دانش آموزای الان چه میفهمن سختی چیه!!
ما یه نمونه ش دهنمون صاف میشد از بس دفتر خط کشی میکردیم!
یه خطه؛دو خطه؛ یه طرفه؛ دوطرفه :|
الان بچه هه دفتر میخره؛از قبل توش مشقاشم نوشته شده
استاد شیمی داشت با کلی هیجان درس می دادو می گفت از هیدروژن به اکسیژن ، از اکسیژن به نیتروژن ؛یهو از ته گفتم: نیتروژن به گوشم !هیچی دیگه نمره ی میانترم این درس رو هم از دست دادم !!!
آقو ما تو جنگل بوديم يهو يه ببر و يه پلنگ و يه شير افتادن دنبال ما...آقو مارو گير آوردن شروع کردن به خوردنمون يني شيرينترين لحطات زندگي بودا زنده زنده مارو ميخوردن...آقو نصف ما رو خوردن...مُردن!ها ها ها...داغون شدنا له له شدن!...ظاهراٌ يه سمي تو خون ما بود اينارو کشت!ما با همون بدن نصفه داشتيم برميگشتيم که بريم بيمارستان يهو اومدن مارو جلب کردن!گفتيم کاکو شمو وضيت مارو نيگا کن...ما نصفيم!گفتن سازمان محيط زيست ازتون شکايت کرده! نگو او سه تا حيوون آخرين بازماندگان نسل خودشون بودن ما زديم منقرضشون کرديم...مارو بردن دادگاه 40سال حبس واسمون بريدن چون نصفه بوديم گفتن فقط 20سالشو بگذرون گفتيم خب خدارو شکر نصف شد...آقو تو زندان بدنمون شروع کرد به سلول سازي نصفه ي ديگه تنمونو ساخت ما کامل شديم!...اومدن ديدن ما کامليم 20 سالو دوباره کردن 40سال هيچ 800ضربه شلاق و 3بار اعدام هم به خاطر اغقال کردن قاضي به حکممون اضافه کردن...ها ها ها...يني چنان ضايع شديم وسط اي زندانو که نگو!