چیکار کنم خواهر . کنجکاوم دیگه...:wacsmiley:
اینااااااااااااااااااااز تو دیگه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اینجا امکاناتمون کمه برج میلاد نداریم میرم از پشت بوم خودمو میندازم پایین....................
مرگ خیلییییییی شیرینه پرند جان
یه مرحله نزدیک تر شدنه به خداست
ولی باشه دیگه حرفشو نزنیم, سعی می کنم حرفای خوب بزنم
مرسی
بسیار زیبا بود
ولی من نمیفهمم کجاش نفی کار و تلاش و کوشش کرده؟؟؟
بحث بحث جبر و اختیار و قضا و قدر و سرنوشت و "رضا" هست
در کف شیر نر خونخواره ای / غیر تسلیم و رضا کو چاره ای
و در عین حال در آن داستان معروف در پایان میگوید:
گفت توبه کردم از جبر ای عیار
اختیار است، اختیار است، اختیار
و یا:
این که فردا این کنم یا آن کنم
خود دلیل اختیارست ای صنم
وان پشیمانی که خوردی زان بدی
ز اختیار خویش گشتی مهتدی
حالا این دو رو میشه با هم جمع کرد؟
گره کار در بحث جبر و اختیار نهفته...
راوی عزیز...گوش به حرف بیسوادانی نده که بحث جبر و اختیار میکنن...بحث جبر و اختیار رو از کتب کسانی مثل دانشمند بزرگ علامه محمد تقی جعفری پیگیری کنید...اونوقت هست که میبینید هیچ جا نفی کار و تلاش و کوشش نیست
مگر در خود قرآن نفرمود:
لیس للانسان الا ما سعی...
جهت روشن شدن بحث دانستن معنای کلماتی که در شعر فوق رنگی کرده ام ضروری است که نه در حد سواد و دانش بنده است و نه در حد حوصله ی بنده...(در ضمن اون قسمت ابی که خداست...از مفاهیم وجودی و اروین یالومی...)
موفق باشید
من هنوز به اون مرتبه نرسیدم فکرم نمیکنم برسم..........
عاقا من میترسم![]()
بقیه دوستان چی؟
الی و قاصدک و فانوسی و صنم و ... تولدتون کیه؟
حق داری بترسی چون نمی شناسیمش
ولی من به ترسش فکر نمی کنم
می ذارم موقش که رسید فوقش یا می ترسم یا نمی ترسم دیگه
بعدش اونایی که تجربه کردن همه می گن قشنگههههههههه
بی خیال پرند امشب خوابای بد نبینی
خواب بهشت ببیییییین
ممنون
درسته بحث جبر و اختیار خیلی گسترده است و این موضوع هم میتونه مرتبط با اون باشه
اشاره ی آبی رنگتون هم خیلی زیبا بود
ولی بحث من فقط جبر و اختیار نیست
همین الانش تو کشور ما قانون راز شده اسطوره, من یه مدت ازش متنفر بودم اما وقتی بهش به چشم قانون یقین نگاه می کنی می بینی که چقدر زیباست, ولی حقیقتا برای ما چطوری جا افتاده؟ شرکت تو قرعه کشی و زوووووووووووم روی من برنده می شم, من میلیونر می شم و ....
یه مبحثی تو عرفان برامون مطرح شد که خیلی برام جالب بود, وظیفه ی شیطان فریب دادن هست مخصوصا وقتی که فردی عزمش رو جزم می کنه, کشور ما عنوانی رو برای خودش انتخاب کرده "اسلامی" که فوووووووق العاده مسئولیت سنگینی هست.
این قانون دنیاست تو مسلمونی؟ باشه این گوی و این میدان, پس مایی که ادعا کردیم بیشتر آزمایش می شیم و متاسفانه ما هم کاملا ضعیف و بی دفاع وضعمون می شه این که به جای اینکه از خدا بخوایم از همه چیز و همه کسی طلب می کنیم به جز خودش, و مهمتر از همه اینکه یاد نگرفتیم که یک روزی زمینی هست و یک روزی آسمانی , روزی زمینی تلاش زمینی می طلبه و روزی اسمانی تلاش آسمانی, من نمی فهمم رو چه حسابی خدا رو کافر میشن به این عنوان که مننننننننن اونهمه نماز خوندم اونهمه دعا کردم چرا فلان چیز رو بهم نداد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این رفتار به جبر واختیار ارتباط نداره, به قاطی کردن این عقاید باهم مرتبطه که نماز می خونی و ... برای آخرتت, و تلاش می کنی برای دنیات.
چون نشستی نماز خوندی صرفا کنکور قبول نمی شی ولی می دونیم که چند نفر بعد از قبول نشدن به زمین و آسمون شاکی هستن
راوووی جون زمانش مشخص نیست. پیامبر با اون همه عظمت میگه امید ندارم پاهام به زمین برسه موقع قدم زدم(امیدوارم تحریفش نکره باشم)
امروز یه مرگ خیلی خیلی ناگهانی دیدم اونم در اوج جوونی خیلی روم تاثیر گذاشته....
همش به فکر امور این دنیام........![]()
ببین خودت منو هی وامیداری در موردش بگماااااااا :25r30wi:
منظورم لحظه ی جون دادنه یا طولانیه یا نیست دیگه , یا می ترسیم یا نمی ترسیم, مثل ترن شهربازی :thumbsupsmileyanim:
خدا رحمتشون کنه روحشون شاد
تو عرفان انقدر تصویر قشنگی از جهنم برامون توصیف کردن که حتی واسه دیدن اونم مشتاقم
خدا هیچ چیز بدی نمی آفرینه همش قشنگه فقط خدا کنه وقتی رفتیم از دنیا دل بکنیم و بریم پی کار خودمون و راه خودمون وابستگی هامون سنگ نشن به پامون و نگهمون دارن
راوی جان... بحث ما مکتب عرفانی مولانا بود و نه حتی مکتب عرفانی اسلام!!!!
ولی بحث منحرف شد
من هم با شما در مورد موارد فوق هم عقیده ام...بنظر بنده مشکل و بدبختی اصلی این ملت نه حکمرانانش هستند و نه دشمنانش(برای آنهایی میگم که قایل به دشمن خارجی هستند)...مشکل مردمش هستن که جاهلن...مشکل من جاهل هستم....جهل....جهل....نفهمی... و دیگر هیچ(با عرض معذرت از دوستان...دور از جون همتون)...تا دست از این خرافات غالبا مذهبی هم برنداریم امکان نداره روی خوشی رو ببینیم...وضعمون بدتر میشه که بهتر نمیشه
من اصلا بحثم سر بهشت جهنم نیست من از اعمالم میترسم...........![]()
منظورت چیه که از اعمالم می ترسم؟ مگه اعمال ترس داره؟ اگه ترس داره چرا انجام می دی؟
وااااااااااااااااااااااااااای
بالاخره رسیدم سرخط..........
چرا اینقدر تند تند می رین جلو... نفس کم آوردم.... تازه میخوام برم آش زبان رو ببینم
راوی کتاب نیروی حال و تموم کردم. الان دارم عشق هرگز کافی نیست و میخونم... بدو بدو زود باش بازم کتاب خوب بهم معرفی کن بعد از بخونم. بدو بدو![]()
خدا نکنهراوووووووووی جون یه گوشه بشینم تا مرگم بیاد؟؟؟؟؟؟؟؟:25r30wi:
بلاخره باید دستو پامو تکون بدم تا اون موقع یانه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اینا میشه اعمال جمع بشه یه عالمه میشه............
خدا نکنه
خب چرا اینطوری فکر می کنی که دست و پات رو داری بدجوری تکون می دی؟