پرستار مهربون
New member
از تو از ذوالقرنين پرسند. بگو: براى شما از او خبرى خواهم رساند.
ما به او در زمين تمكن داديم و از هر چيز وسيله اى عطا كرديم .۸۵٫ پس راهى را تعقيب كرد.. چون به غروبگاه آفتاب رسيد، آن را ديد كه در چشمه اى گل آلود فرو مى رود و نزديك چشمه گروهى را يافت . گفتيم : اى ذوالقرنين ، يا عذاب مى كنى يا ميان آنان طريقه اى نيكو پيش مى گيرى .گفت : هر كه ستم كند، زود باشد كه عذابش كنيم و پس از آن سوى پروردگارش برند و سخت عذابش كند.
و هر كه ايمان آورد و كار شايسته كند، پاداش نيك دارد و او را از فرمان خويش كارى آسان گوييم .
و آنگاه راهى را دنبال كرد
تا به طلوع گاه خورشيد رسيد و آن را ديد كه بر قومى طلوع مى كند كه ايشان را در مقابل آفتاب پوششى نداده ايم .
چنين بود و ما از آن چيزها كه نزد وى بود، به طور كامل خبر داشتيم .
آنگاه راهى را دنبال كرد.
تا وقتى ميان دو كوه رسيد، مقابل آن قومى را يافت كه سخن نمى فهميدند.
گفتند: اى ذوالقرنين ، ياءجوج و ماءجوج در اين سرزمين تباهكارند. آيا براى تو خراجى مقرر داريم كه ميان ما و آنها سدى بنا كنى ؟
گفت : آن چيزها كه پروردگارم مرا تمكن آن را داده ، بهتر است . مرا به نيرو كمك دهيد تا ميان شما و آنها حايلى كنم .. قطعات آهن پيش من آريد. تا چون ميان دو ديواره پر شد، گفت : بدميد. تا آن را بگداخت . گفت : روى گداخته نزد من آريد تا بر آن بريزم . پس نه توانستند بر آن بالا روند و نه توانستند آن را نقب زنند.
گفت : اين رحمتى از جانب پروردگار من است و چون وعده پروردگارم بيايد، آن را هموار سازد و وعده پروردگارم درست است .
(از سوره مباركه كهف )
وَ يَسئَلُونَك عَن ذِى الْقَرْنَينِ قُلْ سأَتْلُوا عَلَيْكُم مِّنْهُ ذِكراً(۸۳)
إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فى الاَرْضِ وَ ءَاتَيْنَهُ مِن كلِّ شىْءٍ سبَباً(۸۴)
فَأَتْبَعَ سبَباً(۸۵)
حَتى إِذَا بَلَغَ مَغْرِب الشمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُب فى عَيْنٍ حَمِئَةٍ وَ وَجَدَ عِندَهَا قَوْماً قُلْنَا يَذَا الْقَرْنَينِ إِمَّا أَن تُعَذِّب وَ إِمَّا أَن تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسناً(۸۶)
قَالَ أَمَّا مَن ظلَمَ فَسوْف نُعَذِّبُهُ ثُمَّ يُرَدُّ إِلى رَبِّهِ فَيُعَذِّبُهُ عَذَاباً نُّكْراً(۸۷)
وَ أَمَّا مَنْ ءَامَنَ وَ عَمِلَ صلِحاً فَلَهُ جَزَاءً الحُْسنى وَ سنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنَا يُسراً(۸۸)
ثمَّ أَتْبَعَ سبَباً(۸۹)
حَتى إِذَا بَلَغَ مَطلِعَ الشمْسِ وَجَدَهَا تَطلُعُ عَلى قَوْمٍ لَّمْ نجْعَل لَّهُم مِّن دُونهَا سِتراً(۹۰)
كَذَلِك وَ قَدْ أَحَطنَا بِمَا لَدَيْهِ خُبراً(۹۱)
ثمَّ أَتْبَعَ سبَباً(۹۲)
حَتى إِذَا بَلَغَ بَينَ السدَّيْنِ وَجَدَ مِن دُونِهِمَا قَوْماً لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلاً(۹۳)
قَالُوا يَذَا الْقَرْنَينِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فى الاَرْضِ فَهَلْ نجْعَلُ لَك خَرْجاً عَلى أَن تجْعَلَ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُمْ سدًّا(۹۴)
قَالَ مَا مَكَّنى فِيهِ رَبى خَيرٌ فَأَعِينُونى بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكمْ وَ بَيْنهُمْ رَدْماً(۹۵)
ءَاتُونى زُبَرَ الحَْدِيدِ حَتى إِذَا ساوَى بَينَ الصدَفَينِ قَالَ انفُخُوا حَتى إِذَا جَعَلَهُ نَاراً قَالَ ءَاتُونى أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطراً(۹۶)
فَمَا اسطعُوا أَن يَظهَرُوهُ وَ مَا استَطعُوا لَهُ نَقْباً(۹۷)
قَالَ هَذَا رَحْمَةٌ مِّن رَّبى فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ رَبى جَعَلَهُ دَكاءَ وَ كانَ وَعْدُ رَبى حَقًّا(۹۸)
۸۳٫ از تو از ذوالقرنين پرسند. بگو: براى شما از او خبرى خواهم رساند.
۸۴٫ ما به او در زمين تمكن داديم و از هر چيز وسيله اى عطا كرديم .
۸۵٫ پس راهى را تعقيب كرد.
۸۶٫ چون به غروبگاه آفتاب رسيد، آن را ديد كه در چشمه اى گل آلود فرو مى رود و نزديك چشمه گروهى را يافت . گفتيم : اى ذوالقرنين ، يا عذاب مى كنى يا ميان آنان طريقه اى نيكو پيش مى گيرى .
۸۷ .گفت : هر كه ستم كند، زود باشد كه عذابش كنيم و پس از آن سوى پروردگارش برند و سخت عذابش كند.
۸۸٫ و هر كه ايمان آورد و كار شايسته كند، پاداش نيك دارد و او را از فرمان خويش كارى آسان گوييم .
۸۹٫ و آنگاه راهى را دنبال كرد
۹۰٫ تا به طلوع گاه خورشيد رسيد و آن را ديد كه بر قومى طلوع مى كند كه ايشان را در مقابل آفتاب پوششى نداده ايم .
۹۱٫ چنين بود و ما از آن چيزها كه نزد وى بود، به طور كامل خبر داشتيم .
۹۲٫ آنگاه راهى را دنبال كرد.
۹۳٫ تا وقتى ميان دو كوه رسيد، مقابل آن قومى را يافت كه سخن نمى فهميدند.
۹۴٫ گفتند: اى ذوالقرنين ، ياءجوج و ماءجوج در اين سرزمين تباهكارند. آيا براى تو خراجى مقرر داريم كه ميان ما و آنها سدى بنا كنى ؟
۹۵٫ گفت : آن چيزها كه پروردگارم مرا تمكن آن را داده ، بهتر است . مرا به نيرو كمك دهيد تا ميان شما و آنها حايلى كنم .
۹۶٫ قطعات آهن پيش من آريد. تا چون ميان دو ديواره پر شد، گفت : بدميد. تا آن را بگداخت . گفت : روى گداخته نزد من آريد تا بر آن بريزم .
۹۷٫ پس نه توانستند بر آن بالا روند و نه توانستند آن را نقب زنند.
۹۸٫ گفت : اين رحمتى از جانب پروردگار من است و چون وعده پروردگارم بيايد، آن را هموار سازد و وعده پروردگارم درست است .
(از سوره مباركه كهف )