خنده بازار

baran-

New member
- - - Updated - - -

گرگ باش!















.





هیچی دیگه همین:|



منم یجایی خوندم گفتم شاید خوبه گرگ باشی



بمن چه اصن مرغ باش…تخم بزار.والا

- - - Updated - - -:25r30wi::25r30wi::25r30wi:
 

هانیه

Well-known member
Funny-Jock-and-Pic-26.jpg
 

هانیه

Well-known member
یعنی دل درد بکنی بعدش چماخ کنن حرفاتو سرخودت خیلی درد داره ...دل درد بدون بازگشت بیاید پروفم ....شماره حسابمم که میدونین..خخخخ
Funny_Pictures_Tanz-42.jpg
 

diseases

Well-known member
امروز يه حديث ديدم نوشته بود
خدا سه چيز رو دوست داره:
كم خوابي
كم حرفی
كم خوري

ديدم اين سه تا خصلت, خصلت وایبری ها و واتس آپیاست...

گفتم همه دوستان رو به بهشتی بودنشون مژده بدم...
 

diseases

Well-known member
ﮔﻞ ﺍﻓﺘﺎﺑﮕﺮﺩﺍﻥ ﺭﺍ ﮔﻔﺘﻨﺪ :
ﭼﺮﺍ ﺷﺒﻬﺎ ﺳﺮﺕ ﺭﺍ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻣﻴﻨﺪﺍﺯﻱ ؟؟؟؟

ﮔﻔﺖ : ﺳﺘﺎﺭﻩ ﭼﺸﻤﮏ ﻣﻴﺰﻧﻪ ﻧﻤﻴﺨﻮﺍﻫﻢ ﺑﻪ
ﺧﻮﺭﺷﻴﺪ ﺧﻴﺎﻧﺖ ﮐﻨﻢ ...
.
.
.
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﻲ ﻫﻤﻪ ﺍﺩﻣﺎﻱ ﺍﺳﮑﻮﻝ ﮐﻪ ﻓﮏ ﻣﻴﮑﻨﻦ
ﺍﻓﺘﺎﺑﮕﺮﺩﻭﻥ ﺣﺮﻑ ﻣﻴﺰﻧﻪ ...
 

nima21

New member
بعد از اجرای موفقیت آمیز طرح تفکیک جنسیتی در سراسر اماکن خصوصی و عمومی کشور ؛ به بررسی روند رشد و نمو یک کودک (پسر) از مهد کودک تا پیری میپردازیم :
اسم کودک را جواد در نظر میگیریم که همراه با همکلاسی خود به نام رضا در حال برگشت از مهد کودک است.

1) در مسیر برگشت از مهد کودک :

لضا لضا (همان رضا ) مامانم میخواد لنج (گنج) طلا بیاره ها !

رضا : مامان چیه ؟!

۲) ۳ سال بعد در مسیر رفت به مدرسه داخل سرویس مدرسه

راننده رو به بچه های داخل سرویس : همه زود چشاشونو ببندن داریم از کنار یه مدرسه دخترانه رد میشیم!

جواد : رضا رضا ، دختر چیه ؟

۳ ) ۵ سال بعد از ۳ سال ؛ زنگ تفریح ؛ مدرسه راهنمایی

رضا : جواد من دیشب از بالای پشت بوم یه چیزی تو حیاط خونه همسایه دیدم.

جواد : چی ؟

رضا : دختر ! دختر ! بالاخره دیدم

جواد : جون مادرت ؟! یالاه بگو چه شکلی هستن اینا !

۴) ۴ سال بعد از قبلی! سرکوچه جواد اینا

رضا : جواد چیکار داشتی گفتی زود بیا

جواد : رضا دیشب یکی به گوشیم زنگ زد.صداش خیلی عجیب غریب بود.یواشکی حرف میزد و میگفت یه دختره و از من میپرسید آیا پسرم ؟!

رضا : تو چی گفتی ؟

جواد : گفتم آره پسرم و بعدش دختره غش کرد !

۵ ) ۶ سال بعد ؛ دانشگاه

جواد : رضا راسته میگند پشت این دیواره پر از دختره ؟!

رضا : آره منم شنیدم.میشنوی دارن میخندن! مگه اونا هم میخندن ؟

۶ ) چند سال بعد ، شب خواستگاری

جواد : ببخشید یعنی الان شما واقعا یه دخترید ؟!

۷ ) چند ماه بعد ، شب ازدواج

جواد : خوب الان باید چیکار کنیم ؟!

خانم : هیچی دیگه ،خسته ایم باید بخوابیم.شما هم برو تو اتاق خودت بخواب!

۸ ) خیلی سال بعد ، دوران کهولت

جواد : دیشب مادر خدا بیامرزم به خوابم اومد گفت نمیخواهید بچه بیارید ؟

خانم : از کجا بیاریم.تو جهیزیه من که بچه نبود ، تو چرا نخریدی یه دونه ؟

۹) خیلی سال بعد

سر انجام نسل ایرانی ها منقرض شد….
 
·
ﯾﺎﺩﺗﻮﻧﻪ ﺳﺮ ﮐﻼﺱ ﺗﺨﺘﻪ ﭘﺎﮎ ﮐﻦ ﺭﻭ ﺧﯿﺲ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻣﯽ ﮐﺸﯿﺪﯾﻢ ﺭﻭ ﺗﺨﺘﻪ ﻓﮏ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ
ﺧﯿﻠﯽ ﺗﻤﯿﺰ ﺷﺪ . ﺑﻌﺪ ﮐﻪ ﺗﺨﺘﻪ ﺧﺸﮏ ﻣﯿﺸﺪ ﻣﯽ ﺩﯾﺪﯾﻢ گند زدیم ﺑﻪ ﺗﺨﺘﻪ ..
.
.
.
.
.
.
.
ﺍﻻﻥ ﻫﻤﯿﻦ ﺣﺲ ﺭﻭ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺍﺭﻡ !

خیلی جالب بود واقعا
 
مرد جوان وارد طلافروشی شد و حلقه‌ای را انتخاب کرد. طلا فروش پرسید: «آیا می‌خواهید داخل حلقه نوشته‌ای حک شود؟»

مرد جوان گفت: «بله، لطفاً حک شود: تقدیم به عزیزترینم، آلیس.»

طلافروش پرسید: «آلیس خواهر شماست؟»

مرد گفت: «نه او دختری است که قرار است با هم نامزدشویم.»

طلافروش گفت: «من اگر جای شما بودم این را داخل حلقه نمی‌نوشتم. اگر نظر شما یا او عوض شود دیگر نمی‌توانید از این حلقه استفاده کنید.»

مرد گفت: «پیشنهاد شما چیست؟»

طلافروش گفت: «این را تقدیم می‌کنم: به اولین و آخرین عشقم. با این کار شما می‌توانید از این حلقه بارها استفاده کنید. من خودم هم همین کار را کردم !!!


چقدر هوشمندانه بود
 

nima21

New member
طنز جالب روزهای مدرسه





پنج شنبه (خانه دوست کجاست)

جلسه معلمان (نقشه قتل دانش آموز)

میز آخر (بهشت پنهان)

پای تخته (قتلگاه)

ورود مدیر مدرسه (تشریفات نظامی)

خارج از مدرسه (کافه)

تقلب (چشمهایم برای تو)

روز امتحان (روز واقعه)

زنگ زیست (معنی عشق)

کیف مدرسه (محموله)

اولین کسی که معلم از او میپرسد (قربانی)

نگاه دانش آموز به معلم (میخواهم زنده بمانم)

معلمان مدرسه (جنگجویان کوهستان)

زنگ تفریح (حمله به توالت)

مدیر مدرسه (پدر سالار)

کارنامه های تجدیدی (سالهای دور از خانه)

تعطیلات مدرسه (روزهای خوشبختی)

نمره ۲۰ (آرزوی محال)

گرفتن تقلب از دست دانش آموز (بازی دیگر تمام است)

امتحان شهریور (شانس زندگی)

فضول (کارآگاه ویژه)

معلم در خواب دانش آموز (شبهی در تاریکی)

بردن کارنامه به خانه(نبودن سر بر تن)

شب امتحان (وصیت نامه)

قبولی شهریور (بازگشت به خانه)

تقلب کردن (بی تو هرگز)

زنگ (دیدار ارواح)

مدرسه (چوبه دار)

زنگ ورزش (امید دانش آموز)
 

diseases

Well-known member
جالبترين عضو بدن انسان مغزه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.که از ابتدای تولد تا زمان مرگ کار ميکنه و فقط سر جلسه امتحان و هنگام خطبه عقد از کار ميفته😂
 
بالا