دانستنی هایی در مورد جن و ارواح و موجوداته غیر قابل رویت

epi_info

New member
سلام بچه های گل
والا دیدم تو این انجمن یه تاپیکه جنی کمه خداییش :smiliess (3): گفتم یه تاپیک بزنیم که هم هیجان داشته باشه و اطلاعاتمون رو در مورد این موجوداته غیرقابل رویت ولی دوست داشتنی:ad54ad: بیشتر کنه و هم یه کم هیجان بده وقتی از کارهای تکراری روزمره خسته میشیم.
هر چی دوست دارید بنویسید فقط در مورد موجودات غیرقابل رویت باشه. حالا هرچی میخاد باشه.
 

epi_info

New member
اعضاى هشت نفره يك خانواده قزوينى ادعا مى كنند كه از ۱۱ماه پيش يك بچه جن با آنان در ارتباط است ومى توانند به وسيله او از آنچه در آينده روى مى دهد مطلع شوند. فرزندان اين خانواده پس از دوستى و آشنايى با اين بچه جن دچار مشكلات شديد روحى و روانى شده اند.
� نخستين بار چه گذشت :
خانه در محله اى قديمى واقع شده است. پدر خانواده با نگرانى در مورد آنچه كه روى داده مى گويد: ۱۱ماه پيش بود. پسر كوچكم كه ۱۵ساله است دچار حالت تشنج گونه شديدى شده و در ناحيه گردن تمام رگهايش متورم شده و عضلات دستها و صورتش به شدت منقبض شده بود. او با صداى وحشتناكى با تمام ما درگير شده بود.
وى گفت: از اينكه پسرم دچار جنون آنى شده ترسيده بودم ونمى دانستم چه كار كنم، هيجان او به اندازه اى بود كه همه به او خيره شده بوديم تا اينكه او جلوى آينه رفت و در آن شروع به حرف زدن كرد.
وى گفت: بعد از آن كم كم آرام شد و بعد با اشاره به ما گفت: اين دختر دوست من است. ما هيچ كس را نمى ديديم ولى او در آينه شروع به صحبت كردن با او كه روز بعد وقتى سرسفره براى خوردن ناهار نشسته بوديم همسرم خواست پارچ آب را وسط سفره بگذارد، پسرم در يك لحظه پارچ را برداشته و به ديوار كوبيد و گفت: مامان! حواست كجاست؟ چرا پارچ را روى سر دوست من مى گذارى؟ خيلى از اين وضعيت احساس خطر كردم براى همين بود كه همان روز پسرم را به نزد يك متخصص روانپزشكى بردم و مشكل را با آنان در ميان گذاشتم ولى دكتر قرص آرامبخش براى او نوشت كه هيچ تاثيرى روى او نداشت و تنها براى مدتى او را آرام مى كرد.
 

epi_info

New member
سازندگی جن ها

جنه وقتی بتوانند مجسم شوند وبه هر شکلی درآیند به یقین قدرت کار وسازندگی هم

خواهند داشت،چنانچه در زمانهای دور چنین بوده وآنان بناهای عظیم ووسایل زیادی را

ساخته اند.

در قرآن کریم آمده است که اجنه برای حضرت سلیمان کارهایی از قبیل :

ریسندگی،بافندگی،وغواصی می کرده، از ته دریا جواهرات بیرون می آوردند وقصر

وساختمانهای مجلل وحوضها واستخرهای زیبامی ساختند.

قصری از بلور

اجنه شاهکارهایی در معماری داشتند که تابحال انسانها مانن آنها را نساخته اند.یکی از

این شاهکارهاساختن قصری از جنس بلور برای حضرت سلیمان بود که از داخل آن می

توانست بیرون را تماشاکند.

در روایت آمده است: حضرت سلیمان به بلقیس دستور داد که وارد قصر بلورین شود

بلقیس چون وارد قصر شد ،شیشه های بلوری را آب پنداشت وساقهایش را برهنه کرد تا

از آن بگذرد حضرت سلیمان به او فرمود:این قصری صاف است که از شیشه ساخته شده است.

از جمله ساختمانهایی که اجنه برای حضرت سلیمان ساخته اند وبسیار عظیم می

باشد بناهایی است مثل بیت المقدس،هیکل،تدمروسایر آثاری که هنوز هم نمونه های

بسیاری از آنها در سرزمین شامات و فلسطین موجود است.
 

epi_info

New member
خرافاتی در مورد جن

متاسفانه به علت بی اطلاعی وشیوع افسانه های دروغین بین مردم ،نسبتهای نا

روایی به جنها داده میشود.

بعضی از مردم نسبت به شکل وظاهر جن خیالات و اوهاماتی درست کرده اند که در

داستانهای ساختگی خود از آن حکایت می کنند در حالی که جنیان از آن صفات بری

هستند.

از جمله آن دروغها وخرافات اینست که جنها مانند گاو یا خر سم دارند ویا می گویند بینی

آنها ازخمیر است که اگر بینی آنها را بگیری تسلیم تو می شوند.

برخی از مردم از جهت عقیده وتفکر نسبت به جنها به انحراف وخرافه کشیده شده اند ،

از جمله آنهامشرکین زمان جاهلیت بودند که می گفتند بعضی از اجنه در پروردگاری با

خداوند شریک هستند.
 

akhbar

New member
اصلا تو قرآن1سوره هست به اسم "جن". پس حقیقت میتونه داشته باشه اما .....
 

epi_info

New member
حقیقت امر اینست که جن وجو دارد ودر همین عالم وکره خاکی ودر کنار ما زندگی میکنند.آنها داری

قدرتی عجیب می باشند که انسان فاقد آن قدرتهاست والبته آنها در حالت عادی دیده نمی شوند.

محکم تریت دلیل برای اثبات وجو جن ،آیات نورانی قرآن وروایات صحیحه می باشد.

آیان فراوانی وجود دارد که از جن صحبت نموده ویا اجنه را مورد خطاب قرار داده است،از جمله

آن آیات عبارتند از:

انعام100،انعام112،انعام128،انعام130،اعراف38،اعراف139،اعراف179،اسرا88،کهف50،نمل

17،نمل39،سبا12،سبا14،سبا41،فصلت29،احقاف18،احقاف29،ذاریات56،الرحمن33،جن1،جن5

،جن6،حجر27،الرحمن15،الرحمن39،الرحمن56،الرحمن74

همچنین بعضی از مردم دنیا اجنه را مشاهده کرده اند،از جمله مردم در ایران ،مردم شهرها

وروستاهای مختلف،این موجودات را دیده اند.

شیخ بهایی در کتاب کشکول خود فرموده است : اهل دربند ،همچنین مردم میانه آذربایجان شرقی

،بسیار اجنه را مشاهده کرده اند.

فخر رازی درتفسیر کبیر خود می گوید: جن را بسیاری از مردم دیده اند،رسول خدا نیز ایشان را

دیده است وهمچنین دیگران پس از وی اجنه را مشاهده کرده اند.
 

epi_info

New member
تسخیر جن توسط شیخ جعفر مجتهدی
نویسنده: علی ناصریان - ۱۳٩۱/۱/۱۸
یکی از افرادی که قدرت تسخیر را داشت ، عارف کامل شیخ جعفر مجتهدی بود ایشان در نوجوانی

اجنه را تسخیر نموده واجنه از ایشان اطاعت می کردند.خود ایشان نقل کرده اند که من در همان آغاز

نوجوانی شروع به تهذیب نفس وخوسازی وتقویت اراده نمودم ودر قبرستان متروکه شهر تبریز که

یکی از قبرستانهای بسیار مخوف ایران بشمار می رود ورعب ووحشت عجیبی بعد از استیلای شب

به خود می گیرد قبری حفر نموده ودر آن شب را تا صبح به اعمالی که در فکر وذکر خلاصه میشد

سپری می نمودم وچون بسیار دوست داشتم به بینوایان ومستمندان کمک کنم وزندگی آنها را از فقر

وتنگدستی نجان بخشم سعی وتلاش بسیاری می نمودم تا معمای لاینحل کیمیا بدست من حل گردد لذا

قسمتی از سرمایه پدری را در این راه صرف نمودم ولی به نتیجه ای نرسیدم اما چون این کوشش

من همراه توسلات شدید بود ، یک روز هنگامی که مشغول انجام ترکیبات شیمیایی بودم ناگهان

سروش آسمانی به من ندا در داد : جعفر، کیمیا، محبت ما اهل بیت است اگر بدنبال آن هستی قدم

بگذار وثابت باش.

با شنیدن آن ندای غیبی هدف ومسیر زندگیم بکلی دگرگون شد وبرآن شدم تا بجای تسخیر جن وانس

وملک و.. واکتساب کیمیا وعلوم غریبه وکشف نیروهای نامرئی بدنبال حقیقت همیشه جاوید وپاینده

یعنی محبت ودوستی ائمه اطهار بروم.نا آن روز وقبل از شنیدن آن هاتف غیبی وندای ملکوتی موفق

شده بودم بسیاری از نیروهای طبیعت را تحت فرمان خود درآورم بطوریکه در هر محفلی حضور

داشتم عده ای از جنیان حاضر بودند ودستوراتی که به آنها می دادم را انجام می دادند.

درآن ایام در یکی از اتاق های طبقه فوقانی منزل پدرم در شهر تبریز زندگی می کردم. درآن اتاق

ظروف قدیمی زیادی وجود داشت از جمله دو عدد ظرف مرغی عتیقه شبیه به هم وبسیار گران قیمت

که دو طرف آن آیینه قرار داشت .یک روز که از خانه خارج شده بودم مادرم برای نظافت

وسروسامان دادن وارد اتاق شده ومتوجه می شود که یکی از ظرفها کنار آیینه نیست او گمان میکند

که من آن ظرف را بخاطر تهیه مواد شیمیایی جهت بدست آوردن کیمیا فروخته ام هنگامی که به

منزل بازگشتم با لحنی شدید به من گفت : جعفر چرا اسباب منزل را می فروشی؟ در جواب گفتم من

چنین کاری نکردم.مادرم گفت یکی از ظرفها کنار آیینه نیست .به ایشان گفتم شاید ظرف را در جای

دیگری قرار داده باشم.سپس به اتاق رفتم ودیدم که یکی از ظرفها نیست فهمیدم که ناپدید شدن ظرفها

توسط اجنه انجام گرفته لذا فورا مامور وموکل مخصوص جنی را احضار کرده واز او پرسیدم که

کاسه مرغی را کجا برده ایی؟ او در جواب گفت: اوصاف این کاسه قدیمی را برای پادشاهمان

تعریف کرده بودیم واو علاقه شدیدی به دیدن آن پیدا کرد لذا امر کرد که یکی ازآنها را پیش او

ببریم.وبعد از مشاهده برگردانیم.به او گفتم یک نماز مستحبی دو رکعتی می خوانم اگر تا پایان نماز

ظرف در جای خود نباشد شما را بشدت تنبیه خواهم کرد و خواهم سوزاند.مشغول نماز شدم ، در

تشهد نظر به طاقچه انداختم و دیدم که ظرف در جای خود قرار گرفته آنگاه مادرم را صدا زدم وگفتم

ظرفها در جای خود می باشد.
 

epi_info

New member
تسخیر جن توسط شیخ جعفر مجتهدی
نویسنده: علی ناصریان - ۱۳٩۱/۱/۱۸
یکی از افرادی که قدرت تسخیر را داشت ، عارف کامل شیخ جعفر مجتهدی بود ایشان در نوجوانی

اجنه را تسخیر نموده واجنه از ایشان اطاعت می کردند.خود ایشان نقل کرده اند که من در همان آغاز

نوجوانی شروع به تهذیب نفس وخوسازی وتقویت اراده نمودم ودر قبرستان متروکه شهر تبریز که

یکی از قبرستانهای بسیار مخوف ایران بشمار می رود ورعب ووحشت عجیبی بعد از استیلای شب

به خود می گیرد قبری حفر نموده ودر آن شب را تا صبح به اعمالی که در فکر وذکر خلاصه میشد

سپری می نمودم وچون بسیار دوست داشتم به بینوایان ومستمندان کمک کنم وزندگی آنها را از فقر

وتنگدستی نجان بخشم سعی وتلاش بسیاری می نمودم تا معمای لاینحل کیمیا بدست من حل گردد لذا

قسمتی از سرمایه پدری را در این راه صرف نمودم ولی به نتیجه ای نرسیدم اما چون این کوشش

من همراه توسلات شدید بود ، یک روز هنگامی که مشغول انجام ترکیبات شیمیایی بودم ناگهان

سروش آسمانی به من ندا در داد : جعفر، کیمیا، محبت ما اهل بیت است اگر بدنبال آن هستی قدم

بگذار وثابت باش.

با شنیدن آن ندای غیبی هدف ومسیر زندگیم بکلی دگرگون شد وبرآن شدم تا بجای تسخیر جن وانس

وملک و.. واکتساب کیمیا وعلوم غریبه وکشف نیروهای نامرئی بدنبال حقیقت همیشه جاوید وپاینده

یعنی محبت ودوستی ائمه اطهار بروم.نا آن روز وقبل از شنیدن آن هاتف غیبی وندای ملکوتی موفق

شده بودم بسیاری از نیروهای طبیعت را تحت فرمان خود درآورم بطوریکه در هر محفلی حضور

داشتم عده ای از جنیان حاضر بودند ودستوراتی که به آنها می دادم را انجام می دادند.

درآن ایام در یکی از اتاق های طبقه فوقانی منزل پدرم در شهر تبریز زندگی می کردم. درآن اتاق

ظروف قدیمی زیادی وجود داشت از جمله دو عدد ظرف مرغی عتیقه شبیه به هم وبسیار گران قیمت

که دو طرف آن آیینه قرار داشت .یک روز که از خانه خارج شده بودم مادرم برای نظافت

وسروسامان دادن وارد اتاق شده ومتوجه می شود که یکی از ظرفها کنار آیینه نیست او گمان میکند

که من آن ظرف را بخاطر تهیه مواد شیمیایی جهت بدست آوردن کیمیا فروخته ام هنگامی که به

منزل بازگشتم با لحنی شدید به من گفت : جعفر چرا اسباب منزل را می فروشی؟ در جواب گفتم من

چنین کاری نکردم.مادرم گفت یکی از ظرفها کنار آیینه نیست .به ایشان گفتم شاید ظرف را در جای

دیگری قرار داده باشم.سپس به اتاق رفتم ودیدم که یکی از ظرفها نیست فهمیدم که ناپدید شدن ظرفها

توسط اجنه انجام گرفته لذا فورا مامور وموکل مخصوص جنی را احضار کرده واز او پرسیدم که

کاسه مرغی را کجا برده ایی؟ او در جواب گفت: اوصاف این کاسه قدیمی را برای پادشاهمان

تعریف کرده بودیم واو علاقه شدیدی به دیدن آن پیدا کرد لذا امر کرد که یکی ازآنها را پیش او

ببریم.وبعد از مشاهده برگردانیم.به او گفتم یک نماز مستحبی دو رکعتی می خوانم اگر تا پایان نماز

ظرف در جای خود نباشد شما را بشدت تنبیه خواهم کرد و خواهم سوزاند.مشغول نماز شدم ، در

تشهد نظر به طاقچه انداختم و دیدم که ظرف در جای خود قرار گرفته آنگاه مادرم را صدا زدم وگفتم

ظرفها در جای خود می باشد.
 

rainsavor

New member
94819_fly2.gif
 

asal 92

New member
:5:وااااااای این تاپیک خیلی ترسناااااااااااااااکه :wacsmiley:
فراااااااااااار....
:smiliess (15):
 

epi_info

New member
چرا بابا ترس نداره که. بخدا آزاری که انسان ها به هم می رسونن خیلی بیشتر از این موجودات نامرئیه. از انسان ها بترس خصوصا از اونایی که خیلی بهت نزدیکن
 

cheshmak

New member
عجب تاپیکیییییییییییییییییییی!!!!!!!!!من دوس دارمممممممممم:thumbsupsmileyanim:
 

epi_info

New member
مبعوث شدن پیامبرانی از جن

آیا پیامبرانی از جنس جن برای اجنه مبعوث شده یا خیر؟

از انسانها پیامبرانی برای گروه جن مبعوث شده اند که از جمله آنها نبی اکرم حضرت

محمدوحضرت موسی می باشد.

((ای قوم ما کتابی را شنیدیم که بعد از موسی نازل شده وتصدیق کننده کتابهای پیش

از خوداست)).احقاف 30

بنابر ظاهر قرآن وصریح روایات ،پیامبریا پیامبرانی از جنس خودشان نیز برایشان مبعوث

شده است

پروردگار عالم در آیه 130 سوره انعام می فرماید: ای گروه جن وانس آیا رسولانی از شما

نیامدندکه آیات مرا برایتان بازگو کنند؟

از این آیه مبارکه استفاده می شود که برای جن وانس پیامبرانی از جنس خودشان

مبعوث شده است.

در روایتی آمده نام پیامبری که برای اجنه واز جنس خودشان آمده یوسف بوده است.
 

epi_info

New member
روشهای تسخیر جن

از همه دوستانی که به مرحله تهذیب نفس و پاکی روح نرسیده اند تقاضا میشود که دنبال تست این

روشها نباشند چون ممکن است دچار ناراحتی های شدید روحی وجبران ناپذیر ویا تسخیر شدن

وجنون توسط این موجودات شوند.(مدیر وبلاگ)

روش اول:

انسان پس از تطهیر باطن ولباس واخلاق وقصد هفده روز وقت طلوع آفتاب ،مقابل

خورشید 207 مرتبه ذکر زیر را بخواند:

((سبحانک یا کوثیا،سبحانک یا لوثیا،سبحانک سخر لناالجن والانس بحق حقک یا سبحان))

وهنگام غروب آفتاب 407 بار آنرا بخواند وروز پنجم یا هفتم چند پری آمده وتقاضای اورا اجابت

میکنند.این ذکر تجربه شده است وشرطش فیض رسانده به مردم است نه فساد کردن.

روش دوم:

برای رویت جن بر کف دست راست خود کلمات زیر را بنویسد وتنها بخوابد یکی از

پریان به خواب او می آید وهرچه سوال کند آن جن به او جواب می دهد.

((بسم الله شهث هث یهث))

روش سوم:

بعد از غروب آفتاب به صحرا رود وهنگام غروب آفتاب غسل کند ولباس پاک بپوشد وخود را

معطر کند سپس با کاردی فولادی به دور خود بکشد وبه خوانده آیت الکرسی ومعوذتین(سوره ناس

وفلق) وتوحید وکافرون (4مرتبه) مشغول شود وبر دو دست خود بدمد پس از این اعمال دو رکعت

نماز بخواند و بعد از حمد در نماز هرچقدر میتواند قرآن تلاوت نماید ،پس از دادن سلام نماز ،سوره

جن را با صدای بلند بخواند واز هیچ چیزی نترسد و مشغول خواندن اوراد مخصوص شود بعداز آن

دوباره آیت الکرسی تلاوت کند که در این هنگام اجنه با صورتهای ترسناک ظاهر میشوند شخص

نباید از دایره خارج شود ونباید از آن صورتها بترسد وهر کدام حرفی زد توجه نکند تا پادشاه اجنه

ظاهر شود آن وقت است که شخص خواسته خود را به او می گوید.(این راه تسخیر بدون آن اورائد

واذکار مخصوص میسر نمی باشد)
 

eco.bio

New member
حالا این تسخیر جن به چه درد میخوره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خصوصا برای بچه های کنکوری؟؟؟!!! بنظرم اگه قرار بود جن رو ببینیم خدا جوری میکرد که ببینیم پس مصلحت نبوده! :New (6):
 

mj1919

New member
این پستو یکبار اینجا زدم، ولی چون مرتبطه دوباره میارم
http://olumpezeshki.ir/forum/thread5373-38.html

خب الان یک چیز خوف میخام تعریف کنم،
اگه کسی سابقه بیماری قلبی داره نخونه!
.
.
.
خب اگه دارید ادامشو می خونید یعنی که خیلی قلب سالمی دارید، یا خیلی شجاع هستید!
.
.
.
این خاطره بر می گرده به دوران دبیرستان مون.
خب اولش فضای خاطره رو بگم:
من مشهدی ام، اطراف مشهد یک امام زاده هست به نام امام زاده یحیی (ع) که بین ما مشهدی ها به میامی مشهوره، تقریبا یکی دوساعت تا مشهد راه داره. و قدیم (تقریبا 10 سال پیش) مث الان آباد نبوده و تقریبا پرت و دور بوده.
اطراف این میامی تعداد زیادی قنات متروکه هست که آب نداره و می شه گفت لونه ی پرنده هاست .
بیشتر کفتر چاهی (کبوتر چاهی ) و گنجشک (همان چوقوک مشهدی ها) توی دیواره ی چاه لونه درست کردند و زندگی می کنند.

0005.gif


بعضی افراد هم برای گرفتن این پرنده ها، شبها میاند توی بیابون و روی چاه رو با کیسه ای می پوشونن و بعد چند تا سنگ می ندازن تو چاه، پرنده ها هم می ترسند و توی تاریکی شب پرواز می کنند رو به دهنه ی چاه و لی می افتند توی دام صیاد.

خلاصه،
یه روز دوستم اومد توی دبیرستان و گفت بیا یک چیزی واست تعریف کنم که موهای تنمو سیخ کرده،
گفت: دیروز رفتم پیش همسایمون که در خونه شون نشسته بود، دیدم عین بید می لرزه ، دستش عین پارکینسونی ها می لرزید، رنگش عین گچ بود و حال درستی نداشت، درحالی که قبلا سالم بود.
پرسیدم حالتون خوبه فلانی؟ چرا اینطوری؟ مشکلی پیش اومده؟
گفت : دیشب رفتم میامی واسه کفتر چاهی! یک موتور برداشتم و تنها رفتم!
یکمی که گذشت و چند تایی کفتر گرفتم، بعد کیسه رو کشیدم روی یک چاهی و چند تا سنگ انداختم تو!
بعد از یکمی که کفترا اومدند بالا، دیدم یک موجودی مث هیولا جلوم دراومد!
قد یک متری داشت، سرش بطور وحشت ناکی بزرگ بود، بطوریکه نصف تنش سرش بود!
چشمهایی اندازه ی یک تخم مرغ داشت، و صورتی مردانه و وحشتناک،
تا دیدمش در رفتم، کفترها رو ول کردم و با یک سرعتی موتور روشن کردم به سمت مشهد،
ولی این جن مث باد بود، من با موتور با سرعت زیاد تو جاده میومدم، ولی این جنه روبروی من با فاصله یکمی داشت به چشمام نگاه میکرد،
هیچی نمی گفت فقط مث باد باهام بود، منم داشتم قالب تهی می کردم، بعد از چند دقیقه غیب شد. و من تا مشهد اومدم.
الانم که دارم واست تعریف می کنم میلرزم.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
. عکس دوباره ویرایش شد،
funny_baby_1600x1200-funny-baby-wallpaper.jpg


خلاصه اینو دوستم واسم تعریف کرد که خودش بی واسطه از اون که تجربه کرده بود شنیده بود.
(عکس ها تزیینی است)
 
آخرین ویرایش:

najma

New member
این پستو یکبار اینجا زدم، ولی چون مرتبطه دوباره میارم
http://olumpezeshki.ir/forum/thread5373-38.html

خب الان یک چیز خوف میخام تعریف کنم،
اگه کسی سابقه بیماری قلبی داره نخونه!
.
.
.
خب اگه دارید ادامشو می خونید یعنی که خیلی قلب سالمی دارید، یا خیلی شجاع هستید!
.
.
.
این خاطره بر می گرده به دوران دبیرستان مون.
خب اولش فضای خاطره رو بگم:
من مشهدی ام، اطراف مشهد یک امام زاده هست به نام امام زاده یحیی (ع) که بین ما مشهدی ها به میامی مشهوره، تقریبا یکی دوساعت تا مشهد راه داره. و قدیم (تقریبا 10 سال پیش) مث الان آباد نبوده و تقریبا پرت و دور بوده.
اطراف این میامی تعداد زیادی قنات متروکه هست که آب نداره و می شه گفت لونه ی پرنده هاست .
بیشتر کفتر چاهی (کبوتر چاهی ) و گنجشک (همان چوقوک مشهدی ها) توی دیواره ی چاه لونه درست کردند و زندگی می کنند.

0005.gif


بعضی افراد هم برای گرفتن این پرنده ها، شبها میاند توی بیابون و روی چاه رو با کیسه ای می پوشونن و بعد چند تا سنگ می ندازن تو چاه، پرنده ها هم می ترسند و توی تاریکی شب پرواز می کنند رو به دهنه ی چاه و لی می افتند توی دام صیاد.

خلاصه،
یه روز دوستم اومد توی دبیرستان و گفت بیا یک چیزی واست تعریف کنم که موهای تنمو سیخ کرده،
گفت: دیروز رفتم پیش همسایمون که در خونه شون نشسته بود، دیدم عین بید می لرزه ، دستش عین پارکینسونی ها می لرزید، رنگش عین گچ بود و حال درستی نداشت، درحالی که قبلا سالم بود.
پرسیدم حالتون خوبه فلانی؟ چرا اینطوری؟ مشکلی پیش اومده؟
گفت : دیشب رفتم میامی واسه کفتر چاهی! یک موتور برداشتم و تنها رفتم!
یکمی که گذشت و چند تایی کفتر گرفتم، بعد کیسه رو کشیدم روی یک چاهی و چند تا سنگ انداختم تو!
بعد از یکمی که کفترا اومدند بالا، دیدم یک موجودی مث هیولا جلوم دراومد!
قد یک متری داشت، سرش بطور وحشت ناکی بزرگ بود، بطوریکه نصف تنش سرش بود!
چشمهایی اندازه ی یک تخم مرغ داشت، و صورتی مردانه و وحشتناک،
تا دیدمش در رفتم، کفترها رو ول کردم و با یک سرعتی موتور روشن کردم به سمت مشهد،
ولی این جن مث باد بود، من با موتور با سرعت زیاد تو جاده میومدم، ولی این جنه روبروی من با فاصله یکمی داشت به چشمام نگاه میکرد،
هیچی نمی گفت فقط مث باد باهام بود، منم داشتم قالب تهی می کردم، بعد از چند دقیقه غیب شد. و من تا مشهد اومدم.
الانم که دارم واست تعریف می کنم میلرزم.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

خلاصه اینو دوستم واسم تعریف کرد که خودش بی واسطه از اون که تجربه کرده بود شنیده بود.
(عکس ها تزیینی است)



جناب دکتر ....:p7977cujr38iyymsu8:
770620_dash2.gif
 

epi_info

New member
YB8zQQ6o4J.jpg
صحتش رو نمی دونما شاید واقعی باشه و شاید با احتمال زیاد فتوشاب باشه. به هر حال عکسه جالبه
 
بالا