روزی، یک پدر روستایی با پسر پانزده سالهاش وارد یک مرکز تجاری میشوند. پسر متوّجه دو دیوار براق نقرهای رنگ میشود که بشکل کشویی از هم جدا شدند و دوباره بهم چسبیدند، از پدر میپرسد، این چیست؟ پدر که تا به حال در عمرش آسانسور ندیده میگوید پسرم، من تا کنون چنین چیزی ندیدم، و نمیدانم.
در همین موقع آنها زنی بسیار چاق را میبینند که با صندلی چرخدارش به آن دیوار نقرهای نزدیک شد با انگشتش چیزی را روی دیوار فشار داد، دیوارهاي براق از هم جدا شدند، آن زن خود را بزحمت وارد اطاقکی کرد، دیوار بسته شد، پدر و پسر، هر دو چشمشان به شمارههائی بالای آسانسور افتاد که ازیک شروع و بتدریج تا سی رفت، هر دو خیلی متعجب تماشا میکردند که ناگهان، دیدند شمارهها بطور معکوس و بسرعت کم شدند تا رسید به یک، دراین وقت دیوار نقرهای باز شد، و آنها حیرت زده دیدند، دختر ۲۴ ساله موطلایی بسیار زیبا و ظریف، با طنازی از آن اطاقک خارج شد.
پدر در حالی که نمیتوانست چشم از آن دختر بردارد، به آهستگی، به پسرش گفت: پسرم، زود برو مامانت رو بردار بیار اینجا!!
شارژ 2 تومنی میگیری، بابتش 2200 میدی بعد 1985 تومن هم اعتبار داره ............ اصلا غلام این تناقضات هستیم هااااااااااا........... ارشمیدس زنده بشه ... دوباره یه حموم دبش بره . شاید یه نسبتی پیدا کنه که ما ازش بی خبریم .............
دخدره اســتاتوس داده
هم رژم قرمزه هم تیشرتم
(وای مامان جونم زل زده به زیباییم )
800 تـــا لایک خـــورده
277 تا کامنت گرفتــــه
یه سریـا هم پــــای پست جوون دادن ...
یه سـری اشک شوق ریـــختن...
مدارس هم در 3 نوبت تعطیل شد .
طرز تهيه پسر ايروني:
گوشت, پوست و استخوان: به طور ميانگين 15کيلوگرم
چربي عضله نما: 60کيلوگرم
تافت و چسب مو : 3 قوطي
قدرت زبون بازي : 72ساعت بي وقفه
دروغگويي: 20بار در ثانيه
قدرت ابراز علاقه: 60 اسب بخار
قدرت پيچوندن : 30دور در دقيقه
تنبلي: عصاره ي 70 آدم فراخ
صبر و شکيبايي: در اين مورد ذائقه اي مي باشد
قدرت حرکت چشم:380 درجه در همه ي جهات
بانهایت تأثر و تأسف پایان عشق و حال و چپو ساختن شیرینی و آجیل ملت و خواب لذتبخش صبح و تکرار مصایب کار و کارمندی و درس و امتحان و ... برشما کارمندان، کارگران، دانش آموزان و دانشجویان صبور تسلیت باد!