خنده بازار

mahnam

New member
عاشقِ اون لحظه م که استاد هی درس میده
هی درس میده ،
هی درس میده
بعد یه سوال میپرسه ،
همه مثه بُز زل میزنن بهش :))))
 

!SeCreT!

New member
چرا از همون ماده ای که تو شامپو بچه استفاده میکنن که چشمو نمیسوزونه تو شامپویِ ماها استفاده نمیکنن؟؟؟ چشِ ما چشِ سگه؟؟
 

!SeCreT!

New member


هر گلی یه بویی داره چیست؟
.
.
.
.
.
.
.
توجیه آقایون برا خیانت به خانوماشون
ماشالا عینِ ِ زنبور میخان همه گلا رو بو کنن
 

!SeCreT!

New member
ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺧﺘﺮ ﻭ ﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ، ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﻗﺪﻡ ﻣﯿﺰﺩﻥ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﯾﮏ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ ﺟﻠﻮﺷﻮﻥ .
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﮔﻔﺖ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﻣﻦ ﻣﯿﺮﻡ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﯿﺸﻢ ﭼﻮﻥ ﺗﻮ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻧﺪﺍﺭﯼ…
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻭﻗﺘﯽ ﺭﻓﺖ ﺟﻠﻮ ﺗﺎ ﺳﻮﺍﺭ ﺷﻪ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ:
ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﻣﻦ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺍﯾﻦ ﺁﻗﺎ ﻫﺴﺘﻢ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺩﻧﺒﺎﻟﺶ ……….
ﮐﻠﯿﺪ ﺍﺳﺮﺍﺭ
 

mexin

Well-known member
من نمی فهمم...!!!(طنز)

اتاق مرتب مال آدماییه که حافظشون ضعیفه هی یادشون میره که چی رو کجا گذاشتن!
ولی ما که حافظمون قویه نباید وقتمونو روی اینجور کارای بیهوده (مرتب کردن اتاق) تلف کنیم!!!
~~~~~~~
با این سرعت نت تو ایران باید یه دکمه ”من غلط بکنم دانلود کنم” هم کنار هر لینک دانلود بذارن!
~~~~~~~
یه موقعی توی مراسم عقد سکه هدیه میدادن، بعد شد نیم سکه، بعد ربع سکه،
بعد این سکه‌های یک گرمی و نیم گرمی «پارسیان» و این چیزا اومد ...
عنقریب روزی فرا میرسه که به عروس و داماد فقط بتونیم بگیم "آفرین"
~~~~~~~
شما یادتون نمیاد، وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم، الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال که بتراشیم
~~~~~~~
داشتم یکی از کلیپ های لیدی گاگا رو میدیدم بابام گفت این چرا اینجوریه؟ کیه این؟
گفتم: لیدی گاگا!
زد پس کله ام گفت: خجالت بکش، یه کلیپ با هم دیدیم روت باز شد؟
~~~~~~~
نمي دونم چه حکمتيه که هم بيکارم، هم وقت نمي کنم به هيچ کاري برسم! :|
~~~~~~~
اعتراف میکنم بچه بودم فک میکردم یه کشور داریم اسمش خارجه
کلن 2 تا کشور داریم ایران و خارج:|
~~~~~~~
من نمی فهمم، نوح اینجا، موسی اینجا، عیسی اینجا، محمد اینجا، یوسف و یونس و لوط و اسحاق و ابراهیم و . . . هم اینجا
یه نفر نبود که تو کانادا یا بلژیک یا مثلا نیوزیلند نیاز به هدایت داشته باشه؟ همه اش باید ماهارو هدایت ،،، میکردن؟!!
~~~~~~~
تو ایران فقط وقتی آرایش عروس رو قبول دارن که دیگه حتی مادرش هم نشناسدش :|
~~~~~~~
ینی من تا الان فکر میکردم این دخترایی که تو رانندگی روسری شون میفته
واسه خوشتیپی دوباره سرشون نمیکنن
نگو نمیتونن فرمون رو ول کنن=))
~~~~~~~
بعضی از درس هایی که در خانواده یاد گرفتیم:
بهداشت: اگه می خواید همدیگه رو بکشید، برید بیرون؛ الان اینجا رو تمیز کردم
منطق: به خاطر اینکه من می گم
آینده نگری: اگه از تاب بیفتی، محاله ببرمت خرید
آداب اجتماعی: وقت غذا، دهنت رو ببند
اصلاح رفتار: مثل بچه آدم رفتار کن
انتظار: بذار برسیم خونه
کنایه: گریه می کنی؟ الان یه کاری می کنم واقعا اشکت دربیاد
ژنتیک: چهار تا اخلاق خوبتم به من رفته
دانش و خِرد: وقتی به سن من برسی، می فهمی
عدالت: یه روزی بچه دار می شی، امیدوارم بچه هات مثه خودت باشن
~~~~~~~
تا پونزه سالگیم فکر می کردم اسمم زُهره است، چون همیشه مامانم وقتی می خواست بیدارم کنه می گفت: پاشو ظهره!
~~~~~~~
اگه زشتیم، حداقلش فتوشاپی نیستیم.
~~~~~~~
از دانشگاه برمی گشتم، تو تاکسی نشسته بودم، دوتا آقای مسن هم عقب نشسته بودن.
نزدیک پیاده شدنشون یکی به اون یکی گفت:
به خدا اگه بذارم دست تو جیبت بکنی! من حساب می کنم ...
بعد از راننده پرسید: ببخشید چقدر شد؟
راننده: هزار تومن
یهو یارو برگشت به راننده گفت: آدمی؟!
راننده گفت: جان؟
مرد: گفتم آدمی یا نه؟
راننده گفت: حرف دهنتو بفهم درست صحبت کن!
یارو دوباره گفت: نه ... آدمی؟؟!
راننده هم با عصبانیت ترمز کرد برگشت عقب گفت: نه ... فقط تو آدمی!
یارو گفت: یعنی چی؟ من می گم آدمی هزار تومن یا دوتاییمون با هم هزار تومن!
~~~~~~~
روزی به لقمان هیچی نگفتند. همینطوری ساکت نگاهش کردند. آخر خودش خسته شد و گفت: «از بی ادبان!»
~~~~~~~
دارو عبارت است از عوارضی جانبی که بعضا اثرات درمانی هم دارد. برای رفع این عوارض جانبی داروهای دیگری تجویز می شوند که خود این چرخه را تا نابودی کامل بیمار طی می کنند.
~~~~~~~
وقتی بتونم سیب زمینی سرخ کرده هامو با کسی شریک شم می فهمم که عاشق شدم.
~~~~~~~
با بابام حرفم شد رفت تو آشپزخونه به مامانم گفت: واسه خاطر چهل تومن یارانه باید این الدنگ رو تحمل کنیم!
~~~~~~~
پسره می ره خواستگاری یه دختری، بابای دختره می گه:
نه ازت مهریه می خوام، نه خونه، نه ماشین، بیکارم بودی مهم نیست ...
یه لپ تاپ می ذاره جلو پسره می گه: فقط فیس بوکتو بازکن ببینم!
~~~~~~~
آقا تو مراسم شب چله همه فامیل جمع بودن. یه 30 نفری بودن. مجلس که خوب گرم شد من و داداشم شروع کردیم به تعریف پیشگویی آخر زمان و نابودیزمین که امشب اتفاق می افته و اینا! خوب که با حرفامون ترس انداختیم به همه یواشکی تو شلوغی جیم شدیم رفتیم برق رو قطع کردیم و یه ترقه هم انداختیم. آقا قیامتی شد! زن ها جیغ می زدن، بچه ها گریه می کردن، چندتایی هم غش کردن. من و داداشمم رو زمین می غلتیدیم از خنده. دیگه برق رو وصل کردیم و گفتیم نترسین شوخی بود! این شد که الان داداشم تو بیمارستانه با دست و پای شکسته، منم پناهنده شدم به خونه دوستم تا از کشته شدن توسط فامیل در امان باشم!
~~~~~~~
فامیلای ما یه جوری تو چشام نگاه می کنن و می گن پس چرا دنیا نابود نشد که انگار قرار بود من دکمه game over رو بزنم!
~~~~~~~
تمام مکالمات من و بابام در طی سال:
«بیا ببین این گوشی من چشه
بزن اخبار گوش کنیم
بزن 3
چراغا رو خاموش کن
خونه سرد شد کولرو خاموش کن
چشات درنیومد پای لپ تاپ؟»
اگر چیزی از قلم افتاده شما ادامه بدین!
~~~~~~~
اونقدر منتظر موندم 19 دسامبر بشه این آهنگو واستون بخونم:
وقتی می گن به آدم دنیا فقط دو روزه آدم دلش می سوزه ای خدا ای خدا ای خدا
~~~~~~~
دیروز رفتم بقالی سر کوچمون یه دختر و پسر دوقلو خوشگل کوچولو تو بقالی بودن، بعدش من لپای دخترو کشیدم گفتم: اسمت چیه؟
پسره عصبی شد، گفت: نازنین اسمتو نگو!
~~~~~~~
شمام از این سیستم ها دارین که روزها لباس ها از روی صندلی به روی تخت، و شب ها از روی تخت به روی صندلی منتقل کنید؟
~~~~~~~
قانون پایستگی واحد: واحدها نه از بین می روند نه پاس می شوند بلکه از ترمی به ترم دیگر منتقل می شوند.
~~~~~~~
22 سال پیش تو یک فیلم هندی،
آمیتاباچان از کما و تخت آی سی یو بلند شد
رفت تو حیاط 40، 30 نفر رو لت و پار کرد. بعدش دوباره برگشت به تختش.
از اون به بعد مسیر زندگیم عوض شد
~~~~~~~
درسته پراید کولرش خوب نیست، ولی وُژدانی بخاریش خوب خنک می کنه!
~~~~~~~
بزرگترین فایده ورزش اینه که سالم می میری
~~~~~~~
روزامون برعکس شده، صبح خسته از خواب بلند می شیم، شبا پر از انرژی می خوابیم
~~~~~~~
عدالت یعنی چی؟
عدالت یعنی اینکه یکی هفت میلیارد پول از باباش ارث می بره و یکی کچلی
~~~~~~~
مکالمه تلفنی با مامان ها:
سلام، باشه، اوهوم، باشه، آره، می دونم، آره، خب، نمی دونم، شاید، حواسم هست، اوکی، می دونم مادر من، خیلی خب، باشه، اوکی، چشم، یادم می مونه، آره، باشه، خداحافظ
~~~~~~~
اگه بخوای خلبان بشی، هزار جور مریضی داری ولی بخوای معافیت پزشکی بگیری، سالمِ سالمی!
@d!@
 

!SeCreT!

New member


قدیما لحن مردا: بپر غذا رو بیار ضعیفه !!!
گشنگی مُردیم صب تا شوم چه غلطی میکنی تو خونه



امـــــــــا حالا :
عسلم ظرفا نوبت منه یا تو




البته مردای قدیم فقط یه ضعیفه داشتن ولی مردای الان 4-5 تا عسل دارن

 

mexin

Well-known member
ﮔﻮﺳﻔﻨﺪی ﺑﻪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻧﺎﻣﻪ ای نوشت! (طنز)

ﻣﺎﺩﺭ ﻋﺰﯾﺰﺗﺮ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﻢ،ﺑﻊ!
ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﮔﻠﻪ ﺟﺪﺍ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻗﺼﺎﺏﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺳﭙﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻟﯿﻞ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭﯼ ﻫﻢ ﺷﺪ.
ﺣﺎﺝ ﺭﺣﯿﻢ ﻗﺼﺎﺏ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺧﺮﯾﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺮﺩ. ﺁﻥ ﺷﺐ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﯽ ﺗﺎ ﺻﺒﺞ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺳﺤﺮ ﮐﺮﺩﻡ؛ ﻫﻤﻪﺍﺵ ﺧﻮﺍﺏ ﭼﺎﻗﻮ ﻣﯽﺩﯾﺪﻡ.
ﺻﺒﺢ ﻗﺼﺎﺏ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺁﺏ ﺁﻭﺭﺩ؛ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻨﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﺍﺷﮏ ﺟﻠﻮﯼ ﭼﺸﻤﻬﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ ﺑﻪ
ﺳﻤﺖ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﻭ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﺑﻊ ﺑﻊﮐﺮﺩﻡ.
ﻗﺼﺎﺏ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺗﯿﺰ ﮐﺮﺩﻥﭼﺎﻗﻮﯾﺶ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺭﺿﺎ، ﭘﺴﺮﺵ، ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺩﺳﺖ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭ ﮐﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﮔﻮﺷﺖ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺑﺎﻻ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻓﺮﺩﺍ ﺷﺎﯾﺪ ﻗﯿﻤﺖ ﯾﮏ ﮐﯿﻠﻮ ﮔﻮﺷﺖ ﺑﺸﻮﺩ ﺑﯿﺴﺖ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ.
ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﭼﻨﺪ ﺻﺒﺢ ﺍﯾﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺳﺖ ﺑﺮ ﻗﻀﺎ ﻣﺎ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎﻧﺪﯾﻢ.
ﺣﺎﻝ ﻫﻢ ﻗﯿﻤﺖ ﮔﻮﺷﺖ ﺑﻪ ﻗﺪﺭﯼ ﮔﺮﺍﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺧﺮﯾﺪ ﺁﻧﺮﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﺧﯿﺎﻝ ﻣﻦ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺣﺎﻻ ﺣﺎﻻﻫﺎ ﻣﺮﺩﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ.
ﺍﻣﺎ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﺍﺯ ﻗﺼﺎﺏ ﮐﻪ ﻣﺮﺩ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﻮﺑﯽ ﺍﺳﺖ. ﻫﻮﺍﯼ ﻣﺮﺍ ﺩﺍﺭﺩ؛ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﮐﻢ ﻧﻤﯽﮔﺬﺍﺭﺩ.
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﺳﺮﻓﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺩﮐﺘﺮ ﺁﻭﺭﺩ.
ﺑﺮﺧﯽ ﺍﺯ ﻣﺸﺘﺮﯾﺎﻥ ﻗﺼﺎﺏ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻗﯿﻤﺖ ﮔﻮﺷﺖ ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮﺭﯼ ﺑﺎﻻ ﺑﺮﻭﺩ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﺎ
ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﺭﺍ ﻧﯿﺰ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﺳﺐﻫﺎﯼ ﺭﻭﺳﯽ ﮐﻪ ﺛﺒﺖ ﻣﻠﯽ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ، ﺛﺒﺖ ﻣﻠﯽ ﺑﮑﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺸﻮﯾﻢ ﭘﺸﺘﻮﺍﻧﻪ ﺍﺭﺯﯼ ﺑﺮﺍﯼﻣﻤﻠﮑﺖ!
ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺑﺸﻮﺩ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻫﻢ ﻓﮑﺮﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺑﮑﻨﻢ.
ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﯽ ﻣﺎﺩﺭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﯾﮏ ﺩﺧﺘﺮ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺩﺷﺖ ﺁﻭﺭﺩﻩﺍﻧﺪ. ﭼﺸﻢﻫﺎﯾﺶ ﺷﺒﯿﻪ ﺁﻫﻮ ﺍﺳﺖ. ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﺭﺩ ﺩﻝ ﻣﯽﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺷﺎﯾﺪ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺑﺪﻫﻢ ﺍﺯﺵ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ﮐﻨﻢ.
ﻣﺎﺩﺭ! ﺩﯾﮕﺮ ﺯﯾﺎﺩﻩ ﻋﺮﺿﯽ ﻧﯿﺴﺖ.
ﺳﻼﻣﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺮﺩﺍﺭﺍﻥ ﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﻧﻢ
ﺑﺮﺳﺎﻥ؛ ﺑﻪ ﺳﮓ ﮔﻠﻪ ﻫﻢ ﺳﻼﻡ ﺑﺮﺳﺎﻥ
 
آخرین ویرایش:

mexin

Well-known member
هیچکس تنها نیست با جوابیه!!( طنز)

اگر آنگونه که با تلفن همراهتان برخورد می‌کنید با همسرتان بر خورد میکردید
اکنون خوشبخترین فردِ دنیا بودید


اگر هر روز شارژش میکردید
باهاش در روز از همه بیشتر صحبت میکردید
پایِ صحبت‌هایش می نشستید
... پیغام‌هایش را دریافت میکردید
پول خرجش میکردید
دورش یک محافظ محکم میکشیدید
در نبودش احساسِ کمبود میکردید
حاضر نبودید کسی‌ نزدیکش شود حتی
مطالبِ خصوصیتان را به حافظه اش میسپردید
همیشه و همه‌جا همراهتان بود حتی در اوج تنهایی‌
و اگر همیشه... همراهِ اولتان بود
با داشتن یک همسر خوب و مهربان هیچکس تنها نیست


الان هم که گوشی ها تاچی شده، اگر همونقدر که گوشی رو تاچ میکنید همسرتون رو نوازش بکنید کلی خوشبخت می شوید




جوابیه


بسیار زیبا بود ولی یادآوری میکنیم که

گوشی سر خود حرف نمیزنه
گوشی با یک دکمه خفه میشه
گوشی نمیگه چی بخر چی نخر
گوشی نمیگه چرا دیر اومدی
گوشی میتونه روی سایلنت باشه
اصلا گوشی میتونه خاموش باشه
گوشی نمیگه شب زود بیا بریم خونه مامانم
گوشیو اگه جا بزاری نمیگه چرا منو نبردی

گوشی با دوستاش بیرون نمیره
گوشی حداقل شبا زنگ نمی خوره

راستی از همه اینا مهمتر

بیشتر مردم سالی یه بار گوشی عوض می کنن
 

mexin

Well-known member
اینا رو اذیت نکنید ، اینا دست چپشون ضعیفه !(طنز)

هیچی هم بهتر از این نیس که لنگ ظهر از خواب بیدار شی

ببینی تو خونه بوی قرمه سبزی میاد ^_^

.

.

.

دیروز یه شیشه کشک خریدم: ۷۵۰۰ تومن!

گمونم از این به بعد “برو کشکتو بساب”

یه پیشنهاد تجاری موفق محسوب میشه!

.

.

.

سوال مسابقه نود در شهر حیف نون :

طرفدار چه تیمی هستید؟؟

۱) بله

۲) خیر

.

.

.

ﺷﺨﺼﯽ ﺍﻻﻏﺶ ﺭﺍ ﻣﯿﺰﺩ!

ﻋﺎﻟِﻤﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ :ﻧﺰﻥ ﮔﻨﺎﻩ

ﺍﺳﺖ…

ﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ :ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺴﺘﻢ

ﻓﺎﻣﯿﻞ ﺷﻤﺎﺳﺖ

ﻋﺎﻟِﻢ ﮔﻔﺖ :ﻧﻪ ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ ﻋﺎﻕ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﻮﯼ !

.

.

.

الان بچه ۴ساله از باباش gallexy note II میخواد

بعد ما یه فامیل داشتیم اسم بچش رضا بود

تا ۱۲سالگی هرکی میگفت سکوت علامت رضاست من فکر میکردم علامت اونه !

.

.

.

طرف مامانش بهش گفته الهی قربون قد و بالات برم

بعد اومده تو پروفایلش زده Model

.

.

.

یه تریپی شاعرا دارن که میگن :

زیر بارون گریه کردم تا تو اشکامو نبینی

من موندم این که اینقدر تلاش کرده که نبینه چرا خودشو لو میده ؟

.

.

.

دانشگاه رفتم ب مسول ازمایشگاه مون

میگم خانم چرا وایرلس دانشگاه کار نمیکنه؟

میگه چن روزه خراابه از WIFI استفاده کن !

.

.

.

من که رکیک ترین فحش بابام ” دیوانه “

و مستهجن ترین حرف مامانم ” بی شخصیت ” بود شدم این!

خدایا به حق همین ماه عزیز بچمو به تو سپردم!

.

.

.

دوست عزیز یه مهمونی یا مسافرت میری سعی کن خوش بگذرونی

ماموریت عکاسی که نرفتی از هر سکانست عکس میگیری !

.

.

.

“خر نشو” چیست ؟

نصیحتی دوستانه جهت امتناع از انجام کاری !

.

.

.

پر سودترین معامله ای که ما دهه شصتیها انجام دادیم

تعویض نون خشکه با جوجه رنگی بود

.

.

.

ع*ن مفت، آدم مفت

گنجشکها این ضرب المثل را بر فراز پیاده رو های پر رفت و آمد به کار می برند.

.

.

.

چرا از همون ماده ای که تو شامپو بچه استفاده میکنن

که چشمو نمیسوزونه تو شامپوی ماها استفاده نمیکنن؟

چش ما چش سگه !؟

.

.

.

بعضی ها هم هستن که هر وقت میرن دستشویی

باید سند بذاری درشون ییاری !

اینا اورانیوم غنی میکنن ظاهرا

.

.

.

سرگذشت کلمه “سلام” به مرور زمان در اس ام اس

سلام علیکم

سام علیکم

علیکم

سلام

سلم

سم

س

.

.

.

یه بارم رفتم مغازه سیگار بخرم

همون اول گفت بَه سلام، شما پسر فلانی ای؟

گفتم آره، سس مایونز خوب چی داری !؟

.

.

.

تو کلاس داشتم با دوستم پچ پچ میکردم

استاد اومد با خط کش بهم اشاره کرد و گفت:

تهِ این خط کش یه آدم ابله وجود داره…

منم گفتم: استاد منظورتون کدوم تهشه…!؟

نمیدونم چی شد که اخراجم کرد!!

.

.

.

یه بارم بغضم ترکید

چهار تا کشته و دهها زخمی داد…

بعله… یه همچین انسان خون به جگر شده ای هستم…

.

.

.

پسر داییم دانشجوی ترم ۱ پزشکیه

سر شام مامانش سی تی اسکن سرشو آورد بهش داد

گفت مامان یه نگاه به این بنداز، اینم گرفت جلو نور درجا گفت وااااااااای!

زنداییم رنگش پرید گفت چیه؟

گفت دور اون قسمت از مغزت که مربوط به آشپزی میشه رو جلبک گرفته!

داییم همچین زد پس سرش همونم که تو یه ترم خونده بود از سرش پرید!

.

.

.

سلامتی ادم معلولی که گفت:

خوشحالم از اینکه هر کی منو تو خیابون میبینه فقط یه جمله میگه

{ خدا رو شکر }

.

.

.



گفت از حادثه ای لبریزم، من پر از فریادم، در درونم غوغاست

گفتم این حال تو را میفهمم، دستشویی آنجاست!

.

.

.

پسره نوشته بود :

جــای خــالی تــــورو اِنقـد بـــا چـشام آب میدم تا بـــــازکـنــار­م ســبز بشــی..!

فکر کنم مخاطبش یونجه بوده!

.

.

.

ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻣﯿﮕﻢ ﯾﻪ ﮐﺎﺭﺕ ﺷﺎﺭﮊ ﺑﺨﺮ ﻭﺍﺳﻢ

ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﯾﻬﻮ ﺁﻧﺘﻦ ﮔﻮﺷﯿﺶ ﺭﻓﺖ

ﻣﻦ ﻫﯽ ﻣﯿﮕﻔﺘﻢ ﺍﻟﻮﻭ ﺍﻟﻮﻭ… ﺑﺎﺑﺎﻡ ﻣﯿﮕﻔﺖ:

ﻫﯽ ﺍﻟﻮﻭ ﺍﻟﻮﻭ ﻧﮑﻦ ﺍﺻﻼ ﺻﺪﺍﺕ ﻧﻤﯿﺎﺩ !

.

.

.

۱۸ سالمه، واسه خودم مَردی شدم

سیبیل دارم، صبحا میرم نون میگیرم واسه خونه

باز شیرینی و آجیل رو ازم قایم میکنن

.

.

.

ضد حال یعنی می نویسی

«با تمام وجود دوستت دارم»

رو مانیتور میبینی

«fh jlhl, [, n n, sjj nhvl»!!

ینی ته مونده اعصابو بالا میکشه این کیبورد

.

.

.

ﯾﻪ ﭘﺎﮐﺖ ﺷﯿﺮ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺗﻮﻟﯿﺪﺵ ﻣﺎﻟﻪ ﻓﺮﺩﺍﺱ!!

ﺑﻪ ﻧﻈﺮﺗﻮﻥ ﺑﺨﻮﺭﻣﺶ ﯾﺎ ﺑﺬﺍﺭﻡ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺷﻪ؟!

.

.

.

لپا پروتز

گونه ها تخیلی

موها رنگ کرده

ابروها تاتو

بعد هی استاتوس میزنه نیمه گمشدم کجاست و فلان و اینا

خو لامصب این قیافه ای که تو واسه خودت ساختی

گم بشی مامانت بزور پیدات میکنه نیمه گمشدت که جای خود داره.

.


.

.

این دخترا که ناخونای دست چپشون رو خیلی شیک

لاک می زنن ، وسطشم طرح می زنن خفن

بُته جِقه و مینیاتور و نقش برجسته !

اما دست راستشون رو میبینی ، انگار ساناز پنج ساله از تهران نقاشی

کشیده ،اینا رو اذیت نکنید ، اینا دست چپشون ضعیفه !


 
آخرین ویرایش:
یکی از فامیلامون اسم بچشو گذاشته ســـپـــــنــــتــــا ما بهش میگیم پـــونــزده تا !! (3×5=15). منم میخوام اسم بچم رو بذارم چــاپـــنـــتـــا بهش بگن بیـــســـتا ! عددش بیشتره کلاسم داره! نه ؟!؟!؟!
 
یکی نیست بگه آخه مجبوری!!!

یارو با موتور زده بهم ....خوردم زمین سرم شکسته داره خون میاد اومده میگه: سرت داره خون میاد؟ پـــ ن پــــــ من خودنویسم جوهرم پس داده!!
 
لپ تاپ رو پامه دارم باهاش کار میکنم بابام اومده تو اتاقم میگه لپ تاپت روشنه؟ میگم پـــ ن پـــ رو زمین داشت گریه میکرد گذاشتمش رو دلم آروم بگیره! بعد بش میگم: کاری داری باش مگه؟ میگه پـــ ن پـــــ صدا گریه اش تا تو اتاق من میومد اومدم بهت بگم گناه داره بغلش کن!!!
 
بابام با چکش به جای میخ زده به دستم از درد دو متر رفتم آسمون اومدم پایین ... تازه میپرسه خورد به دستت؟ پـــ ن پـــ یاد گل خداداد عزیزی به استرالیا افتادم، دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم، عجب گلی بود عجب گلی...!
 
به داداشم میگم سر رات داری میای یه لیوان آبم بیار بهم میگه: تشنته؟ میگم: پـــ ن پـــــ من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی ولی با منت و خواری پی شبنم نمی گردم!!
 

aram ft

New member
ميگن تو بهشت یه قسمتی هست که
دخترای بد حجاب سوار یه ون میشن
میرن تو خیابون به گشت ارشاد گیر میدن ....!
*********************************
در یخچال رو باز کردم
یه پشه در حالی که داشت فحش می‌داد ازش خارج شد!
*********************************
طرف قد 2 متر و نیم، وزن 140، بازوش دور کمر من، فاقد هرگونه چربی؛
تو تلویزیون اومده می گه: توصیه ی من به جوونا اینه که از مکمل ها استفاده نکنند
خب لا کردار آخه با نون و پنیر اینجوری شدی؟! :O
*********************************
اینایی که با یه جمله مسیر زندگیشون عوض میشه، فرمون زندگیشون هیدرولیکه فک کنم
*********************************
بزرگترین مقامی که تا امروز بهش رسیدم وقتی بود که تو دبستان مامور آبخوری شدم
*********************************
یه همسایه پیری داریم، کلیپ کامران و هومن رو دیده، میگه: چقدر این زن و شوهر بهم میان

قبلنا می‌گفتن: مرد باید ایستاده بمیرد یا با سربی توی سینه
.
.
مردای امروزم زیر موچین و بوتاکس و پروتز و عمل بینی‌ جون ندن خیلیه
:)))
*********************************
موز خریدم، دونه ای 700تومن!
اگه وزن پوستش رو ضربدر700 تومن کنیم و تقسیم بر وزن کل موز کنیم، قیمت پوستش میشه 275 تومن!.
.
.
هیچی دیگه ، پوستش رو هم خوردم.... :))))
*********************************
یه سری لذتها مختص ایرانه …
مثلا یه پول پاره پوره رو یه جوری به یه راننده‌ای ، بقالی … بندازی و ازش خلاص شی !
آدم احساس پیروزی میکنه ؛ حتی دیده شده که اشک توی چشمای طرف جمع شده …
*********************************
دوم راهنمایی وقتی معلم زبان می اومد سر کلاس . . .
همه دانش آموزا :
Hello teacher how are u ? im fine Thank you . and you
کلاً خودمون جواب خودمون رو میدادیم ! :D
معلم هم دچار خلاء مغزی میشد ! :|
و ما هم سرشار از ذوق که عالم زبان شدیم :D
 
آخرین ویرایش:

aram ft

New member
یارو میره تایلند، می خواسته سوار اتوبوس بشه؛ مامور اتوبوس بهش میگه: ticket please
یارو: چی چی؟
مامور اتوبوس دوباره: your ticket
یارو: من که نفهمیدم چی گفتی اما محض احتیاط بووووووووووووووووغ (ناسزا) ... !!
مامور اتوبوس: هوی؛ منو میگی؟؟ بوووووووووووووووووغ ....
شخص سومی از راه می رسه و میگه: آقایون چرا دعوا می کنین؟ خوبیت نداره مملکت غریبه !!! صلوات برستین
کل اتوبوس: اللهم صل علی محمد و آل محمد
*********************************
 
آخرین ویرایش:
یه توپ دارم قلقلیه.....
.
.
.
.
.
.
عــآآخــه عزیز من
هم سنُ سالای تو دارن اورانیوم غنی میکنن :/
اونوقت تو اومدی این پایین ببینی توپه چه رنگیه؟
عــآآیــآآ دانستنِ رنگِ توپ کار درستی است؟ !!
حالا مثلا بگم سرخ و سفید و آبیه , مشکلاتت حل میشه؟ !!
واست نون و آب میشه؟ !!
به خودت بیـــا ......

 

!SeCreT!

New member
رفتم گلفروشی گفتم آقا این گل طبیعیه ؟؟؟
.
.
.
.
.
یه دختر بچه 7 ساله اونجا بود گفت نَ سزارینه !
.
.
.
.
.
.
.
.
به جون خودم من تا 15 سالگی فکر میکردم بچه ها رو لک لک ها از آسمون میارن
 

!SeCreT!

New member
بچه که بودم یه آبمیوه گیری داشتیم که وقتی روشنش میکردیم رسما رم میکرد و علاوه بر صدا و ویبره، میرفت یه دوری هم میزد تو آشپزخونه

بعد بابام همش منو مامور میکرد اینو نیگر دارم تا خودش هویجا رو آب بگیره. دقیقن حس اون کارگرایی رو داشتم که آسفالت رو سوراخ میکنن
 
بالا