بوی تو . . .
ز شوق روی تو من ز ازل گرفتارم/بیان احساس من به تو همه کارم
فراق روی تو که سرد نکرد این آتش/نگاهی بر رخم بیفکن چه سان زارم
ز دوری ات حرارت عشق شعله کش است/که یاد و عشق تو هماره هست همراهم
من از شراب عشق تو ببین چه مجنونم/کنون که کجنون گشته ام مرا چه باک نالم
مرا محبت و عشقت گرفته در آغوش/تو را به محبت قسم ببین چه خوشحالم
شود آیا که من شوم برون از آتش/که نسیم بوی روی تو پراکند عالم
(ش.ر)