خنده بازار

sepid71

New member
ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﺷﯿﺸﻪ ﻋﻘﺐ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺟﺪﯾﺪﺍ ﺗﺎ ﻧﺼﻔﻪ ﻣﯿﺎﺩ ﭘﺎﯾﻦ !!

ﭘﯿﮑﺎﻥ ﺍﻧﻘﺪﻩ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩ !!!

ﺍﻧﻘﺪ ﻣﯿﺮﻓﺖ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﯾﻪ ﺩﻓﻪ ﺍﺯ ﺯﯾﺮ ﺩﺭ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻣﯿﺰﺩ ﺑﯿﺮﻭﻭﻥ :)‏)‏)
 

sepid71

New member
((هر کی بوده اشنا بوده)) چیست؟

دیالوگ ایرانیان در مواجهه با خانه دزد زده
 

sepid71

New member
این جواد خیابانی با این سنش یه بازی تو لیگ

90 دقیقه به یعقوب کریمی میگفت اسماعیل شریفات

حالا تو برنامه گزارشگر که کارشناس شده

از بچه 13 ساله ایراد میگیره که چرا اسامی بازیکنان

تیم دوم جوانان زیر 20 آفریقای جنوبی رو تو سال 1933 بلد نیستی
 

sepid71

New member
حوصلم سر رفته بود

بعد از مدت ها زدم شبکه چهار !!!!

دیدم یه مستند در مورد ساعته

یه آقاهه (مثلا کارشناس باستان شناسی) میگفت :

از قدیم تا حالا شکل ساعت ها عوض شده ولی کاربردشون تفاوت نکرده !!!!!!!!!!!!!!

یکی نیس بش بگه آخه کشمش مگه کاربرد ساعت قراره تغییر کنه؟؟؟؟

توقع داری بلند شه برات نیمرو درست کنه ؟؟ :|
 

sepid71

New member
اعتماد به نفسی که بعضیا دارن ....
اگه صندوق صدقه داشت الان بانک مرکزی بود :)))
 

bahramian0935

New member
لعنت به این اعتیاد ....
همین که گفته میشه چند تا لایک داره... چرا واقعا؟ که چی بشه آخه
 

bahramian0935

New member
همیشه با کسی رفاقت کن و دوست باش
که وقتی دعوات شد زورت بهش برسه و بتونی بزنیش !
 

bahramian0935

New member
......

ﭼﺮﺍ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﯾﻢ ﺑﺎﻭﺭﮐﻨﯿﻢ ﻣَﻠَــﻮﺍﻥ ﺯﺑــﻞ ﺍِﺳﻔﻨﺎﺝ ...
ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﺩ ﻣﺎﺭﻱ ﺟﻮﺍﻧﺎ ﺑﻮﺩ!!
آﺧﻪ ﮐﺪﻭﻡ ﺑﺮﮒ 7 ﭘﺮﯼ
ﺍﺳﻔﻨﺎﺟﻪ؟
ﺑﻌﺪﺷﻢ ﮐﺪﻭﻡ ﺍﻻﻏﯽ ﺗﻮ ﭘﯿﭗ ﺍﺳﻔﻨﺎﺝ
ﻣﯿﺮﯾﺰﻩ؟!!
ﺗﺎﺯﻩ ﮐﺪﻭﻡ ﺍﺳﻔﻨﺎﺟﻲ ﺍﻧﻘﺪ ﺍﻧﺮﮊﻱ ﺯﺍﺳﺖ؟!؟
خلاصه ی کلام اینکه بدجوری ﮔﻮﻟﻤﻮﻥ ﺯﺩﻥ
والا خـــــــو

- - - Updated - - -

راهنمای مشاغل درایران:
ﻗﺼﺎﺏ: ﻣﺮﺗﯿﮑﻪ ﭼﺎﻗﻮﮐﺶ
ﮐﺎﺭﮔﺮ: ﻣﺮﺗﯿﮑﻪ ﺣﻤال
ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﯾﺎ ﮐﺎﻻ: ﻣﺮﺗﯿﮑﻪ ﺩلال
ﻭﺭﺯﺷﮑﺎﺭ: ﻣﺮﺗﯿﮑﻪ ﺗﻨﻪ ﻟﺶ
ﺑﺎﺯﺭﮔﺎﻥ: ﻣﺮﺗﯿﮑﻪ ﺩﺯﺩ
ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺭﺍﻩ ﻭ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ: ﻣﺮﺗﯿﮑﻪ ﻋﻤﻠﻪ
ﭘﺰﺷﮏ: ﻣﺮﺗﯿﮑﻪ ﻗﺎﺗﻞ
ﻃﻨﺰ ﭘﺮﺩﺍﺯ: ﻣﺮﺗﯿﮑﻪ ﺩﻟﻘﮏ
خواننده : ﻣﺮﺗﯿﮑﻪ ﻣﻄﺮﺏ
شعبده باز: مرديكه حقه باز
ﺷﺎﻋﺮ: ﻣﺮﺗﯿﮑﻪ ﺑﯿﻌﺎﺭ
ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪ: ﻣﺮﺗﯿﮑﻪ ﺑﯿﮑﺎﺭ
ﻓﯿﻠﺴﻮﻑ: ﻣﺮﺗﯿﮑﻪ ﺧﻞ
ﺳﺨﻨﻮﺭ: ﻣﺮﺗﯿﮑﻪ ﻭﺭاج
ﻣﻨﺘﻘﺪ: ﻣﺮﺗﯿﮑﻪ ﻋﻘﺪﻩ اي
 

bahramian0935

New member
یک مهندس رفت کلانترى تا براى همسر گم شده اش فرم پر کنه !
مهندس : زنم رفته خرید ولى هنوز برنگشته خونه !
پلیس : قدش چقدره ؟
مهندس : تا حالا دقت نکردم !
پلیس : لاغره ؟ چاقه ؟
مهندس : یک کم شاید لاغر یا چاق !؟
پلیس : رنگ چشمهاش ؟
مهندس : دقیقاً نمی دونم !؟
پلیس : رنگ موهاش ؟
مهندس : والا هى رنگ می کنه !!
پلیس : چى پوشیده بود ؟
مهندس : پیراهن !؟ … یا مانتو !؟ … نمی دونم !!
پلیس : با ماشین رفته بود ؟
مهندس : بله
پلیس : اسم ، رنگ و شماره ماشین ؟
مهندس : یک audi مشکى a8 . با موتور v6,
حجم ۳۰۰۰ سوپرشارژ با۳۳۳ اسب بخار قدرت و دور موتور و تیپ ترونیک
هشت سرعته اتوماتیک با قابلیت تبدیل به مد دستى
و تمام چراغهاش فول led با دیود هاى تنظیم نور براى تمام فانکشنهاش و…
یک خراش خیلى کوچولو هم روى در جلویى سمت شاگرد…
(مهندس به اینجا که رسید زد زیر گریه !)
پلیس (متاثر!) : گریه نکنید !
ما ماشینتون رو براتون پیدا می کنیم !

- - - Updated - - -

جا داره روز مردو به یه سری از دخترا تبریک بگیم....!!؟
.
.
.
.
.
.
.
اونایی که هیچ وقت تو رابطشون نامردی نکردن...
بزن زنگووو
 

bahramian0935

New member
حتما بخونید خیلی جالبه
داستان واقعی از یک دانشجوی خانوم که ماه گذشته بر اثر تصادف با کامیون در گذشت
اسم او سیما بود، بصورت پاره وقت در یکی از شرکتهای ارتباطی مشغول به کار بود.که آنجا با یکی از همکارانش به نام محمد آشنا شده بود.
آنها دوعاشق به تمام معنا بودند و در طول روز از طریق همراه با هم صحبت میکردند.
سیما برای اینکه ارتباط بهتر و هزینه کمتر سیم کارت خود را عوض کرد و از اپراتوری که محمد استفاده میکرد سیم کارت تهیه نمود، تا هردو از یک اپراتور استفاده نمایند
خانواده سیما از علاقه این دو نسبت به هم با خبر بودن و محمد نیز ارتباط نزدیکی با خانواده سیما داشت (به خاطر عشقش)
سیما بارها به دوستش و خانواده اش تو صحبتهاش گفته بود که دوست دارم اگه مردم گوشیم رو باهام دفن کنید.
بعداز فوت سیما هرکاری میکردن تا تابوت سیما رو بلند کنند و مراسم تشییع را بجا آورند تابوت از جایش کنده نمیشد.
خیلی از حاظرین اقدام به بلند کردن تابوت نمودن ولی هیچکس نتونست تابوت را بلند کند.
در نهایت با یکی از دوستان پدر سیما تماس گرفتن که این قدرت را داشت که با روح مردگان ارتباط برقرار میکرد.
او چوب دستی خود را برداشت و با خود شروع به صحبت کردن نمود.وپس از دقایقی گفت که این دختر خواسته ای داشته که هنوز انجام نشده.
که در این وسط دوست سیما گفت که او همیشه میگفت که گوشیم رو همراهم دفن کنید.سپس گوشی رو در تابوت کنار سیما گذاشتن و به راحتی تابوت را بلند کردند.
همه حضار در مراسم از این اتفاق عجیب و باور نکردنی در تعجب بودند.
پدر سیما در مورد فوت دخترش چیزی به محمد نگفته بود چون آن در مسافرت بود
محمد پس از چند روز به مادر سیما زنگ میزنه و میگه که من دارم بر میگردم میخوام برام یه غذای خوشمزه درست کنی ضمنا به سیما هم چیزی نگو چون میخوام سوپرایزش کنم.
پس از اینکه محمد برگشت خبر فوت سیما را به او می دهند.
محمد فکر میکرد که دارن با او شوخی میکنن و از آنها خواست که به سیما بگن از اتاق بیرون بیاید.چون برای او چیزی رو که دوست داشته سوغاتی آورده.
و دست از مسخره بازی دربیارن.
خانواده سیما برای اثبات صحبتهاشون فوت نامه سیما رو به اون نشون دادن (محمد با صدای بلند شروع به گریه کردن نمود)
سپس گفت که این غیر ممکنه چون من دیروز با اون صحبت کردم و ما همچنین با هم در ارتباطیم.
محمد شروع به لرزیدن نمود.
یکدفعه گوشی محمد شروع به زنگ خوردن نمود
نگاه کنید:این سیماست که تماس میگیره؟؟!
(گوشی رو به خانواده سیما نشون داد)
گوشی رو بر روی بلنوگو باز نمود و با سیما صحبت کرد.
همه داشتن به مکالمه آن دو گوش میکردن
صدا بلند و واضح و بدون هیچ گونه تشویش وصاف بود
اون صدای سیما بود!!
هیچ کس بجز سیما نمی تونست از این خط استفاده نماید، زیرا سیم کارت را با سیما دفن نموده بودند؟
همگی شوکه شده بودند.
دوباره دنبال دوست پدر سیما که میتونست با ارواح ارتباط برقرار کنه فرستادن.او هم ریس شرکت ارتباطی که سیما در آنجا کار میکرد دعوت به عمل آورد و هردو 5ساعت
جلسه گرفتند تا ببینند این مساله چطور ممکنه.
و سپس کشف کردن که:
هیچ کس تنها نیست
همراه اول
بهترین آنتن دهی را دارد
از خوندن این داستان از شما ممنونم
شما مثل من غافلگیر شديد.
فحش ندين جونه عمتون.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: firoozeh

bahramian0935

New member
غضنفر اسهال میگیره میره دکتر دکتر سرش شلوغ بود اشتباهی بهش قرص آرام بخش میده !!
بعد مدتی باز غضنفر برمیگرده
دکتر بهش میگه چطوری؟!!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
غضنفر میگه خوبم آقای دکتر خراب میکنم ...... به خودم عین خیالم نیست...

- - - Updated - - -

عصبانیم عصباااااااااااااانیییی
.
.
مثه پسری ک کل خانوادش رفتن مسافرت اما.
.
.
.
باباش مونده خونه ک پسرش تنها نمونه
 

bahramian0935

New member
ﻭﻇﯿﻔﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ ﮐﻪ ﺭﻭﺯ ﭘﺪﺭ ﺭﺍ ﺑﻪ :
ﭘﺪﺭ ﮊﭘﺘﻮ
ﭘﺪﺭ ﭘﺴﺮ ﺷﺠﺎﻉ
ﭘﺪﺭ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ
ﭘﺪﺭ ﺳﻮﺧﺘﻪ
ﭘﺪﺭﺍﻡ ﺍﯾﻨﺎ
ﭘﺪﺭ ﺷﻌﺮ ﭘﺎﺭﺳﯽ
ﺑﺎﺑﺎ ﻟﻨﮓ ﺩﺭﺍﺯ
ﺑﺎﺑﺎﻃﺎﻫﺮ ﻋﺮﯾﺎﻥ
ﺑﺎﺑﺎﻗﻮﺭﯼ
ﻧﻪ ﺑﺎﺑﺎ !
ﺑﯿﺸﯿﻦ ﺑﯿﻨﻢ ﺑﺎﺑﺎ
ﺍﺑﻮﻇﺒﯽ
ﺍﺑﻮﻟﻬﻮﻝ
ﻋﻠﯽ ﺑﺎﺑﺎ
ﺁﻕ ﺑﺎﺑﺎ
ﻟﯿﺪﯼ ﺑﺎﺑﺎ
ﺑﺎﺑﺎ ﻧﻮﺋﻞ
ﻭ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﺑﻪ ﭘﺪﺭﺳﻼﻣﺘﯽ ﻭ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ
ﻫﯿﭻ ﻣﮑﺎﻧﯽ ﺁﺷﻐﺎﻝ ﻧﺮﯾﺰﺩ ﺗﺒﺮﯾﮏ ﺑﮕﻢ

- - - Updated - - -

ایرانسل بیشعور پیام میده ۹۲۵۹ ثانیه مکالمه رایگان از۱ تا ۷ بامداد!
یکی نیست بهش بگه :
یه دفه بگو طرح خاک بر سری برای جوانان دیگه!
چرا لقمه رو میپیچونی؟!
اگه فکرت سالمه همینو بذار از ۱ تا ۷ بعد از ظهر!!!
 

bahramian0935

New member
......

وقتی در یخچال رو باز می کنی :
۱- اگر بخوای چیزی توش بذاری، تا خرخره پره ...
۲- اگه گرسنت باشه بخوای چیزی بخوری ، فقط کمی برفک موجوده !

- - - Updated - - -

ارو با پیکان مدل بوق زد به پورشه
یارو پورشه ایه اومد شاکی شد گفت تو راننده نیستی باید بری الاغ سوار شی
پیکانیم برگشت بهش گفت همچی دادو بیداد میکنی انگار ماکسیماس
منو میگی موندم سرمو به کدوم دیوار بکوبم :|
 

bahramian0935

New member
......

ه سلامتی بچه ای که با کفش پاره میره مدرسه
دوستاش مسخرش میکنن
یه لحظه به فکر پدرش می افته و به دوستاش میگه
درسته کفشام داغونه ولی توش خیلی راحتم!!
خيلی لايك داری با مرام :|
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: IL-2

bahramian0935

New member
یه ﺳﻮﺍﻝ ﻓﻠﺴﻔﯽ:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اﮔﺮ صبح ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﭘﺎﺷﯽ ﺑﺒﯿﻨﯽ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺗﻤﻮﻡ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺷﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺭﻓﺘﻪ
.
.
.
.
.
.
.
ﺻﺒﺤﻮﻧﻪ ﭼﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﯼ؟
 

bahramian0935

New member
پسر زنگ زد به دوست دخترش گفت: دیگه تموم شد..!!!
دختر: به همین زودی عوضی؟
میدونستم اینقدر پستی، واسه همین با 3 تا از دوستات بودم ...!!!
پسر: ولـــــــــــــی... من امتحانامو گفتم.. :|
دختر : ببخشید ، ... خوردم !
پسر : --------بوق بوق بوق قققققق
 

bahramian0935

New member
همه جور نون دیدم، نون سنگک، نون بربری، نون لواش، نون تافتون، ولی هیچ جا نون حلال ندیدم

- - - Updated - - -

ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﭘﺴﺮﻩ ﻭﺍﺳﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺭﮔﺸﻮ ﺯﺩﻩ ﺑﻌﺪ ﺗﻮ
ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﯾﻪ ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ ﺷﺪﻩ
 

ستاره70

New member
k383-2.jpg
 

bahramian0935

New member
حیف نون رو مجبور به نماز خوندن می کنن ، می بینن همینطورنشسته داره زیر لب حرف میزنه گوش میدن می بینن داره میگه : خدایا ! اینا منو مجبور کردن نماز بخونم ! خودت قبول نکن !
 
بالا