دلنوشته های حسین پناهی

mahsa.

New member
چشمهاشو مي بخشه تا بفهمه كه دريا آبي است
دلشو مي بخشه تا نگاه ساده آهو را درك بكنه
سردمه
مثل پايان زمين
عين عارف و سفال
اين قدر پاپيچم نشو!
بينمون دوتا ننو مي شه گذاشت.
ما چرا مي بينيم؟
ما چرا مي فهميم؟
ما چرا مي پرسيم؟؟
گربه هم مي فهمه
رود هم مي فهمه
سنگ هم ميفهمه
مي گي نه؟ مي گي نه؟
خب دم گربه رو لگد بكن!
سنگ و صيقل بده و بوداش كن!
اگه وارونه اش كني , شكل يك خمره مي شه
خمره رو خرد بكني خاك مي شه
خاك هم مي فهمه , باد هم مي فهمه
ار بخواي به آشيون يه كلاغ نزديك بشي
و به جوجش دست بزني چشمتو درمي آره!
همچي قارقار مي كنه
كه انگاري دختر شاه پريون
سر هفتا دختر , يه پسر كاكل زري زائيده...
كز كردي تو شونه هات و خودتو مي بيني!..
پرده پنجره چشماتو
وردار و ببين دنيا را , ديدنيه!!
چشم ما رفتنيه! زندگي مهلت پرسيدن به ماها نمي ده...
اين جهاني كه همش مضحكه و تكراره!
 

mahsa.

New member
تكه تكه شدن دل چه تماشا داره؟...
ديده ام ديدني دنيا را.....
چرخه و چرخشه و پرگاره!!
خيابون مهمتر از پاهاي " ژان پل سارتره"
منظورم رفته و جاي رفته
چمن از نگاه " پابلو نرودا " جديدتره!
منظورم سير و منزلگه سير
سيستم سرگيجه كار و حقوق
لذت جويدن و مزهء " كافكا " را خنثي كرده
منظورم غريزه و قانونه
تك پا رفتن همسايه " واگنر" , اونو دلخور كرده
منظورم رابطه و دريافته!
سويس كامل بشقاباي " مادام بواري"
هنر آشپزيشو لوث كرده
منظورم عاطفه و تكنيكه
پشت اي پنجره , علم
چتر شك دستش و از آفتاب حرف ميزنه.
با كت وارونه , در باب حواس
با كفش لنگه به لنگه , در باب جهت
با هياهو , در باب سكوت , تز مي ده!!
پشت اين پنجره جز هيچ بزرگ هيچي نيست....
سردمه!!
مثل يك چوب بلال , كه تو قبرستون افتاده باشه
عين كودك و خيال , اين قدر پاپيچم نشو
بينمون دو تا ننو مي شه گذاشت
پس چرا مورچه دونه مي بره؟
همچي تند و تيز مي ره كه انگاري
اگه نره چرخ دنيا پنچره!
جيرجيرك براي كي مي خونه؟
 

mahsa.

New member
شب چرا تاريكه؟ ماه چرا طلائيه؟ گل چرا رنگينه؟
آفتابگردون بي جهت مي گرده؟
كبوتر بي خودي مي چرخه؟
بغ بغو بي معناست؟
همين جوري رو پارچه عكس شقايق مي كشند؟
موشه بي هيچ لذتي بچه مي زاد؟
خودت گفتي , بعدش هم خنديدي!!.....
شب و روز تو گوش "واگنر, "
دهل نت مي زدند؟
"كافكا" هيچ وقت نخنديد؟
گل رز را نشناخت؟
شعاع طلائي خورشيد و درك نكرد؟
عرعر بچه همسايه رو هيچ وقت نشنيد؟
دلمون هندونه
فكرمون هندونه
روحمون هندونه
با يه دست سرنوشت
يكي شو برداريم بسه!!!!!
بابا!
اصلا به ما چه كه حاجي لك لك
عاشق دختر درنا ميشه ؟يا نمي شه!!
مي گي ما , براي روح مار و مور
حلوا خيرات بكنيم؟
فرق ما با اونا كه ما فقط حرف مي زنيم
لطف حرف هم مايه دردسره!!!
 

t.gh

New member
ﭘﺎ ﻣﯽ ﭼﺮﺧﺎﻧﻢ،
ﺭﻭ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻨﻈﺮِ ﻧﺎﮔﺰﯾﺮ !
ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺷﺐِ ﻏﻢ ﺍﻧﮕﯿﺰِ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﯾﻪ .....
ﻭ ﭼﻮﻥ ﻣﮕﺲِ ﺳﯿﺮﯼ
ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ ﺍﺯ ﺍﺷﺒﺎﺡ ﻭ
ﺩﺭ ﺳﮑﻮﺕ
ﺍﺳﮑﻠﺖِ ﮐﻬﻨﻪ ﯼ ﺍﯾﻦ ﻗﺎﻃﺮِ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻟﻪ ﺭﺍ
ﺩﯾﺪ ﻣﯽ ﺯﻧﻢ !
-----------------
ﺍﺯ ﺩﻓﺘﺮ ﻫﻔﺘﻢ
 

t.gh

New member
ﺩﻝِ ﺳﺎﺩﻩ !
ﺑﺮﮔﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺍِﺯﺍﯼ ﯾﮏ ﺣﺒّﻪ ﮐﺸﮏِ ﺳﯿﺎﻩِ ﺷﻮﺭ
ﮔﻨﺠﺸﮏ ﻫﺎ ﺭﺍ
ﺍﺯ ﺩﻭﺭ ﻭ ﺑﺮِ ﺷﻠﺘﻮﮎ ﻫﺎ ﮐﯿﺶ ﮐﻦ،
ﮐﻪ ﻗﻨﺪِ ﺷﻬﺮ
ﺩﺭﻭﻏﯽ ﺑﯿﺶ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ !
-----------
ﺍﺯ ﺩﻓﺘﺮ ﻫﻔﺘﻢ
 

telmix

New member
وصیت نامه حسین پناهی:
قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم...بعد از مرگم، انگشتهای مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت نگاری قرار دهید...به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبد شکافی کند، من به آن مشکوکم...ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاری کنند...عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اکیدا ممنوع است...بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم...کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد...مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند...روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست...دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند در چمنزار خاکم کنید...کسانی که زیر تابوت مرا میگیرند، باید هم قد باشند...شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید...گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد...در مجلس ختم من گاز اشک آور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند...از اینکه نمیتوانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می‌طلبم...!!!
 

telmix

New member
به ما می گفتند:نباید پپسی بخورید گناه دارد!وقتی به تهران آمدم ، اولین کاری که کردم از یک دست فروش یک پپسی گرفتم درش تالاپ صدا داد و باز شد..بعد که خوردم دیدم خیلی شیرین است آن روز نتیجه گرفتم که :گناه خیلی شیرین است...!!!
 

mahsa.

New member
به ما می گفتند:نباید پپسی بخورید گناه دارد!وقتی به تهران آمدم ، اولین کاری که کردم از یک دست فروش یک پپسی گرفتم درش تالاپ صدا داد و باز شد..بعد که خوردم دیدم خیلی شیرین است آن روز نتیجه گرفتم که :گناه خیلی شیرین است...!!!
 

mohammad63

Well-known member
مرسی مهسا جوووون
که یادی از همشهری و فامیل ما کردی ....................
به قول خودش
پشت این پنجره بجز هیچ بزرگ هیچ نیست .............
موفق باشی .........
سلام ................ خداحافظ
 

mohammad63

Well-known member
خورشید جاودانه می درخشد در مدار خویش
و ماییم که پا جای پای خود می نهیم
و غروب می کنیم
هر پسین


- - - Updated - - -

اون كسی كه چتر رو ساخت عاشق بود؟؟؟؟؟
نه عزیز دل من ‚ آدم بود!!!!!!!
 

baran71

New member
از شوق به هوا

به ساعت نگاه میکنم

حدود سه نصف شب است

چشم میبندم که مبادا چشمانت را

از یاد برده باشم

و طبق عادت کنار پنجره میروم

سوسوی چند چراغ مهربان

و سایه کشدار شبگردان خمیده

و خاکستری گسترده بر حاشیه ها

و صدای هیجان انگیز چند سگ

و بانگ آسمانی چند خروس

از شوق به هوا میپرم چون کودکیم

و خوشحال که هنوز

معمای سبز رودخانه از دور

برایم حل نشده است

آری از شوق به هوا میپرم

و خوب میدانم

سال هاست که مرده ام ...
 

baran71

New member
پیست!!

میزی برای کار

کاری برای تخت

تختی برای خواب

خوابی برای جان

جانی برای مرگ

مرگی برای یاد

یادی برای سنگ

این بود زندگی....
 

baran71

New member
hoseine-panai-pic.jpg


- - - Updated - - -


hosein%20panahi.jpg
 

baran71

New member

* *
*می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .*
* عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد *
*بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود … *
*بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند . *
*تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند. *
*تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود *
*و معنای خداحافـظ، تا فردا بود…!*
 

baran71

New member
به مادرم گفتم مرا با چیزی عوض کن
چیزی ارزشمند!
چیزی گران!
سوزنی شکسته تا بتوانی با آن خار پایت را درآوری
 

baran71

New member
من زندگی را دوست دارم٬ولی از زندگی دوباره می ترسم!

دین را دوست دارم٬ اما از کشیش ها می ترسم!

قانون را دوست دارم٬ ولی از پاسبان ها می ترسم!

عشق را دوست دارم٬ ولی از زن ها می ترسم!

کودکان را دوست دارم ٬ ولی از آیــــنه می ترسم!

سلام را دوست دارم٬ ولی از زبانم می ترسم!

من می ترسم ٬ پس هستم!

این چنین می گذرد روز و روزگار من!

من روز را دوست دارم

ولی از روزگار می ترسم...!
 

mohammad63

Well-known member
البته دوستان توجه داشته باشند که خیلی از جملاتی که به اسم حسین پناهی خدابیامرز پیامک میشه و تو وب سایتها نوشته میشه از ایشون نیست .......
بهر حال ممنون از همه دوستان ...........................
 
بالا