سکــوت

baran71

New member

چند وقتی است....
حرفی زیباتر از سكوت برای گفتن ندارم...
چشمانم به مانند پاییز برگ ریزان است....
قلبم.....قلبم هم هوای دلتنگی دارد.... با این همه ....
اما بر لبانم لبخندی نقش بسته است... تا مجبور نباشم سكوتم را بشكنم...
 

baran71

New member
به كدامين گناه،پاداشم سكوت شد
سكوتى كه گلويم را براى فرياد هاى فردا آماده مى كند...سكوتى كه قدرت را برايم ارمغان مى آورد]
 

baran71

New member
مـے ترسم از نبوבنت و از بوבنت بیشتر…!
نـבاشتنت ویرانم میڪنـבوבاشتنت متوقفم…!
وقتـے نیستـےڪسـے را نمـے خواهم و وقتـے هستے تورا میخواهم..!
رنگهایم بے تو سیاه است وבر ڪنارت خاڪسترے ام…!
خـבاحافظے ات به جنونم میکشـבو سلامت به پریشانے ام…!
بے تو בلتنگم وباتو بیقرار…
بے توخسته ام وباتو בر فرار…!
בرخیال مــלּبمان… از ڪنار مــלּبرو…!!
مــלּخو گرفته ام به نبوבنت…!
از سڪوتم بترس …
وقتی ڪـﮧ ساڪـــت می شوم ….
لابـבهمـﮧےבرבבل هایم را بـرבه ام پیش خـــבا … !


- - - Updated - - -

سکوت....




نه علامت رضایت است




نه علامت شکایت




سکوت یعنی خسته بودن از این زندگی


- - - Updated - - -


اگر سکوت کردم ...

مغرور نشو که ابلهانه ، دروغ عاشقانه ات را باور کرده ام...

فقط...عید بود... سین کم آورده بودم...
 

biosta

Well-known member
هرچیز در باره سکوت ...
برای هر چیز که بوی سکوت ، رنگ سکوت ، حس سکوت ،جنس سکوت و ... می دهد ..
از سکوت برایم بگو ...
سکوت به همراه عواملی چند می تونه همون آرامشی که سال ها عده به دنبالش می گردند را به انسان هدیه دهد
عواملی همچون
قدر دانی
( کسی که به ما خوبی می کند بدهکار ما نیست )

تواضع
( فراموش نکنیم که ابدی نیستیم )

ایمان
( قدرتی وجود دارد که مافوق همه قدرت هاست همان که چنین نظمی را در جهان آفرینش بر پا کرده )

عشق ورزی و محبت
( پذیرفتن این که دنیا دنیای تفاوت ها ست نه الزاما" خوبی و بدی ، چرا که اغلب اغلب کارها به علت تفاوت در انسان هاست
و در قالب صرفا" خوب و بد قرار نمی گیرد )

صبر ( نه به معنی فراموش نکردن و بیشتر به معنی این که شرایط را طوری فراهم کنیم که نگذاریم دیگر چنین ظلمی در حقمان صورت گیرد)

کمک به دیگران
( بهترین توضیح همان هست که به حکمت خدا اعتماد کنیم و فمن يعمل مثقال ذرة خيرا يره ومن يعمل مثقال ذرة شر يره )
 

yara

New member
cd45007df44d.jpg
 

baran71

New member

تو تنهاییت را "شعر"میکنی

من "دود"

دیگری "سکوت"

وشاید ...دختری در سرزمینم رو بر گرداند و با گوشه روسری اشکهایش را پاک کند !!!...

تنهایی تو کجا و تنهایی او کجا....

باز هم بگویید یک برابر یک است...
 

firoozeh

New member
درد دلاتو به کسی نگو چون بعضیا یاد می گیرن چطور دلتو به درد بیارن....


هییییسسسسسسسسسسسسس.........


سکوت کن...
 

love virology

New member
چه بگويم؟ سخنی نيست.

می‌وزد از سرِ اميد نسيمی،
ليک تا زمزمه‌يی سازکند
در همه خلوتِ صحرا
به ره‌اش
نارونی نيست.
چه بگويم؟ سخنی نيست.



پشتِ درهایِ فروبسته
شبِ از دشنه و دشمن پُر
به کج‌انديشی
خاموش
نشسته‌ست.


بام‌ها
زيرِ فشارِ شب
کج،
کوچه
از آمدورفتِ شبِ بدچشمِ سمج
خسته‌ست.




چه بگويم؟ سخنی نيست.
در همه خلوتِ اين شهر، آوا
جز ز موشی که دراند کفنی
نيست.


وندر اين ظلمت‌جا
جز سيانوحه‌یِ شومرده زنی
نيست.


ور نسيمی جنبد
به ره‌اش
نجوا را
نارونی نيست.


چه بگويم؟
سخنی نيست
 

love virology

New member
سکوتم از رضایت نیست، دلم اهل شکایت نیست
هزار شاکی خودش داره، خودش گیره گرفتاره

سکوتم از رضایت نیست، دلم اهل شکایت نیست
هزار شاکی خودش داره، خودش گیره گرفتاره

همون بهتر که ساکت باشه این دل
جدا از این ضوابط باشه این دل

از این بدتر نشه رسواییه ما
که تنها تر نشه تنهاییه ما

که کار ما گذشته از شکایت، هنوزم پایبندیم در رفاقت
میریزه تو خودش دل غصه هاشو، آخه هیچکس نمی خواد قصه هاشو

کسی جرمی نکرده گر به ما این روزها عشقی نمی ورزه
بهایی داشت این دل پیشترها که در این روزها نمی ارزه

کسی جرمی نکرده گر به ما این روزها عشقی نمی ورزه
بهایی داشت این دل پیشترها که در این روزها نمی ارزه

سکوتم از رضایت نیست، دلم اهل شکایت نیست
هزار شاکی خودش داره، خودش گیره گرفتاره

سکوتم از رضایت نیست، دلم اهل شکایت نیست
هزار شاکی خودش داره، خودش گیره گرفتاره

که کار ما گذشته از شکایت، هنوزم پایبندیم در رفاقت
میریزه تو خودش دل غصه هاشو، آخه هیچکس نمی خواد قصه هاشو

کسی جرمی نکرده گر به ما این روزها عشقی نمی ورزه
بهایی داشت این دل پیشترها که در این روزها نمی ارزه

کسی جرمی نکرده گر به ما این روزها عشقی نمی ورزه
بهایی داشت این دل پیشترها که در این روزها نمی ارزه

سکوتم از رضایت نیست، دلم اهل شکایت نیست
هزار شاکی خودش داره، خودش گیره گرفتاره

سکوتم از رضایت نیست، دلم اهل شکایت نیست
هزار شاکی خودش داره، خودش گیره گرفتاره

سکوتم از رضایت نیست، دلم اهل شکایت نیست
هزار شاکی خودش داره، خودش گیره گرفتاره
 
بالا