دروغ هاتونو اینجا بنویسین!!!

mosaferkocholo

New member
خیلی دوست داشتم نظر دوستانم بشنوم و واسم جالب بود که اونها هم اکثرا برداشت من رو داشتن

 

mosaferkocholo

New member
من از همچین آدمی ضربه خوردم و خیلی های دیگه هم همین طور اگر شناختی که الان دارم رو داشتم این طور نمیشد شناخت آدم ها سخت شده دوست داشتم برداشته خودمو بنویسم و نظر دیگران رو بد ونم حتی کسایی که مخالف هستند ولی نوع بیانه شما طوری بود که انگار از انتقاد به همچین کسایی ناراحت میشید در ضمن من بعضی دروغ هامو گفتم :smiliess (12):
مگه شماانتقادگرای جامعه این؟نیازی ب شفاف سازی نداره جامعه وقتی چیزی عیان است چ حاجت ب بیان است؛اگ جرأت دارین دروغای خودتونوبنویسیدنه تملق کنیدوازروی چابلوسی لایک بزنیدواسه هم؛دروغگوها+دردای اجتماع درمانشون باحرفای امثال من وشماحل نمیشه؛اونقدبدم میادازچابلوسی بعضیاتواین سایت...
 
آخرین ویرایش:

arshade90

New member
غار علیصدر به قندیلاش معروفه؛ اونوقت ملت میرن قندیلاشو میکنن یادگاری میبرن با خودشون!
 
آخرین ویرایش:

mikhak s

New member
اي بابا اين تاپيك شروع نشده به دعوا كشيده شد.:1dco2x0p1lilzhfpg1tآرام انتقاد ميكني بي احترامي توش نباشه. ميبيني كه همه ناراحت شدن:tsimuzpzwoap1t9y3o7

بچه ها شماهم بيخيال بهتره دروغامونو بنويسيم:bunnyearsmiley:
 
گرگه در خونه بزبزقندی رو می زنه.
شنگول می گه: کیه؟
گرگه می گه: منم، آقا گرگه.
شنگول و منگول و حبه انگور تحت تاثیر صداقتش قرار می گیرن و در رو باز می کنن!
 
دلتنگ کودکی ام! یادش به خیر، قهر می کردیم تا قیامت؛ و لحظه ای بعد، قیامت می شد!


ما را از کودکی به جدایی ها عادت دادند، درست از آنجا که پای تخته سیاه کلاس نوشتند:
خوبها - بدها
 
ترس من از ترسیدن نیست، از بی ترسی است. آن جا که می دانم عمرم به پایان می رسد و باز هم گناه می کنم.
 

sakar

New member
حکایت اون مردو شنیدید میره پیش طبیب اونم بهش میگه دوای دردت خندیدنه یه دلقک دور میدونه شهره برو اونجاو یه دل سیر بخند خوب میشی
اون مرده هم با بغض میگه من همون دلقکم
 

mamai86

New member
نمی خوام برم مهونی..میگم درس دارم برنامه م به هم میریزه..درسو بهونه ی خوبی کردم این روزا
 

mamai86

New member
حوصله ی جواب دادن به اس ام اس دوستمو ندارم. اونم رگباری اس ام اس میده.
براش نوشتم مهمون دارم شرمنده نمی تونم جواب بدم.اما میخونمشون
 

mamai86

New member
حس میکنم این روزا دروغ زیاد میگم. جالبه بعدش هم احساس بدی دارما.اما بازم تکرار می کنم
باید خودمو ببندم به تخت
 

mamai86

New member
دوستم بهم زنگ زده میگه نمی تونم بخونم.مشکلاتشو داره میگه.
برا اینکه بهش انگیزه بدم میگم من از صبح مشکلات تورو هم داشتم اما برنامه مو جلو بردم عقب نموندم.می پرسه چقد خوندی؟ میگم 5-6 ساعت
با صدای بلند میگه ای ول.پس منم برم سر درسم.کاری نداری؟ قطع می کنه
در حالیکه 2 ساعت بیشتر نخوندم خودم
 

mamai86

New member
همیشه به دوستام میگم خوبم.خوش میگذره
دروغی که تکیه کلامم هم شده:New (6):
 

mamai86

New member
همسرم زنگ زده از شرکت.میگه داری میخونی؟
با اینکه سر کتاب خوابم برده میگم دارم میخونم.اما خسته شدم.
عصر که میاد خونه..اعترافاتم شروع میشه.جالب اینکه این هی تکرار میشه و هر دفعه هم باور میکنه که خواب نبودم فقط صدام خسته س
عمری مونده چوپان دروغ گو بشم
 

mamai86

New member
فروشنده قیمت ادکلن رو میگه
بهش میگم من دیروز فلان قیمت یه جا دیدم..(با قیافه ی حق به جانب)
انقد که کلی از قیمتو میاره پائین..از دورویی و دروغم بیزارم
 

arshade90

New member
فروشنده قیمت ادکلن رو میگه
بهش میگم من دیروز فلان قیمت یه جا دیدم..(با قیافه ی حق به جانب)
انقد که کلی از قیمتو میاره پائین..از دورویی و دروغم بیزارم

این از اون مصلحتی یاست... خوبه!
 
بالا