ROJO
New member
تابحال پیش اومده یه کار انجام بدی بعد بگی من چقد باحالم در حدی که عمیقأ احساس Hero بودن بهت دست بده:a2d3:
اول خوودم میگم 2تا خاطره دارم
)
یه گنجشک زیر بوته ها پیدا کردم که یه کم زخمی و بی حال بود و من خیلی راحت گرفتم بردمش خونه. بهش اب دادم و چند دقیقه بعد پرواز کرد ، منم در پوست خودم نمیگنجیدم:rolleyessmileyanim:
وقتی دوم دبستان بودم، 2-3تا از بچه های پنجمی بودن که ماها رو اذیت و مسخره میکردن، یکیشون یه بار نقاشیمو از دستم گرفت که ببینه بعد دقیقا انداخت زیرپا لگدش کرد:New (6):، عاقا گذشت و یه روز ما داشتیم تو حیاط مدرسه وسطی بازی میکردیم و این طرف نشسته بود به مسخره کردن،خلاصه همینکه توپ به من خورد کلی خندید، منم رفتم جلو یه دونه خوابوندم تو گوشش!خیلی حال کردم انگار از زن تناردیه انتقام گرفته باشم
t0837h0nn8zfqu8ult نمیدونم اون لحظه چطور دستم به صورتش رسید فقط میدونم که بد زدمش، اگه دیگه سمت ما اومد همون بود نیومدم همون!
) 
اول خوودم میگم 2تا خاطره دارم
یه گنجشک زیر بوته ها پیدا کردم که یه کم زخمی و بی حال بود و من خیلی راحت گرفتم بردمش خونه. بهش اب دادم و چند دقیقه بعد پرواز کرد ، منم در پوست خودم نمیگنجیدم:rolleyessmileyanim:
وقتی دوم دبستان بودم، 2-3تا از بچه های پنجمی بودن که ماها رو اذیت و مسخره میکردن، یکیشون یه بار نقاشیمو از دستم گرفت که ببینه بعد دقیقا انداخت زیرپا لگدش کرد:New (6):، عاقا گذشت و یه روز ما داشتیم تو حیاط مدرسه وسطی بازی میکردیم و این طرف نشسته بود به مسخره کردن،خلاصه همینکه توپ به من خورد کلی خندید، منم رفتم جلو یه دونه خوابوندم تو گوشش!خیلی حال کردم انگار از زن تناردیه انتقام گرفته باشم