گل ميخك داريم و 2 گل محمدي. آيا تعداد همه ي گل ها بيشتر است يا گلهاي ميخك. آنها در جواب مي گويند گل ميخك .چرا كه توانايي بين درك و جزء و كل را ندارند.



مصــــــدوم گــــــــــرايـــــــي :

از نظر كودكان هر چيزي كه وجود دارد و مي بيند فكر مي كند كه زاده فكر بشر است از جمله ماه و ستاره و خورشيد چنين است كه انسانها آنها را ساخته است.



جان گــــــرايــــــي يا جان پنـــــداري :

همه اشياء از نظر كودكان جاندار تلقي ميشوند براي مثال چنانچه دست عروسكي كنده شود و يا عروسكي از بلندي پرت شود فكر ميكنند آن عروسك دردش گرفته و يا چنانچه عروسكي در منزل تنها بماند براي او اشك ميريزد و يا اگر برگ درختي كنده شود فكر ميكنند كه درخت دردش آمده است اما با گذشت زمان و افزايش دامنه سني كودكان تنها اشيائي را جاندار تلقي ميكنند كه حركت ميكنند مثل ماشين، هواپيما، قطار و امثال آن.



واقـــــع گــــرايــــي :

بدين معناست كه نام اشيا و رويدادها براي كودكان جنبه واقعي تلقي ميشود يعني همنام بودن يه معني مشابه بودن است براي مثال چنانچه دو نفر به يك اسم نامگذاري شده است مثلاً علي، چنانچه علي اول فرد بسيار پرخاشگري و عصباني باشد كودك فكر ميكند كه علي دوم نيز به دليل تشابه اسمي همان خصوصيات علي اول را با خود به همــــــراه دارد.



تادامه دارد....
 

mikhak s

New member
70. چرا پاهای عنکبوت به تارهاش نمی چسبه؟
71. اگه دستت یه من می رسید چکار میکردی؟:ad54ad:
72. خوشتیپی؟ شکم داری؟
73.چرا بعضی ها می خندن رو لپاشون دوتا حفره ایجاد میشه؟:smiliess (11):
 

MAHSABANOO

New member
شفیع چرا میزی گوگل اینارو سرچ میکنی هانننننننن بدم آتیشت بزنن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 

شفيع

Well-known member
قليــــــــــد تعويقــــي :

يعني الگوبرداري از منابع الگويي كه قبلاً كودكان ديده اند آنها مي توانند بدون حضور آن الگوها آن رفتار را مجدداً تكرار نمايند و مي بينيم تقليد تعويقي همزمان با ايجاد و توانايي درك و مفهوم پايداري شيء و نزد كودكان خاصل گشته و چنانچه آنها بتوانند روي داده ها را در حافظه خود ذخيره نمايند در اينصورت است كه حتي به صورت غيابي يا تعويقي آن رفتارها را تكرار نمايند در اين صورت مرحله كودكان نمي توانند عمل برگشت پذيري يا انعطاف پذيري را انجام دهند براي مثال اگر از آنها سئوال شود 4 = 2 + 2 ، ? = 2 – 4 برابر است يا چند مي شود، آنها نمي توانند جواب صحيحي به اين موضوع بدهند و يا در خصوص انعطاف پذيري. براي مثال اگر ميزان مساوي يا برابري مقدار آبي را در ظرفي متفاوت بريزيم كه يكي از ظرفها بلندتر و ديگري پهن تر باشد كودكان نمي توانند اين جواب درست را بدهند كه مقدار آب در هر دو ظرف برابر است بلكه آ نها مي گويند ظرفي كه بلندتر است ميزان آبش بيشتر است.



3. مرحله سوم مرحله عمليات عيني يا ملموس Converte Operation Stage

كه دامنه سني آن بين سنين 7 تا 11 سالگي را شامل مي شود. پياژه به اين دليل اين مرحله را عمليات عيني نامذاري كرده است كه كودكان در ايم مرحله دامنه سني تنها بر اساس آنچه كه مشاهده مي كند و مي تواند موضوعات را لمس كند پاسخ صحيحي مي دهد اما در خصوص موضوعاتي كه عينيت ندارند و ملموس نمي باشند يعني موضوعات مجرد و انتزاعي توانايي ارائه پاسخ صحصح را ندارند در اين مرحله كودكان مي توانند عمل برگشت پذيري و انعطاف پذيري را به خوبي انجام دهند و به انواع مفاهيم نگهداري از جمله نگهداري وزن، طول، حجم، عدد دست پيدا كنند براي مثال گفته مي شود كودكان در سن 9 سالگي به مفهوم نگهداري وزن و در سن 11 سالگي به مفهوم نگهداري حجم و در سن 6 و 7 سالگي به نگ را انجام دهند. طبقه بندي اشياء و موضوعات گوناگون به خوبي صورت مي پذيرد درك رابطه جزء و كل نزد كودكان شناخته مي شود اما با همه ي اين ويژگيها كودكان نمي توانند در اين مرحله فراتر از رويدادهاي ملموس و عيني به تفكر بپردارند.



4. مرحله چهارم مرحله عمليات انتزاعي يا صوري : Forma Operation Stage

كه از سن 11 سالگي به بعد را شامل مي شود. در اين مرحله كه از نظر پياژه بالاترين كيفيت شناختي نزد نوجوانان است با آغاز نواجواني ديگر آن محدوديت شناختي عيني و ملموس مرحله قبل كمرنگ تر گشته و كيفيت شناختي برجسته اين مرحله درك موضوعات مجرد و انتزاعي مي باشد براي مثال تغيير و تفسير ضرب المثل، فرضيه سازي، استدلال كردن بسيار، كاربرد فراوان دارد و نوجوانان مي توانند پيرامون سئوالات گوناگون كه حتي عينيت ندارد به تفكر بپردازد. از نظر پياژه انواع مفاهيم رشد شناختي موجود در هر يك از مراحل نظريه او متناسب با سن رسش بوده و محيط در زمان سن رسش مي تواند فرايند رشد شناختي او را تسهيل ببخشد.
3- نظریه رشد اخلاقی کلبرگ

تاثیرگذارترین روانشناس که در مورد رشد اخلاقی مطالعه و تحقیق کرده لارنس کلبرگ1 (1927-1987 ) است ."او شخصی فروتن و بمعنای واقعی محققی بود که به طور عمیق و گسترده در موضوعات فلسفه و روانشناسی تفحص کرده و از بزرگانی چون ژان ژاک روسو2، جان دیوئی3،و جمیز بالدوین4 قدردانی نموده بود"(کرین،1985). بعلت استعداد فراوان در عرض یکسال دوره لیسانس را به اتمام رساند و رساله دکترایش را در سال 1955 در دانشگاه شیکاگو بر اساس مراحل رشد اخلاقی نوشت و تحقیقات وجستجوهایش را در دانشگاه هاروارد ادامه داد . تئوری او بر اساس عقیده سقراط که گفت : "عدالت غایت هر استدلال اخلاقی است " و همچنین روی عقیده پیاژه در مورد مراحل کیفی رشد ، بنا شده که کلبرگ آن مراحل را در حوزه استدلال اخلاقی به کار بست ( دیسنر و سیمونز، 2000). کلبرگ رشد اخلاقی را در سه سطح پیش عرفی5 ، عرفی6 ، پس عرفی7 تقسیم کرده و هر سطح را در دو مرحله و جمعاً رشد اخلاقی را در شش مرحله مورد بررسی قرار داده است. نمونه اولیه کلبرگ یک گروه 75 نفری از پسران بین ده تا پانزده سال بود که در اواسط دهه 1950 از آنها مصاحبه به عمل آورد . او داستان هایی مطرح می کرد و در آنها مسائلی می گنجاند سپس از آن پسرها می پرسید که چطور این تنگناهای اخلاقی را حل می کنند؟ آنها هر سه یا پنج سال مصاحبه می شدند و هنوز بعد از چهل سال این مصاحبه ها ادامه دارند! ( دیسنر و سیمونز،2000). سوال اساسی اینجاست که آیا مراحل رشد اخلاقی طبق نظرکلبرگ عمومیت دارد؟

رسیدن به مرحله آخر رشد اخلاقی که مطلوب همه کسانی است که در مورد اخلاق اظهار نظر می کنند بسیار سخت است اما قبل از اینکه به آرای کلبرگ بپردازیم باید دید این فکر از کجا آمده است؟ روانشناسان و فیلسوفان متعددی در مورد اخلاق مطلب نوشته اند اما شاخص ترین آنها امانوئل کانت8 (1710-1790) است که عقایدش در مورد اخلاق سبب شده که عده زیادی به سادگی از نوشته هایش رد نشوند ."از نظر کانت دو نوع اخلاق وجود دارد ، اخلاق به معنی واداشتن و مجبور کردن ، که متکی بر عامل تابعیت است که اخلاق "دیگر پیرو"9 می نامد ، یعنی مقررات وضع شده به وسیله دیگران که صورت امر و نهی دارد، از نظر کانت این اخلاق واقعی نیست ، تنها اخلاق واقعی اخلاق "خود پیرو"10 است که در آن فرد، واضع و اجرا کننده مقررات برای مهار خود می باشد. در این مرحله اعمال فرد را ارزش ها و عقاید درونی و باطنی او مهار می کنند ( کدیور، 1383).

- مراحل رشد اخلاقی مطابق تئوری کلبرگ 1981 چنین است (اسنری،جان )1 :

مراحل آن چیزی که درست است

مرحله اول : جهت گیری تنبیه و اطاعت2 – با مرحله اول پیاژه در مورد اخلاق مشابهت دارد در این مرحله ، کودک نسبت به مراجع قدرت تمکین دارد و از شکستن قواعد اجتناب می کند تا مجازات نشود ; از خسارت مادی به اشخاص و اموال اجتناب می کند .

مرحله دوم : نفع پرستی و مقاصد ابزارگونه 3 – در این مرحله کودک قواعد را در جهت ارضای علاقه آنی شخصی خود دنبال می کند و در بعضی شرایط نیازهای دیگران را مورد توجه قرار می دهد ; بیشتر بعنوان یک معامله متقابل و تجارت به آن می نگرد .

مرحله سوم : همنوا شدن با دیگران در روابط بین فردی4 – جهت گزینی پسر خوب ، دختر خوب . در این مرحله رفتار خوب ، رفتاری است که تائید دیگران را بدنبال دارد و مردم عموماً انتظار آن را دارند ، مهم خوب بودن است .

مرحله چهارم : مطابق اجتماع و سیستم نگاهدارنده5 - اخلاق بر اساس قانون و مقررات اجتماعی . در این مرحله فرد وظایفی را که قبول کرده انجام می دهد و بر این باور است که قوانین باید پشتیبانی شود رفتار درست در این مرحله ، انجام وظیفه ای است که قانون و اجتماع بر عهده فرد گذاشته است .

مرحله پنجم : اخلاق بر اساس قرارداد اجتماعی ، ارزش ، حقوق فردی6 . آگاهی از این که افراد عقاید و ارزشهای متنوعی دارند و نیز آگاهی از این که بیشتر ارزش ها و قواعد نسبی بوده ، اما باید با رعایت بی طرفی حمایت شوند زیرا این ارزش ها و قواعد، قراردادهای اجتماعی هستند ; بعضی ارزشها و حقوق غیر نسبی مانند "زندگی" و" آزادی" ، باید در هر اجتماعی ، بی اعتنا به نظرات اکثریت حمایت شوند .

مرحله ششم : اصول اخلاقی عالمگیر7 – دنبال کردن اصول اخلاقی "خود انتخابی"8; قوانین مخصوص یا موافقتهای اجتماعی معتبر هستند زیرا آنها بر اساس چنین اصولی (اخلاقی)پایه ریزی شدند; وقتی قوانین این اصول را نقض می کنند ، فرد مطابق این اصول عمل میکند این اصول که اصول مطلق عدالت است، عبارتند از: برابری حقوق انسانی و احترام به شان و منزلت نوع انسان بعنوان اشخاص فردی ; باور فرد ، دلیل درستکاری است ; بعنوان یک شخص منطقی ، به اعتبار اصول اخلاقی جهانی و حسی از تعهد شخصی به دیگران ، رفتار می کند .

کلبرگ می گوید "به محض اینکه ما با کودکان در مورد اخلاق صحبت می کنیم ، درمی یابیم که آنها راه های زیادی برای قضاوت دارند که در آنها " درونی سازی" شده که از بیرون متاثر نشده است ، و از طرف پدر و مادر یا معلم بطور آشکار و مستقیم به آنها منتقل نشده است"(کلبرگ، به نقل از دیسنر و سیمونز، 2000 ). کلبرگ تحقیقی بر کودکان و نوجوانان در کشورهای امریکا، مکزیک ، تایوان ، و ترکیه با دارا بودن فرهنگ های مختلف نمود ." روش او چنین بود که سه فرم مختلف در مصاحبه هایش قرار داد هر یک از فرمها شامل سه تنگنا اخلاقی بود درهر فرمی، تنگنا اول بر اساس موضوعی از زندگی در مقابل قانون بود. تنگنا دوم بر پایه موضوع وجدانی مقابل مجازات بود و تنگنا سوم بر اساس موضوع قراردادی مقابل قدرت حاکمه بود"(اسنری،1982 به نقل از دیسنر و سیمونز،2000).

در داستان معروف آن زن که به بیماری سرطان مبتلا شده و در حال مرگ است و شوهرش هاینز دارو را میدزدد ، جواب کودکان می تواند چنین باشد ( به نقل از کدیور،1383):

مرحله1- پاسخ موافق : او باید دارو را بدزدد چون اگر اجازه دهد زنش بمیرد به دردسر می افتد. پاسخ مخالف :او نباید دارو را بدزدد، چون اگر این کار را بکند، دستگیر شده به زندان می افتد.

مرحله2 – پاسخ موافق : دزدیدن دارو درست است چون می خواهد زنش زنده بماند . پاسخ مخالف : دزدیدن دارو درست نیست زیرا دارو ساز از این طریق امرار معاش می کند.

مرحله3 – پاسخ موافق : باید بدزدد زیرا اگر این کار را نکند مردم بخاطر اینکه زنش را دوست نداشته، او را سرزنش می کنند . پاسخ مخالف: چون نزد خانواده بی حرمت می شود این کار را نباید انجام دهد .

مرحله4 – پاسخ موافق: باید دارو را بدزدد اما فقط به این نیت که پول آن را به دارو ساز بپردازد. پاسخ مخالف : این طبیعی است که او بخواهد همسرش را نجات دهد اما دزدیدن همیشه کار خطایی است.

مرحله5 – پاسخ موافق : دزدیدن در این موقعیت واقعاً درست نبود اما اگر انجام دهد مجاز و محق است. پاسخ منفی : افراد نمی توانند هنگامی که دچار یاس و ناامیدی می شوند دست به دزدی بزنند. ممکن است هدف خوب باشد ، اما هدف وسیله را توجیه نمی کند .

مرحله6 – پاسخ موافق : او باید بدزدد. او باید بر اساس اصل بقای زندگی و احترام به آن عمل کند . پاسخ مخالف : اگر او دارو را بدزدد به وسیله دیگران سرزنش نمی شود، بلکه او خود را به دلیل سرپیچی از معیارهای انسانی ، چون صداقت و درستکاری ، سرزنش و توبیخ می کند .

از نظر کلبرگ نوع استدلال کودکان و نوجوانان ، سطح رشد اخلاقی آنها را نشان می دهد . از نظر او استدلال آنها مهم بود نه رفتاری که از آن استدلال ناشی می شد . برای مثال امکان دارد دریک تنگنای اخلاقی چند نفر یک رفتار مشابه انجام دهند اما استدلال و قضاوتشان متفاوت باشد، ممکن است یک کودک و یک فرد بزرگسال در یک موضوع به یک صورت رفتار کنند اما با قضاوت های متفاوت.

کلبرگ در مقاله اش می نویسد "بعنوان یک مثال از یافته هایمان سیر مراحل و پیشرفت دو پسر را بر جنبه " ارزش زندگی انسان " بررسی کردیم . از پسر اول ، تامی پرسیده شد : " آیا نجات جان یک شخص مهم بهتر است یا نجات جان عده زیادی انسانهای غیر مهم؟" در 10 سالگی او پاسخ داد " همه افراد ی که غیر مهم هستند چون یک مرد فقط یک خانه و شاید تعدادی اسباب و اثاثیه داشته باشد اما تعداد زیادی از مردم مقادیر بیشماری اثاثیه و پول دارند." واضح است که تامی در مرحله یک قرار دارد ، او ارزش نوع انسان را با ارزش دارایی های او مقایسه می کند . سه سال بعد در سن 13 سالگی تصور تامی از ارزش زندگی بوسیله پرسش نمایان تر می شود ، " آیا دکتر باید خواهش زنی را که مبتلا به یک مرض کشنده است و بخاطر درد شدید درخواست مرگ دارد، اجابت کند؟" ... (کلبرگ، به نقل از دیسنر و سیمونز،2000).

ادامه دارد.....
 

شفيع

Well-known member
کلبرگ در 16 سالگی از تامی دوباره می پرسد و پاسخش مرحله 3 را نشان می داد. پسر دیگر ریچارد بود که در 13 سالگی در مورد همان پرسش ( mercy kill ) جواب می دهد که پاسخش مرحله 4 و در 20 سالگی ، پاسخش مرحله 5 را نشان می دهد . “در 24 سالگی ریچارد پاسخ می دهد : زندگی انسانی مقدم بر هر ارزش قانونی و اخلاقی دیگر است ، زندگی انسانی ارزش لاینفکی دارد. ارزش فردی نوع بشر مرکزیت دارد جاییکه اصول عدالت و عشق به ارتباط های انسانی معنا می دهد. بخاطر درک ارزش زندگی انسانی و احترام متقابل برای انسان بعنوان یک فرد، این مرد جوان در مرحله 6 قرار دارد. او قدم به قدم در یک سلسله حرکت کرده است، که به یک تعریف ارزشمند از زندگی انسان صرفنظر از اجتماع و قدرت الهی رسیده است"(کلبرگ، به نقل از دیسنر و سیمونز،2000).

در این مثالها کلبرگ نشان می دهد که رشد اخلاقی بعد از 20 سالگی هنوز ادامه دارد اگر چه کلبرگ رابطه مستقیمی بین رشد اخلاقی و سن قائل نبود یعنی دقیقاً نمی توان گفت که کودک در چه سالی از مرحله ای به مرحله دیگر می رود همچنین معتقد بود کودک این مراحل را به ترتیب طی می کند مثلاً از مرحله یک نمی تواند به مرحله چهار برود بلکه باید مرحله دو و سه را هم طی کند . او می گفت: "سطح اخلاق پس عرفی ، زمانی در فرد استوار می یابد که وی توانایی کافی برای تفکر انتزاعی پیدا کرده و به آخرین مرحله از رشد ذهنی خود رسیده باشد ، هر فرد در درجه اول در مرحله اصلی خود قرار دارد و در عین حال ، بعضی از داوری های اخلاقی او به مرحله بعد و یا مرحله قبل از مرحله ای که اکنون در آن قرار دارد مربوط می شود"( کدیور،1383) .

کلبرگ هم مانند پیاژه و دیگر روانشناسان شناختی ، فرآیند تحول قضاوت های اخلاقی را غیر قابل اجتناب می داند . از نظر او "تحول اخلاقی به معنی انطباق با معیارهای جامعه نیست ، در این دیدگاه با تاکید بر مرحله ای بودن تحول اخلاقی، مفهوم آمادگی برای تربیت اخلاقی را یکی از مفاهیم اساسی می داند" ( کدیور ،1383). کلبرگ هم چون پیاژه و کانت یادگیری انفعالی اخلاق را نمی پسندد او معتقد است که کودک یا نوجوان ، خود باید تجربه کند "یعنی قرار گرفتن فرد در موقعیت های طبیعی حل مسائل اجتماعی و اخلاقی و اندیشیدن فعالانه در باره آنهاست که موجب درونی شدن این ارزش ها می شود"(کدیور،1383). "از نظر کلبرگ ، تشویق دانش آموزان به بحث در باره مسائل مختلف ، توجه به نظر آنها ، کمک به آنها در جمع بندی مطالب و مشارکت فعالانه آنها در مسائل اخلاقی ، از مهمترین ابزارهای معلمان در کمک به رشد قضاوت های اخلاقی دانش آموزان است . برعکس ، نصیحت و موعظه ، بی توجهی به نظرات دانش آموزان ، اداره به صورت مقتدرانه و تنبیه آنها به دلیل رعایت موارد اخلاقی،ازجمله شرایط نامناسب برای رشد اخلاقی آنها به حساب می آید"(کدیور ،1383).

افرادی تحقیقات کلبرگ را ناقص انگاشتند و روش او را در فرهنگ های مختلف کارساز ندانستند و حتی عده ای بر کلبرگ خرده گرفته اند که کودکان و نوجوانان پسر را در تحقیقات خود همراه کرده و سوالات او بیشتر در مورد قانون ، قرارداد اجتماعی ، و عدالت بوده که بیشتر جنبه مردانه آن مطرح است . " از نظریه کلبرگ به علت "مرد محور بودن" نیز انتقاد شده است زیرا در آن ، شیوه مردانه استدلال انتزاعی مبتنی بر عدالت و حق در سطحی بالاتر از سبک زنانه ئ استدلال مبتنی بر مراقبت و توجه قرار گرفته است" (گیلیگان،1982 بنقل از اتکینسون و همکاران،1385). "دختران در پاسخگویی به معماهای اخلاقی ، بیشتر رعایت حال دیگران و فداکاری را مورد تاکید قرار می دهند تا حقوق افراد و احترام به قانون را"(توریل،1998بنقل از کدیور،1383). "شواهدی حاکی از آن است که افراد در موقعیت های متفاوت قواعد متفاوتی را به کار می گیرند و توالی مورد نظر کلبرگ دیده نمی شود"( کورتینز و گریف،1986، بنقل از اتکینسون و همکاران،1385). " پیوند رفتار اخلاقی با استدلال اخلاقی نیز جای تامل دارد و ممکن است بسیار ضعیف باشد یا کودکان سنین مختلف یاد بگیرند که چیزهایی را در مورد تصمیم های اخلاقی خود بگیرند ، ولی آنچه که انجام می دهند از گفتار آنها متفاوت باشد"( بلاسی،1983، بنقل از کدیور ،1383). "نظریه پردازان شناختی – اجتماعی معتقدند که کلبرگ در کنار سایر انتقاد ها، تاکید اندکی بر رفتار و تعیین کننده های موقعیتی در تحقیقات در این زمینه دارد"(کدیور ،1383).

لارنس کلبرگ واضع نظریه رشد اخلاقی، با الهام از آرائ کانت در مورد اخلاق و همچنین نظریه رشد شناختی پیاژه ، تئوری خود را پایه ریزی کرد گروه های زیادی از کودکان و نوجوانان بین 10 تا 16 سال را به مدت 12 سال مورد بررسی قرار داد و هر سه سال یکبار از آنها پرسش می کرد ، سطوح رشد را به پیش عرفی ، عرفی ، و پس عرفی تقسیم نمود و برای هر سطحی دو مرحله قایل بود. مرحله1 اخلاق براساس اطاعت ،مرحله2 اخلاق براساس پاداش، مرحله3 اخلاق پسر خوب، دخترخوب، مرحله4 اخلاق بر اساس قانون، مرحله5 اخلاق بر اساس پیمان اجتماعی، مرحله6 اخلاق بر اساس اصول اخلاقی درونی. کلبرگ تزریق اخلاق را به کودکان نمی پذیرفت بلکه معتقد بود که کودکان در مواجه شدن با سطح استدلال بالاتر ، مواجه شدن با مسائل و تناقضات ، تاثیر می پذیرند . افرادی بر نظریات کلبرگ خرده گرفته اند و تحقیقات او را در هر وضعیتی وارد نمی دانند از جمله گیلیگان از سبک مرد گرایی او انتقاد کرده است . راه کار کلبرگ به معلمین جهت کمک به دانش آموزان برای ارتقا به سطوح بالاتر، تشویق به بحث ، توجه به آراء آنها ، و مشارکت آنها در مسائل اخلاقی است . با تمام این توصیف ها هنوز بحث و جدل ما بین ارباب دین ، فیلسوفان ، روانشناسان ، و کارشناسان علوم تربیتی ادامه دارد و در این میان ما هنوز فرزندان خود را به روش سنتی تربیت می کنیم .
4-هرم سلسله مراتب نیازهای مازلو یا به طور خلاصه هرم مازلو، نظریه آبراهام مازلو نظریه پرداز کلاسیک در مورد نیازهای انسان است.

این نظریه در میان بینش‌ های حاصل از جنبش روابط انسانی در مدیریت مقارن با دوران رکود اقتصادی بزرگ غرب از اهمیت ویژه برخوردار بوده و نظریه‌ای بنیادین محسوب می‌شود. این نظریه از نظریه‌های محتوایی در مورد انگیزش به شمار می‌آید. نظریه‌ های محتوایی چیستی رفتارهای برانگیخته را شرح می‌دهند و به طور عمده با آنچه در درون فرد یا محیطش می‌گذرد و به رفتار فرد نیرو بخشیده سرو کار دارد؛ به عبارت دیگر این نظریه‌ها، به مدیر نسبت به نیازهای کارکنانش بینش می‌دهند و به او کمک می‌کنند تا بداند کارکنان به چه چیزهایی به عنوان پاداش کار یا ارضا کننده‌ بها می‌دهند؛ در حالیکه نظریه‌های فراگردی چگونگی و چرایی برانگیختگی افراد را توصیف می‌کنند.

به اعتقاد مازلو نیازهای آدمی از یک سلسله مراتب برخوردارند که رفتار افراد در لحظات خاص تحت تأثیر شدیدترین نیاز قرار می‌گیرد. هنگامی که ارضای نیازها آغاز می‌شود، تغییری که در انگیزش فرد رخ خواهد داد بدین گونه است که به جای نیازهای قبل، سطح دیگری از نیاز، اهمیت یافته و محرک رفتار خواهد شد. نیازها به همین ترتیب تا پایان سلسله مراتب نیازها اوج گرفته و پس از ارضاء، فروکش کرده و نوبت به دیگری می‌سپارند.





نیازهای انسان

در این نظریه، نیازهای آدمی در پنج طبقه قرار داده شده‌اند که به ترتیب عبارتند از:

اول : نیازهای زیستی

نیازهای زیستی در اوج سلسله مراتب قرار دارند و تا زمانی که قدری ارضا گردند، بیشترین تأثیر را بر رفتار فرد دارند. نیازهای زیستی نیازهای آدمی برای حیات خودند؛ یعنی: خوراک، پوشاک و مسکن. تا زمانی که نیازهای اساسی برای فعالیت‌های بدن به حد کافی ارضاء نشده‌اند، عمده فعالیت‌های شخص احتمالاً در این سطح بوده و بقیه نیازها انگیزش کمی ایجاد خواهد کرد؛



دوم : نیازهای امنیّتی

نیاز به رهایی از وحشت، تأمین جانی و عدم محرومیت از نیازهای اساسی است؛ به عبارت دیگر نیاز به حفاظت از خود در زمان حال و آینده را شامل می‌شود؛

سوم : نیازهای اجتماعی

یا احساس تعلق و محبت؛ انسان موجودی اجتماعی است و هنگامی که نیازهای اجتماعی اوج می‌گیرد، آدمی برای روابط معنی‌دار با دیگران، سخت می‌کوشد؛

چهارم : احترام

این احترام قبل از هر چیز نسبت به خود است و سپس قدر و منزلتی که توسط دیگران برای فرد حاصل می‌شود. اگر آدمیان نتوانند نیاز خود به احترام را از طریق رفتار سازنده برآورند، در این حالت ممکن است فرد برای ارضای نیاز جلب توجه و مطرح شدن، به رفتار خرابکارانه یا نسنجیده متوسل شود؛

پنجم : خودشکوفایی

یعنی شکوفا کردن تمامی استعدادهای پنهان آدمی؛ حال این استعدادها هر چه می‌خواهد باشد. همان طور که مازلو بیان می‌دارد: «آنچه آنسان می‌تواند باشد، باید بشود».

به طبقه‌بندی مذکور دو نیاز « دانش‌اندوزی و شناخت و درک پدیده‌ها » و « نیاز به زیبایی و نظم » نیز اضافه شده است؛ که قبل از نیاز به خود شکوفایی قرار می‌گیرند.



ویژگی های انسان خود شکوفا:

- حس تشخیص واقعیت، آگاهی از شرایط موجود و واقعی، واقع گرا، قضاوت بی طرفانه و عینی و نه بر اساس طرز تفکر شخصی و متعصبانه.

- طرز نگرش بر مشکلات به عنوان چالشها و شرایطی که نیـاز بـه راه حل دارند و نه به عنوان حربه ای برای شکوه گری و توجیهات فردی.

- نیاز به حریم و تنهایی و توانایی تحمل تنهایی.

- متکی به قضاوتها و تجارب خویش، مستقل، عدم اتکاء بـه فـرهنـگ و محـیـط پـیرامون خود برای شکل گیری عقاید و دیدگاه ها.

- عدم تأثیر پذیری از فشارهای اجتماعی.

- دموکراتیک، منصف و بدون قائل شدن به تبعیض، پذیرش و لذت بردن از تمامی فرهنگـها، نژادها و تفاوتهای فردی انسانها.

- از لحاظ اجتماعی دلسوز و مهربان، دارای خصوصیات انسانی و بشر دوستانه.

- پذیرش افراد همانگونه که هستند و عدم تلاش برای تغییردادن آنها.

- در کنار دیگران راحت بودن، با وجود هر نوع گرایش نا متعارف دیگران.

- خود انگیخته و با اصالت بودن، با خویشتن صادق است، هـمان گـونـه که دوست دارد رفتار می کند و نه آنگونه که دیگران از وی می خواهند.

- شوخ طبع بودن البته حس شوخ طبعی ایی که متوجه خود و یا وضعیت کلی بشریت است و نه دیگران.

- تعداد محدودی دوست صمیمی دارد و نه تعداد زیادی رابطه سطحی.

- علاقه مند به همه چیز حتی امور عادی.

- خلاق-مبتکر و اصیل.

- بدنبال تجارب ناب و دستیابی به موفقیت هایی است کـه اثـری مـانـدگـار از خود بجای گذارد.
 

MAHSABANOO

New member
اگه gf ات رو توي خيابون با bf ديگه اش ببيني چكار ميكني؟
%28122%29.gif


. اگه كسي كه دوسش داري قلبت رو بشكونه چكار ميكني؟ هنوز هم دوسش داري يه حس انتقام توي وجودت شعله ور ميشه؟
Rulezz_heart-break.gif


اگه شديدا عاشق يه نفر باشي و مامانت بهت بگه يا من يا عشقت وگرنه شيرم رو حلالت نميكنم كدوم رو انتخاب ميكني؟؟؟ عشقت ؟؟
inlove2.gif
يا مامانت ؟؟؟
Laie_7.gif
 

شفيع

Well-known member
افرادی تحقیقات کلبرگ را ناقص انگاشتند و روش او را در فرهنگ های مختلف کارساز ندانستند و حتی عده ای بر کلبرگ خرده گرفته اند که کودکان و نوجوانان پسر را در تحقیقات خود همراه کرده و سوالات او بیشتر در مورد قانون ، قرارداد اجتماعی ، و عدالت بوده که بیشتر جنبه مردانه آن مطرح است . " از نظریه کلبرگ به علت "مرد محور بودن" نیز انتقاد شده است زیرا در آن ، شیوه مردانه استدلال انتزاعی مبتنی بر عدالت و حق در سطحی بالاتر از سبک زنانه ئ استدلال مبتنی بر مراقبت و توجه قرار گرفته است" (گیلیگان،1982 بنقل از اتکینسون و همکاران،1385). "دختران در پاسخگویی به معماهای اخلاقی ، بیشتر رعایت حال دیگران و فداکاری را مورد تاکید قرار می دهند تا حقوق افراد و احترام به قانون را"(توریل،1998بنقل از کدیور،1383). "شواهدی حاکی از آن است که افراد در موقعیت های متفاوت قواعد متفاوتی را به کار می گیرند و توالی مورد نظر کلبرگ دیده نمی شود"( کورتینز و گریف،1986، بنقل از اتکینسون و همکاران،1385). " پیوند رفتار اخلاقی با استدلال اخلاقی نیز جای تامل دارد و ممکن است بسیار ضعیف باشد یا کودکان سنین مختلف یاد بگیرند که چیزهایی را در مورد تصمیم های اخلاقی خود بگیرند ، ولی آنچه که انجام می دهند از گفتار آنها متفاوت باشد"( بلاسی،1983، بنقل از کدیور ،1383). "نظریه پردازان شناختی – اجتماعی معتقدند که کلبرگ در کنار سایر انتقاد ها، تاکید اندکی بر رفتار و تعیین کننده های موقعیتی در تحقیقات در این زمینه دارد"(کدیور ،1383).

لارنس کلبرگ واضع نظریه رشد اخلاقی، با الهام از آرائ کانت در مورد اخلاق و همچنین نظریه رشد شناختی پیاژه ، تئوری خود را پایه ریزی کرد گروه های زیادی از کودکان و نوجوانان بین 10 تا 16 سال را به مدت 12 سال مورد بررسی قرار داد و هر سه سال یکبار از آنها پرسش می کرد ، سطوح رشد را به پیش عرفی ، عرفی ، و پس عرفی تقسیم نمود و برای هر سطحی دو مرحله قایل بود. مرحله1 اخلاق براساس اطاعت ،مرحله2 اخلاق براساس پاداش، مرحله3 اخلاق پسر خوب، دخترخوب، مرحله4 اخلاق بر اساس قانون، مرحله5 اخلاق بر اساس پیمان اجتماعی، مرحله6 اخلاق بر اساس اصول اخلاقی درونی. کلبرگ تزریق اخلاق را به کودکان نمی پذیرفت بلکه معتقد بود که کودکان در مواجه شدن با سطح استدلال بالاتر ، مواجه شدن با مسائل و تناقضات ، تاثیر می پذیرند . افرادی بر نظریات کلبرگ خرده گرفته اند و تحقیقات او را در هر وضعیتی وارد نمی دانند از جمله گیلیگان از سبک مرد گرایی او انتقاد کرده است . راه کار کلبرگ به معلمین جهت کمک به دانش آموزان برای ارتقا به سطوح بالاتر، تشویق به بحث ، توجه به آراء آنها ، و مشارکت آنها در مسائل اخلاقی است . با تمام این توصیف ها هنوز بحث و جدل ما بین ارباب دین ، فیلسوفان ، روانشناسان ، و کارشناسان علوم تربیتی ادامه دارد و در این میان ما هنوز فرزندان خود را به روش سنتی تربیت می کنیم .
4-هرم سلسله مراتب نیازهای مازلو یا به طور خلاصه هرم مازلو، نظریه آبراهام مازلو نظریه پرداز کلاسیک در مورد نیازهای انسان است.

این نظریه در میان بینش‌ های حاصل از جنبش روابط انسانی در مدیریت مقارن با دوران رکود اقتصادی بزرگ غرب از اهمیت ویژه برخوردار بوده و نظریه‌ای بنیادین محسوب می‌شود. این نظریه از نظریه‌های محتوایی در مورد انگیزش به شمار می‌آید. نظریه‌ های محتوایی چیستی رفتارهای برانگیخته را شرح می‌دهند و به طور عمده با آنچه در درون فرد یا محیطش می‌گذرد و به رفتار فرد نیرو بخشیده سرو کار دارد؛ به عبارت دیگر این نظریه‌ها، به مدیر نسبت به نیازهای کارکنانش بینش می‌دهند و به او کمک می‌کنند تا بداند کارکنان به چه چیزهایی به عنوان پاداش کار یا ارضا کننده‌ بها می‌دهند؛ در حالیکه نظریه‌های فراگردی چگونگی و چرایی برانگیختگی افراد را توصیف می‌کنند.

به اعتقاد مازلو نیازهای آدمی از یک سلسله مراتب برخوردارند که رفتار افراد در لحظات خاص تحت تأثیر شدیدترین نیاز قرار می‌گیرد. هنگامی که ارضای نیازها آغاز می‌شود، تغییری که در انگیزش فرد رخ خواهد داد بدین گونه است که به جای نیازهای قبل، سطح دیگری از نیاز، اهمیت یافته و محرک رفتار خواهد شد. نیازها به همین ترتیب تا پایان سلسله مراتب نیازها اوج گرفته و پس از ارضاء، فروکش کرده و نوبت به دیگری می‌سپارند.





نیازهای انسان

در این نظریه، نیازهای آدمی در پنج طبقه قرار داده شده‌اند که به ترتیب عبارتند از:

اول : نیازهای زیستی

نیازهای زیستی در اوج سلسله مراتب قرار دارند و تا زمانی که قدری ارضا گردند، بیشترین تأثیر را بر رفتار فرد دارند. نیازهای زیستی نیازهای آدمی برای حیات خودند؛ یعنی: خوراک، پوشاک و مسکن. تا زمانی که نیازهای اساسی برای فعالیت‌های بدن به حد کافی ارضاء نشده‌اند، عمده فعالیت‌های شخص احتمالاً در این سطح بوده و بقیه نیازها انگیزش کمی ایجاد خواهد کرد؛



دوم : نیازهای امنیّتی

نیاز به رهایی از وحشت، تأمین جانی و عدم محرومیت از نیازهای اساسی است؛ به عبارت دیگر نیاز به حفاظت از خود در زمان حال و آینده را شامل می‌شود؛

سوم : نیازهای اجتماعی

یا احساس تعلق و محبت؛ انسان موجودی اجتماعی است و هنگامی که نیازهای اجتماعی اوج می‌گیرد، آدمی برای روابط معنی‌دار با دیگران، سخت می‌کوشد؛

چهارم : احترام

این احترام قبل از هر چیز نسبت به خود است و سپس قدر و منزلتی که توسط دیگران برای فرد حاصل می‌شود. اگر آدمیان نتوانند نیاز خود به احترام را از طریق رفتار سازنده برآورند، در این حالت ممکن است فرد برای ارضای نیاز جلب توجه و مطرح شدن، به رفتار خرابکارانه یا نسنجیده متوسل شود؛

پنجم : خودشکوفایی

یعنی شکوفا کردن تمامی استعدادهای پنهان آدمی؛ حال این استعدادها هر چه می‌خواهد باشد. همان طور که مازلو بیان می‌دارد: «آنچه آنسان می‌تواند باشد، باید بشود».

به طبقه‌بندی مذکور دو نیاز « دانش‌اندوزی و شناخت و درک پدیده‌ها » و « نیاز به زیبایی و نظم » نیز اضافه شده است؛ که قبل از نیاز به خود شکوفایی قرار می‌گیرند.



ویژگی های انسان خود شکوفا:

- حس تشخیص واقعیت، آگاهی از شرایط موجود و واقعی، واقع گرا، قضاوت بی طرفانه و عینی و نه بر اساس طرز تفکر شخصی و متعصبانه.

- طرز نگرش بر مشکلات به عنوان چالشها و شرایطی که نیـاز بـه راه حل دارند و نه به عنوان حربه ای برای شکوه گری و توجیهات فردی.

- نیاز به حریم و تنهایی و توانایی تحمل تنهایی.

- متکی به قضاوتها و تجارب خویش، مستقل، عدم اتکاء بـه فـرهنـگ و محـیـط پـیرامون خود برای شکل گیری عقاید و دیدگاه ها.

- عدم تأثیر پذیری از فشارهای اجتماعی.

- دموکراتیک، منصف و بدون قائل شدن به تبعیض، پذیرش و لذت بردن از تمامی فرهنگـها، نژادها و تفاوتهای فردی انسانها.

- از لحاظ اجتماعی دلسوز و مهربان، دارای خصوصیات انسانی و بشر دوستانه.

- پذیرش افراد همانگونه که هستند و عدم تلاش برای تغییردادن آنها.

- در کنار دیگران راحت بودن، با وجود هر نوع گرایش نا متعارف دیگران.

- خود انگیخته و با اصالت بودن، با خویشتن صادق است، هـمان گـونـه که دوست دارد رفتار می کند و نه آنگونه که دیگران از وی می خواهند.

- شوخ طبع بودن البته حس شوخ طبعی ایی که متوجه خود و یا وضعیت کلی بشریت است و نه دیگران.

- تعداد محدودی دوست صمیمی دارد و نه تعداد زیادی رابطه سطحی.

- علاقه مند به همه چیز حتی امور عادی.

- خلاق-مبتکر و اصیل.

- بدنبال تجارب ناب و دستیابی به موفقیت هایی است کـه اثـری مـانـدگـار از خود بجای گذارد.
 

شفيع

Well-known member
نمیدونم چرا گزینه ی لایک رو واسم نشون نمیده ای بابا...
بی خیال فقط سوال میپرسم اصن:
1)اگه الان آقای روحانی رو ببینی بهش چی میگی؟ميگم توهم نميگي كليدمو باخودت نبر
2)از کدوم جونور موذی متنفری؟؟موش
3)از ارتفاع میترسی؟؟اره
4)دیوار اتاقت چه رنگیه؟؟؟اگه به سلیقه خودت بود چه رنگیش میکردی؟بنفش بود الان سفيد

- - - Updated - - -

---------------------
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

MAHSABANOO

New member
زندگی بهتره یا زندگی کردن؟!
icon_pf2%20%2826%29.gif


ـ اگه بخوایی بشینی رو صندلی وزیر وزرا چی کار می کنی؟!
نظرت رو راجب من بگو. ( راستش رو بگو ناراحت نمیشم
icon_pf2%20%2816%29.gif
و کم هم ننویس)
بهترین خبری که تا حالا از اخبار شنیدی چی بوده؟
 

شفيع

Well-known member
نظرت راجع به گداها چيه؟ كمك ميكني يا ميگي اي بابا همه ي مردم كلاه بردار شدن !!! بستگي به نوعشون داره به بعضيا كه تيغ زن تشخيص ندم كمك ميكنم شده كه من كل پول توجيبمو دادم به كسي كه نيازمند بوده و پياده به خونه برگشتم
mopostings.gif


اگه بهت بگم تو رو با سطل ماست از تو جوي آب گرفتيم باورت ميشه؟ (تلخه ولي باور كن )
باور نكنم چيكار كنم؟
storksmily.gif


. آدم مغروري هستي؟ نظرت راجع به ادماي مغرور چيه؟
اره ميگن مغرورم ازشون خوشم نمياد زياد
healer.gif


. دلت ميخواست دزد درياي بشي يا پليس دريايي؟ :
هيچ كدوم دي
pirates5B15D_th.gif
--------------------
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

شفيع

Well-known member
Qosstantanie رو به فارسی بنویس قسطنطنيه
icon_pf2%20%2841%29.gif


مساحت ایران در دوران حکومت داریوش رو بگو!!
44 درصد كل زمين

. اگه میلیاردر بودی مدرسه می ساختی؟؟؟نه جون من راستشو بگو!!
اره به ولله قسم ميساختم


الان داری بخش سوالای راحتو طی می کنی!! یواش یواش سطح سوالات تخصصی تر میشه!! چون ساعت 12 رو رد كرديم مردم خوبن نه؟!
-----------------

- - - Updated - - -

خب برا اینکه به همه ثابت کنی که پسمل خوبی هستی ودیشب احیا بودی
بناسبت شب قدر دیشب 100ایه جوشن کبیرو اینجا بنویس:)1dco2x0p1lilzhfpg1t)
یه40درصدثوابش مال بچه ها اون 10درصد مال خودت منم دیگه50

فردا شب باهم دست در دست هم ميريم احيا قوبل؟
 

MAHSABANOO

New member
هدفت تو زندگی چیه؟؟؟ یعنی به چی میخوای برسی؟؟(در صورت تمایل بگو.....!)
3تا راه برای رسیدن به هدف
بهترین لحظه زندگیت و بدترینش!!!
3تا نصیحت(بزرگ و کوچیک نداره!!!)
دوستی رو تو یه جمله معنی کن!!
 

mikhak s

New member
73.گاوداری و مرغداری و پرورش اسب و این چیز ها رو خارج شهر میسازن قابل درکه !
اما دیگه چرا دانشگاه ها رو خارج شهر می سازن؟
74.از کجا معلوم میشه ادکلن زنونه س یا مردونه ؟!
75.اگر ده نفر در هشت ساعت یک دیوار را ساخته باشند، چه مدت زمان لازم است که چهار مرد آن دیوار را بسازند؟
76.چرا انقدر از قلب خوشت میاد ؟


 

sara77

New member
بنظرت افراد زیر چه شکلین در حدود یه سطر توضیح بده لدفن
سارا77
مهسابانو
اشل و تاتی
نوتر
 

شفيع

Well-known member
)[/color][/size]



بدون اینکه خانواده بدونه انگشتر خریدی؟ خواستگاریش نرفتی؟ شفیع خیلی از سوالارو داری سر سری جواب میدی ها مطمئن باش اولین کسی که تو نظر سنجی میزنه سوالارو پیچوندی منم

ميخك جان نيمه پر ليوان رو ميبين يانيمه خاليشو؟من صادقانه جواب دادما.چرا خواهرم و مادرم فهميدن انگشتر خريدم.
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا