داستان کوتاه انجمن علوم پزشکی

MAHSABANOO

New member
سلام به همه دوستان عسیسم
ببخششید اگه اسم بعضی از شماها رو فراموش کردم بیارم راستی ببخشین اگه خوب از اب در نیومده



از دوستانی که دست به قلم دارن میخوام که اونام داستانی در مورد انجمن بنویسن تا بچه ها ازش استفاده کنن و لذت ببرن


باتشکر
 

MAHSABANOO

New member
به نام خدا

روزی روزگاری کشوری بود که همه مردم اون باهم دوست بودند.مردم این کشوراز نقاط و نژادهای مختلف دور هم جمع شده بودند.دوستی و صمیمت و عدالت در این کشور حرف اول را میزد و مردم آن همیشه به یکدیگر احترام میگذاشتند.
رییس این کشورادمین نام داشت که مدیری لایق و کاردان بود. ادمین در این کشور به هریکی از مردم مسئولیتی داده بود تا مردم درکنارهم و تفریح سالم به فعالیت بپردازند.
از بین مردم کشورwaria . a-67 . biosta. Golchin. Negar .
mamai86 . ….و چند نفر از اهالی دیگر این کشورکه معمولا" خیلی فعال بودند بیشتراز بقیه مردم فعالیت میکردند به همین دلیل توانستند از طرف ادمین درجه ویژ ای دریافت کنن . ادمین در این کشورچند نفرازاهالی رو مثلawwa.mikhaks. reza nبرا پاسخوو راهنما یی توریستها قرار داده بود تا هر کس که به این کشورمیاد از اونا راهنمایی بگیرن .تویه این کشور شهری پر جمعیت بود به اسم لزگی که تو اون شهر همبستگی موج میزد افراد زیادی تو این شهر تلاش میکردن و کتابی رو ترجمه میکردن تلاش اونا قابل تحسین بود و به نتیجه هم رسیدن طی خبری که از karshenasgh رسیده بود افرادی که تو این شهر فعالیت داشتند از قبیل:
کمیته علمی:
استخراج کنندگان لغات : (34 نفر )
- sakar - sadegh0007 - top.1988 - sky - xavi - vitamin - kapa - dilak - marava - arman بيوتك91 - setare67 - katii - trycon- rr - aidasaghy - farzaneh_64 - negar91 - zanbagh - bacillus.bs Leyenda - patris - mamai86 - Briana - مليسا -- Respanta iran khanom – یاسمن- - Gilda - khamoosh - nazanin91 - karshenasgh - fatiguli ساتیار

مترجمان متن ها : ( 78 نفر )
یاسمن - ایمونولوژی - اپیدمیولوژی - xavi - iran khanom - یگانه - مریم68 - secret_red - eco.bio - zi_66 - reihoon - paradiz - paradise80 - بارلی - ساحل - fate - limoo - maryam58 - majede - Dicentric - thicket - saharandishe - karshenasgh - elham-i - 68m - fereshteh -- talaaa - armani - scarlet - kimiaaa - gene...92 - prancess yasaman - gil@ss - leila00 - minii -setareh58 - mahnam - berlioz - hoorsa - tooran.b - ghasedak69 - eglo - baran_2012 - saadat - padideh - snake67 tabestan - Gene20 - elhamkhanom - naari - zibaz71 - noor - bahramisj3339 - blueheart - bakhoda64 - sokot - pooli16 - bacillus.bs - imen - banoy - BBT- leila97 – heliia - mw.ashel - shima.p - DNA - nusha - jojooooo - maryam.gen - yazdan - mina.x~* - fanoosi - پرستار مهربون-# هستی# - بهنوش- لی لی- لبخند- ندا*

تهیه کننده فلش کارت ها جهت استفاده در نرم افزار لایتنر :
sadegh0007

کمیته اجرایی:
هماهنگی و روابط عمومی :
- iran khanom - sakar - karshenasgh- admin

ویراستاری و تدوین :
- iran khanom - tata - karshenasgh
آقایmj1919یکی از اعضای این کشور بود که به دستور ادمین ریاست شهرصندلی داغ رو به عهد داشت ایشان یه کتاب به اسم صندلی داغ نوشته بود که تازگیام اعلام کردن که دارن تعدادشخصیتهایه کتاب رو افزایش میدن طبق آخرین خبر از رادیو صندلی داغ شیطونک اسامی شخصیت ها از این قرار استeli-imunoo-mohana-b.nafas-royaa-zendegi-shahaa.به تازگی جناب ام جی قراره باز نشسته بشه و یه ریسس دیگه برا صندلی انتخاب کنن تا بتونه اون شهرو اداره کنه.
مهنام که وزیر آذوقه شهرصندلی داغ هست و وظیفه او رساندن مواد مغذی به شهرستانهایه مختلف میباشد که به اکبری معروف میباشد قبل مهنامps2020این سمت رو داشت که به اصغری معروف است کناره گیری کرده به دلیل مشغله درسی.
آدمین لیلا رو رییس اشپزخونه گذاشته بود تا اونجا ریاست کنه و بچه ها بهم اشپزی یاد بدن تو این اشپزخونه یه عضو فعال بود و اون کسی نیست جزtak-khal.
این کشور یک معلم داشت به نام آنی که معلم مدرسه بزرگ سالان بود مهسا هم شاعر کشور بود که همیشه شعرهای قشنگش رو برای اهالی میخوند.تو این کشور بزرگ یهشخصی بود به اسم اقایه نیروکه همیشه حرفاش قلمبه سلمبه بود و همیشه با حافظ و مولانا جواب همه رو میده تازگیا به کشورمون یه پسر شیطون حمله کرده که اسمش محسن هست وتحت تعقیب است اولین نفری که مورد هجوم این شخص قرار گرفت مهسا بانوبود وتو این جریانات بابا برقی به محسن گفت که شانس اوردی تو شهرستان صندلی داغ من نیومدی .تو این کشور شهرستانی به نام صندلی مهسا بانو هست که مهسا بانو شهردار اونجاست و طی مصاحبه ای با این شهردار ایشان مطلبی اعلام کردن که داداش مهرشادشو به کسی نمیده و بهترین دوستش روارام اعلام کرد.

این داستان ادامه دارد.....................
 
آخرین ویرایش:

MAHSABANOO

New member
تو خودت نمره ی بیستی مهسا...

مرسی شیطونک جونم
2714.gif
 

mw.ashel

New member
مهسا بانو عالی بود.

این شبیه یه زندگی نامه مجازی شده
:riz304:
 

aaram

New member
مهسااااااااااااا جون خیلی با نمک بود داستانت!

بهترین دوستتتتتتتتتتتتتتتم دوستت داررررم:thanks:
 

Nr1

Well-known member
از سری داستانهای باور نکردنی خنده بازار بود عایاااااااااااااااااااااااااااا:25r30wi:
 
بالا