خنده بازار

cnidaria_cnida19

New member
درست است که الان دیگر خیلی چیزها را میدانم...

ولی این را هم میدانم که خیلی وقت ها

ندانستن بهتر از دانستنه!!!


- - - Updated - - -

من :میشه دوستی من رواکسپ کنید
دختره :مگه من میشناسمت اکسپت کنم؟
من :من ثروتمندم
دختره :الان اکسپت میکنم من عاطفه تهرانیم ۲۰سالمه دانشجوام گیتاریستم ازقیافم خوشت میاداسم شماچیه؟
من :من فامیلیم ثروتمنده اسمم مجیده
دختره :من باپسرانمیحرفم پی ام ندین لطفا


- - - Updated - - -

ﻏﻀﻨﻔﺮ ﻣﻴﺮﻩ ﺑﺎ ﭘﮋﻭ 206 ﻣﺴﺎﻓﺮﮐﺸﻲ 4 ﻧﻔﺮ ﺭﻭ ﺳﻮﺍﺭ
ﻣﻴﮑﻨﻪ ﺑﻌﺪﺵ ﺧﻴﻠﻲ ﺗﻨﺪ ﻣﻴﺮﻩ .
ﺍﻭﻟﻲ ﻣﻴﮕﻪ ﺁﻗﺎ ﺧﻴﻠﻲ ﺩﺍﺭﻱ ﺗﻨﺪ ﻣﻴﺮﻱ . ﻏﻀﻨﻔﺮ ﻣﻴﮕﻪ
ﺗﺎ ﺣﺎﻻ 206 ﺩﺍﺷﺘﻲ ؟
ﻃﺮﻑ ﻣﻴﮕﻪ ﻧﻪ .
ﻣﻴﮕﻪ : ﭘﺲ ﺧﻔﻪ ﺷﻮ .
ﻫﻤﻴﻦ ﻃﻮﺭ ﺳﺮﻋﺖ ﺭﻭ ﻣﻴﺒﺮﻩ ﺑﺎﻻ ﻭ ﺗﺎ ﻧﻔﺮ ﺳﻮﻡ ﻫﻤﻴﻦ
ﺟﻮﺍﺏ ﺭﻭ ﻣﻴﺪﻩ .
ﭼﻬﺎﺭﻣﻴﻦ ﻧﻔﺮ ﻣﻴﮕﻪ ﺁﻗﺎ ﺧﻴﻠﻲ ﺗﻨﺪ ﻣﻴﺮﻱ . ﻣﻴﮕﻪ ﺗﺎ
ﺣﺎﻻ 206 ﺩﺍﺷﺘﻲ .
ﻣﻴﮕﻪ : ﺁﺭﻩ .
ﻏﻀﻨﻔﺮ ﻣﻴﮕﻪ : ﭘﺲ ﺗﻮﺭﻭ ﺧﺪﺍ ﺑﮕﻮ ﺗﺮﻣﺰﺵ ﮐﺪﻭﻣﻪ
 

cnidaria_cnida19

New member
هر وقت ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺻﺪﺍﻯ ﺁﻣﺒﻮﻻﻧﺳﯽ

ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﻣﯿﮕﺬﺷﺖ ﻭ شنیدی !…

خوب گوش کن ، ﺍﯾﻦ ﺻﺪﺍ ﺑﻬﻢ می گه :

ﺍﻻﻥ ﺣﺪﺍﻗﻞ ﺍﺯ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﺍﻫﺎﻟﻰ

ﺍﻳﻦ ﺷﻬﺮ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﺗﺮﯼ ، ﺧﺪﺍ ﺭﻭ ﺷﮑﺮ ﮐﻦ !

ﺑﯿﺎﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﻣﻮﻧﻮ ﺑﺪﻭﻧﯿﻢ !…

ﻫﺮ ﭼﯽ ﮐﻪ ﻫﺴﺖ…
 

cnidaria_cnida19

New member
مـن ایـــــرانــــــــی ام !
نامـم "عــربـی" اسـت ...
اتـومـُبیـلــم "ژاپـنـی"
تــرجیـعاً پـارچــه لـباسـم فـاسـتـونـی "انـگـلیـسی"
غــذای مــورد عـلاقــه ام پـیـتـزای "ایـتـالیـایـی"
و عـاشــق سـریال حـریــم سـلـطان "تـرکـی" هـسـتــم ...
ایــن الـبـتــه هـمه مـاجــرا نیـســت ...
مـن ایـرانـی ام !
مـعـتـقــدم "پـیـکـان" خیـانــت تـاریـخـی بـوده اسـت ...
"آبگوشت" غذای عقب مانده هاست و"فردین" هم هنرپیشه آبگوشتی...
عـاشـق "ژآن والژان" "بیـنـوایان" "ویـکـتور هـوگـو" هـسـتـم ...
و شـاهـنامـه ... پـدرم یـکـی داشـت ، نـمـی دانـم چه شـد ...
مـن ایـرانـی ام !
نا آشـنا با "بابـک خـرم دیـن" و " آریو برزن"
و عـاشـق "جـنیـفـر لـوپـز" امـا ..
.
مـن ایـــــــــرانــــــی ام
 

k-b

New member
یکی تو محل ما از نذورات امام‌زاده محل دزدی کرده بود رفته بود یک تاکسی خریده بود،کار میکرد.بعد ماهی صدتومن میداد به همون امامزاده میگفت قسطمه!
 

bahramian0935

New member
ﻪ ﺟﻤﻠﻪ ﺑﺎﺣﺎﻝ ﺗﻮ ﺫﻫﻨﻤﻪ ﻭﻟﯽ ﺣﺎﻝ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ

ﻻﯾﮏ ﮐﻦ

ﺑﻬﻢ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺎﺣﺎﻟﻪ
 

bahramian0935

New member
ﻪ ﺟﻤﻠﻪ ﺑﺎﺣﺎﻝ ﺗﻮ ﺫﻫﻨﻤﻪ ﻭﻟﯽ ﺣﺎﻝ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ

ﻻﯾﮏ ﮐﻦ

ﺑﻬﻢ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺎﺣﺎﻟﻪ
 

bahramian0935

New member
آقا جديدا تـــــو مـتـرو هـوا خـيلـي دونـفـره ميشــه!!

هركي رو ميبيني با مخاطبش (ترجيحا خاص) وايميسه تو قطار واز فاصله پنج سانتي همديگه رو نگاه ميكنن..

اصـــــن آدم غـــــــرق ميشه تـــــو اون نگاهاشون..
والا بوخودا !!

- - - Updated - - -

بچه:((بابایی!ببین چه نقاشی خوشگلی کشیدم!))
بابا:((آفرین عزیزم !چی کشیدی؟))
بچه:((یه گاو که داره علف میخوره))
بابا:((پس علف ها کجان؟))
بچه:((گاو خورده!))
بابا:((پس گاوه کو؟))
بچه:((خب علف هارو خورد،رفت دیگه!))
باباهه :|

- - - Updated - - -

بچه:((بابایی!ببین چه نقاشی خوشگلی کشیدم!))
بابا:((آفرین عزیزم !چی کشیدی؟))
بچه:((یه گاو که داره علف میخوره))
بابا:((پس علف ها کجان؟))
بچه:((گاو خورده!))
بابا:((پس گاوه کو؟))
بچه:((خب علف هارو خورد،رفت دیگه!))
باباهه :|

- - - Updated - - -

وای خدا مُردَم از خنده
طرف زنگ زده VOA میگه همش دروغه ، سبد کجا بود ، فقط کالا میدن ، تازه اونم تو پلاستیک میذارن !!!!
خداییش ببینید با کیا شدیم 75 میلیون
من دیگه سکوت می کنم....
 

bahramian0935

New member
روزی مریدی از شیخ پرسید یا شیخ تفاوت مگس و پلنگ در چیست؟

شیخ از این تضاد همی جفت کردندی و دست بر گریبان و محاسن و خشتک کشید و بعد از دمی گفت:
مگس را وقتی مير....ی،میبینی و پلنگ را وقتی میبینی مير....ی!

مریدان که این شیوایی کلام را دیدند،خشتکها دریدند و به رشته کوه های آلپ فراری گشتیدند :))
 

bahramian0935

New member
آورده اند روزی شیخ و مریدان در کوهستان سفر می کردندی و به ریل قطاری رسیدندی که ریزش کوه آن را بند آورده بودی!
ناگهان صدای قطاری از دور شنیده شد...

شیخ فریاد برآورد که جامه ها بدرید و آتش زنید که این داستان را قبلا بدجوری شنیده ام! و مریدان و شیخ در حالی که جامه ها را آتش زده و فریاد می زدند به سمت قطار حرکت کردندی.
مریدی گفت:" یا شیخ نباید انگشتمان را در سوراخی فرو ببریم؟"
شیخ گفت:"نه! حیف نان! آن یک داستان دیگر است!"
راننده قطار که از دور گروهی را لخت دید که فریاد می زنند، فکر کرد که به دزدان زمینی سومالی برخورد کرده و تخت گاز داد و قطار به سرعت به کوه خوردی و همه ی سرنشینان جان به جان آفرین مردند!
شیخ و مریدان ایستادند .
شیخ رو به مریدان گفت:" قاعدتا نباید اینطور می شد!"
سپس رو به پخمه کردی و گفت:"تو چرا لباست را در نیاوردی و آتش نزدی؟"
پخمه گفت:"آخر الان سر ظهر است!
گفتم شاید همینطوری هم ما را ببینند و نیازی نباشد!
 

mohammad63

Well-known member
یه پیشنهاد .............
بیاین این پست رو با فکاهی یکی کنید ............. بخدا دودل هستیم که کجا بنویسیم .............
 

mohammad63

Well-known member
عاغا ......... شنیدیم تو دور دوم شبد کالا فقط سبد میدن اخه تو دور اول کالا رو دادن دیگه .........
 

bahramian0935

New member
شش نفر بودیم،
دو ساعتی بود که توی آسانسور گیر کرده بودیم،
هوا داشت تموم میشد،
داشتیم نفسهای آخرو میکشیدم که یهو یکی دست کرد تو کیفشو یه چیبس در آورد و درشو باز کرد...
با هوای توی چیبس بود تونستیم دو ساعت دیگه دووم بیاریم تا امداد رسید!
 

bahramian0935

New member
آخرش نفهمیدیم مترادف کلمه مدیون دقیقا چیه؟ مشغولزومبه ... مشغلزمه ... مسقولظمبه ... مشغلضمه ... مشقول ظمه ... مشقور زمده ... آشخور زبده ... مش غول زبده ... مشغول زنده ... مش غول زنده ... مش غلام گنده... مش غول ضمبه ای اگه راستشو بدونیو نگی!:
 

sara77

New member
اگه بهت زنگ نمیزنه ..اگه بهت smsنمیده..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
مثبت فکر کن ..شاید مرده.
 

sara77

New member
انصافا تخمه آفتابگردون به مراتب با نظم ترتیب بیشتری نسبت به انار یک جا نشسته
حیف که استعدادش به چش نیومده ;)
د
 

sara77

New member
وقتی یه رازیو بهم میگن و بعد میگن فقط تو میدونی
انقدر خوشحال میشم که دوست دارم برم واسه همه تعریفش کنم :motat:
والا خداااااااا
 

sara77

New member

ﺑﻪ ﮐﺎﻓﻪ ﭼﯽ ﮔﻔﺘﻢ ﻫﻤﺎﻥ ﻫﻤﯿﺸﮕﯽ
ﻧﮕﺎﻩ ﺳﻨﮕﯿﻨﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ :
ﺯﺭ ﻧﺰﻥ ﺑﺎﺑﺎ ﺍﯾﻨﺠﺎ یه ﻫﻔﺘﺲ ﺍﻓﺘﺘﺎﺡ ﺷﺪﻩ
تا حالا تخریب شخصیتی تا این حد نشده بودم
 

sara77

New member
از وقتی از “تن تاک” استفاده می کنم :
زندگیم از این رو به اون رو شده
درس بچه هام بهتر شده
اخلاق همسرم خیلی خوب شده
سوراخ لایه اوزون کوچیکتر شده
دیگه شامپو چشممو نمیسوزونه
تازه پوستمم شاداب تر شده
آنتن دهی گوشیمم دو برابر شده
سرعت اینترنتمم فوق العاده شده :|
 

sara77

New member
زندگی مجردی یعنی
با مایع ظرفشوئی هم دست و صورتت رو بشوری هم لباساتو ، گاهی هم ظرف ها رو !
دندون رو هنوز امتحان نکردم
:smiliess (3):
 
بالا