خودت را در این لحظه فرض بکن چیکار میکنی

am-ml

New member
دانشجو بودم یه بار می خواستم دوستم رو که کلی تیپ زده بود بره بیرون اینجوری اذیت کنم ؛طبقات ما با دوتا راه پله وسط بهم وصل میشدن و ما طبقه اول بودیم و مشرف به راه پله ،یعنی دو قدم از در سوئیتمون فاصله می گرفتم کافی بود ؛با یه تشت آب منتظر شدم و به محض دیدن رنگ مانتو جدیدش تشت رو خالی کردم و پریدم توی سوئیت ،بعد چند دقیقه چادر پوشیده و خانم ؛اومدم که مثلا از همه جا بی خبر بریم بیرون ؛با کمال تعجب دیدم که دوستم داره غر میزنه که بدو دیر شد و من این شکلی :5: دور و بر رو نگاه کردم که اون مظلوم مادر مرده کی بود پس؟ چشمتون روز بد نبینه اتاق سرپرستی خوابگاه دم ورودی بود و فقط مانتویی که جلوی کولر آویزون بود کافی بود تا دلم بخواد بمیرم.
من توی خوابگاه به ادب و متانت معروف بودم ؛حالا چطوری باید می رفتم و عذرخواهی می کردم ؛یادمه تا ترم های متوالی اون خانم دنبال کسی که آب روش ریخته بود می گشت ؛خدا ببخشه .
 

mahsa.

New member
واااااااااااااای نگو لیلا یبار خواستیم تو دانشکده ازطبقه ی بالا از رو پاگرد به طبقه ی پایین که بچه هاداشتن میومدن بالا اب بریزیم نقشه رو من کشیدم ولی یکی از همکلاسیها اجرا کرد و اب و اشتباهی ریخت رو یه پسر غریبه و زود اومدیم اینور همینجوری میگفتیم خیلی بد شد..... که پسره اومد بالا و لیوان اب دیگه ای که دست من بود و دید خیلی یجوری نگام کرد خجالت کشیدم در حد مرگ دانشجوی ارشد اینکارااااااااااا
 
آخرین ویرایش:

am-ml

New member
واااااااااااااای نگو لیلا یبار خواستیم تو دانشکده ازطبقه ی بالا از رو پاگرد به طبقه ی پایین که بچه هاداشتن میومدن بالا اب بریزیم نقشه رو من کشیدم ولی یکی از همکلاسیها اجرا کرد و اب و اشتباهی ریخت رو یه پسر غریبه و زود اومدیم اینور همینجوری میگفتیم خیلی بد شد..... که پسره اومد بالا و لیوان اب دیگه ای که دست من بود و دید خیلی یجوری نگام کرد خجالت کشیدم در حد مرگ دانشجوی ارشد اینکارااااااااااا

:5: تو دانشکده ؟ چه جراتی؟ من توی همون خوابگاه هم یه ساعت خلوت رو انتخاب کردم که هیشکی توی راه روها نبود ولی از بخت برگشته ام هیمن سرپرسته اومد و حقش مونده به گردنم.

بدبخت پسره :25r30wi::25r30wi:
 

mahsa.

New member
:5: تو دانشکده ؟ چه جراتی؟ من توی همون خوابگاه هم یه ساعت خلوت رو انتخاب کردم که هیشکی توی راه روها نبود ولی از بخت برگشته ام هیمن سرپرسته اومد و حقش مونده به گردنم.

بدبخت پسره :25r30wi::25r30wi:

والا رییس دانشکده استادمونه کلی نصیحتمون کرد که شما رسالت دانشجویی و باید بجا بیارین مثلا داشتیم رسالت بجا میاوردیم........
 

am-ml

New member
والا رییس دانشکده استادمونه کلی نصیحتمون کرد که شما رسالت دانشجویی و باید بجا بیارین مثلا داشتیم رسالت بجا میاوردیم........

صد البته که دانشجو باید پویا باشه و خلاق :rolleyessmileyanim:
 

mbamari

Member
اصولا جای کسی که آب میریزه هستم. ولی آگه جای اون بدبخت باشم احتمالا فک میکنم سیل اومده شروع میکنم به شنا.
چن دقیقه اول رو شنای قورباغه میرم. وقتی که سیستم لود بشه و قضیه رو بفهمم میزنم کف دستش میشینیم با هم یه دل
سیر میخندیم. بعد که حواسش پرت شد میگیرم سرشو تو همون پارچ میکنم. تا خفه شه. بعد یه دل سیر تنها میخندم.
 

am-ml

New member
اصولا جای کسی که آب میریزه هستم. ولی آگه جای اون بدبخت باشم احتمالا فک میکنم سیل اومده شروع میکنم به شنا.
چن دقیقه اول رو شنای قورباغه میرم. وقتی که سیستم لود بشه و قضیه رو بفهمم میزنم کف دستش میشینیم با هم یه دل
سیر میخندیم. بعد که حواسش پرت شد میگیرم سرشو تو همون پارچ میکنم. تا خفه شه. بعد یه دل سیر تنها میخندم.

معلومه هنوزم لود نشده ؛پاااااااارچ خالی شده روی شما :a2d3:
 

..RANA..

New member
من با دوستام شوخی زیاد می کنیم باهمدیگه ..... اما اینطوری نه دیییییگهههه:5: ..... smiliess (12):
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
بالا