خنده بازار

mohammad63

Well-known member
قبض تلفن برای طرف می آید 15 میلیون تومان .............. طرف نه پیمانکار است، نه استاندار است، نه حتی آقای رئیس جمهور ............. یک دامدار ساده و بدبخت در گوشه ای از استان کرمان ......... که به جرات می شود گفت 15 میلیون را یکجا که هیچی ..... صدجا هم کنار هم ندیده است ............ حالا می رود اداره محترم مخابرات ................ می گویند به تیمور شرقی زنگ زده ای ........... طرف بر می دارد فکر می کند ببیند بین فامیلها کسی به اسم تیمور شرقی می شناسند ...... دریغ از یک جواب مثبت ............ بعد بر و بچ مخابرات البته بر و بچ محترم ....... می گویند بابا کجای کاری . تیمور شرقی نام کشوری است شاید آن ور شکرستان و شما هم احیانا فامیل دوری آنجا دارید و خودتان خبر ندارید و حالا گوشی تان یک نیمچه زنگی بهش زده و حالی ازش پرسیده____________ فامیل دور کلاه قرمزی که یادتون هست___________........ حالا قیافه طرف را ببینید.... ____:wacsmiley: ______ پدر و مادرتان آمرزیده باد __ آمین___ لااقل اسم یک کشور با اسم و رسم رو میگفتین طرف کمی جلوی فامیل پز بدهد _.......... نکند شما هنوز از نسل آقا محمود هستید و دارید کاشف کشورهای احیانا دوست و برادر می شوید ...... جیوتی و بوتان و بورکینافاسو رو یادتون هست ............ عاغا ..........بخندیمواقعا؟؟؟؟؟؟؟؟ :33: :sad:



1388779574392081_large.jpg
 
آخرین ویرایش:

cnidaria_cnida19

New member
ﻣﻴﮕﻦ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﻫﺎﻱ جهنم
ﺗﻮﺵ ﭘﺮ ﺳﻮﺳﮏ ﺑﺎﻟﺪﺍﺭ ﮔﻨﺪﻩ ﺍﺱ
ﻓﻘﻂ ﺷﻴﺮ ﺁﺏ ﺟﻮﺵ ﺩﺍﺭﻩ
ﺩﻣﭙﺎﻳﻲ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺧﻴﺴﻪ
ﺷﻠﻨﮕﺸﻢ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺭﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ
ﺗﺎﺯﻩ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻋﺬﺍﺏ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﻭﺍﺳﺘﺎﺩﻩ ﻫﻲ ﺩﺭ ﻣﻴﺰﻧﻪ ﻣﻴﮕﻪ ﺯﻭﺩ ﺑﻴﺎ ﺑﻴﺮﻭن
ﻃﻮﻝ ﺩﺳﺸﻮﻳﻲ ۳ ﻣﺘﺮﻩ ﺩﺭﺷﻢ ﺍﺯ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺑﺎﺯ ﻣﻴﺸﻪ ﻗﻔﻠﻢ ﻧﻤﻴﺸﻪ

درهای توبه هم اکنون بازه باز است..
 

cnidaria_cnida19

New member
مرد جوان : ببخشید آقا میشه بگین ساعت چنده ؟؟
پیرمرد : معلومه که نه .
- چرا آقا ... مگه چی ازتون کم میشه اگه به من ساعت رو بگین ؟؟
- یه چیزایی کم میشه ... و اگه به تو ساعت رو بگم به ضررم میشه .
- ولی آقا آخه میشه به من بگین چه جوری ؟؟
- ببین اگه من به تو ساعت رو بگم مسلما تو از من تشکر می کنی و شاید فردا دوباره از من ساعت رو بپرسی نه ؟؟
- خوب ... آره امکان داره .
- امکانش هم هست که ما دو سه بار یا بیش تر باز هم همدیگه رو ملاقات کنیم و تو از من اسم و آدرسم رو هم بپرسی .
- خوب ... آره این هم امکان داره .
- یه روزی شاید بیای خونه من و بگی داشتم از این دور و ورا رد می شدم گفتم یه سری به شما بزنم و منم بهت تعارف کنم بیای تو تا یه چایی با هم بخوریم و بعد این تعارف و ادبی که من به جا آوردم باعث بشه که تو دوباره بیای دیدن من و در اون زمانه که میگی به به چه چایی خوش طعمی و بپرسی که کی اونو درست کرده .
- آره ممکنه .
- بعدش من به تو میگم که دخترم چایی رو درست کرده و در اون زمان هست که باید دختر خوشگل و جوونم رو به تو معرفی کنم و تو هم از دختر من خوشت بیاد .
- لبخندی بر لب مرد جوان نشست .
- در این زمان هست که تو هی می خوای بیای و دختر منو ملاقات کنی و ازش می خوای باهات قرار بذاره و یا این که با هم برین سینما .
- مرد جوان از تجسم این موضوع باز هم لبخند زد .
- دختر من هم کم کم به تو علاقمند میشه و همیشه چشم انتظارته که بیای و پس از ملاقات های مکرر تو هم عاشقش میشی و ازش درخواست می کنی که باهات ازدواج کنه .
- مرد جوان دوباره لبخند زد .
- یه روزی هر دوتاتون میایین پیش من و به عشقتون اعتراف می کنین و از من واسه عروسیتون اجازه می خواین
- اوه بله ... حتما و تبسمی بر لبانش نشست .
- پیرمرد با عصبانیت به مرد جوان گفت : من هیچ وقت اجازه نمیدم که دختر دسته گلم با آدمی مثل تو که حتی یه ساعت مچی هم نداره ازدواج کنه ... می فهمی ؟
و با عصبانیت دور شد
 

cnidaria_cnida19

New member

کشوری که دومین منابع گاز و نفت جهان را دارد
کشوری که بهترین فرش جهان را دارد.
کشوری که بهترین خاویار جهان را صادر میکند.
کشوری که بهترین پسته جهان را دارد.
کشوری که یکی از بهترین تولید کنندگان زعفران است.
کشوری که کهن ترین آثار باستانی و تاریخی را دارد.
کشوری که با یک ساعت پرواز از -20 درجه زیر صفر و اسکی روی برف به جایی میروی که +35 درجه است و اسکی روی آب.
کشوری که درآمد زیادی از اماکن دینی دارد.
کشوری که یکی از مرغوب ترین برنج های حهان دارد.
کشوری که یکی از بهترین چایی های دنیا را دارد.
کشوری که ............

این کشور صاحب کم ارزش ترین پول دنیا است !
 

cnidaria_cnida19

New member
یک وقت هایی در زندگانی، لازم است آدمیزاد دست ِ خودش را بگیرد و ببرد یک جای ِ دور...گم شود
اصلا....بعد ببیند کدام یک از آدم های دور و برش به دنبالش می آید؟!
وقت هایی هست در زندگانی که آدمیزاد لازم است دوباره جایش را پیدا کند،
نه در قلب ِ آدم ها، که در دنیای خودش
هم...وقت هایی هست در زندگانی که لازم است آدمیزاد گم شود که دوباره بتواند پیدا شود
 

mohammad63

Well-known member
ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯها ﺩﯾﮕﻪ ﭘﺴﺘﻪ رفته کنار و ﺳﻮﮊﻩ ﺍﯼ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﺑﻬﺶ گیر ﺑﺪﯾﻢ ﺑﺨﻨﺪﯾﻢ !
ﻗﯿﻤﺖ ﭘﺮﺍﯾﺪ ﻫﻢ ﮐﻪ داره میاد ﭘﺎﯾﯿﻦ !
ﻣﺮﻍ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻗﯿﻤﺘﺶ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩﯾﻢ !
دلار هم که خیلی وقته نجومی بالا نرفته !
ﺍﺯ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﻦ ﻋﺎﺟﺰﺍﻧﻪ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﻗﯿﻤﺖ ﯾﮏ ﺟﻨﺲ ﺭﻭ ﺻﺪ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﮐﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﺷﻮﺭ ﻭ ﻧﺸﺎﻁ ﺑﻪ ﺟﻮوﻧﺎ ﺑﺮﮔﺮﺩﻩ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﮔﺮﻣﯽ ﻫﺎﯼ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻪ ﻗﻮﺕ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺎﻗﯽ ﺑﻤﻮﻧﻪ


- - - Updated - - -

تو سریال های ایرانی معمولا طرف ماشینشو راحت وسط خیابون پارک میکنه ! قفلم نمیکنه و میره پی کارش

اما من معمولا بسختی جا پارک پیدا میکنیم و اگه صد تا قفل فرمون هم بزنم
باز هم یا ماشینو میدزدنش یا جرثقیل میاد و به پارکینگ کنتقلش میکنه !
این سریال های تلویزیونی کی میخوان واقعیت های جامعه رو نشون بدن پس !؟


- - - Updated - - -

تو سریال های ایرانی معمولا طرف ماشینشو راحت وسط خیابون پارک میکنه ! قفلم نمیکنه و میره پی کارش

اما من معمولا بسختی جا پارک پیدا میکنیم و اگه صد تا قفل فرمون هم بزنم
باز هم یا ماشینو میدزدنش یا جرثقیل میاد و به پارکینگ کنتقلش میکنه !
این سریال های تلویزیونی کی میخوان واقعیت های جامعه رو نشون بدن پس !؟



دوست عزیز ............ سبد کالا که نمرده .............مرده؟؟؟ خدا نکنه............... :a2d3:
 

cnidaria_cnida19

New member
می گویند: “مریلین مونرو ” یک وقتی نامه ای به ” البرت اینشتین ” نوشت:
فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه هایمان به زیبایی من و هوش و
نبوغ تو. . . چه محشری می شوند!
آقای “اینشتین”در جواب نوشت:
ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانوم.
واقعا هم که چه غوغایی می شود!
ولی این یک روی سکه است، فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی
بزرگی بر پا می شود!
 

cnidaria_cnida19

New member
ﯾﺎﺭﻭ ﻣﯿﺮﻩ ﺗﺎﯾﻠﻨﺪ
ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻪ ﺳﻮﺍﺭ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﺑﺸﻪ؛
ﻣﺎﻣﻮﺭ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻪ : a ticket
ﯾﺎﺭﻭ : ﭼﯽ ﭼﯽ؟
ﻣﺎﻣﻮﺭ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ : a ticket
ﯾﺎﺭﻭ : ﻣﻦ ﮐﻪ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻡ ﭼﯽ ﮔﻔﺘﯽ ﺍﻣﺎ ﻣﺤﺾ ﺍﺣﺘﯿﺎﻁ ﻣﺎﺩﺭﺗﻮ ... !!
ﻣﺎﻣﻮﺭ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ: ﻫﻮﯼ؛ ﻣﻨﻮ ﻣﯿﮕﯽ؟؟ ﺍﻻﻥ ﻣﺎﺩﺭﺗﻮ ....
ﺷﺨﺺ ﺳﻮﻣﯽ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﻣﯿﺮﺳﻪ ﻭﻣﯿﮕﻪ :ﺁﻗﺎﯾﻮﻥ ﭼﺮﺍ ﺩﻋﻮﺍ ﻣﯿﮑﻨﯿﻦ؟
ﺧﻮﺑﯿﺖ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﻏﺮﯾﺒﻪ !!! ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺑﺮﺳﺘﯿﻦ
ﮐﻞ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ:
ﺍﻟﻠـــﻬـــــﻢ ﺻـــــﻠﯽ ﻋـــــــــﻠــﯽ ﻣــﺤﻤــــــــﺪ ﻭ ﺁﻝ
ﻣـــــــﺤﻤــــــــﺪ !! (((:).
 

cnidaria_cnida19

New member
پسرداییم رفته مکبر نماز جماعت شده کلمه رکوع رو یادش رفته بود گفته


اللـــــــــــــــــــه اکبـــــــــــــــــــر (چند ثانیه مکث) دولا شوید !!!


- - - Updated - - -

غضنفر با دوست دخترش رفته بود پارک. مأمورا گرفتنش! ازش پرسیدن: از کجا میای؟
گفت: میدان ولیعهد
مأمور زد تو سرش و گفت: خاک بر سرت، ولیعهد مرد، حالا انقلاب شده، بایدبگی میدان ولیعصر.
بعد مأمور ازش پرسید: کجا میری؟
گفت: پارک شاهنشاهی
بعد مأمور پرسید این خانوم چه نسبتی با تو داره؟
غضنفر گفت: نامزدمه.
مأمور
پرسید: ا
اسمش چیه؟
غضنفر گفت: امام حسین
مأمور پرسید: چی؟ امام حسین؟
غضنفر گفت: بله، قبل از انقلاب اسمش فوزیه بود
 

cnidaria_cnida19

New member
نوشته ای از برد پیت در مورد رفتار با همسرش

همسر من مریض شد. او همواره به دلیل مشکلات در محل کار ، زندگی شخصی، شکست در زندگی و فرزندان عصبی بود. او 30 پوند از وزنش را از دست داده بود و فقط حدود 90 پوند وزن داشت . او بسیار لاغر شده بود و به طور مداوم و بی اختیار گریه میکرد. او یک زن خوشحال نبود . او از سردرد، درد قلب و ناراحتی اعصاب ادامه دار زجر میکشید . او خواب درستی نداشت ،او تنها در روز کمی میخوابید و بسیار به سرعت در طول روز خسته میشد . رابطه ما در آستانه یک شکست و جدایی بود. او داشت زیباییش را از دست میداد ، او زیر چشم خود کیسه های چربی داشت، او دیگر از خود مراقبت نمیکرد . او حاضر به بازی کردن در هیچ فیلمی نبود و همۀ نقشها را رد میکرد. من امیدم را از دست داده بودم و فکر میکردم که ما به زودی طلاق خواهیم گرفت ... اما ناگهان تصمیم گرفتم به عمل کردن . میدانستم من زیباترین زن بر روی زمین را دارم . او بت زیبایی بیش از نیمی از مردان و زنان بر روی زمین است، و من تنها کسی بودم که اجازۀ به خواب رفتن در کنار او و در آغوش گرفتنش را داشتم . من شروع به سرریز کردن او با گل و بوسه و عشق کردم و هر لحظه او را سورپرایز و خوشحال میکردم . من به او هدایای بسیاری میدادم و فقط برای او زندگی می کردم . من در ملاء عام فقط در مورد او صحبت میکردم . من او را در مقابل خود و دوستان مشترکمان ستایش میکردم . شما آن را باور نمی کنید، اما او روز به روز شکوفا میشد . او هر روز احوالش بهتر شد. او وزن خود را به دست آورد، دیگر عصبی نبود و حتی بیشتر از همیشه مرا دوست داشت . من نمیدانستم که او تا این حد توانایی عشق دارد .

و پس از آن متوجه یک مطلب شدم : زن بازتابی از رفتارِ مَردش است .

اگر شما زنی را تا نقطۀ جنون دوست بدارید ،او هم به همان مجنون تبدیل خواهد شد.
 

cnidaria_cnida19

New member
امروز به یه جمله ی جالبی برخورد کردم …
�تا زنده ای در برابر کسی که به خودت علاقه مندش کردی مسؤولی�
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
حالا من موندم با این همه مسولیت چیکار کنم:|..


- - - Updated - - -

خدایا بین این 7میلیارد آدمی که تو کره خای آفریدی

یکیش پیدا نمیشه تو دلش ولوله باشه واسه خواستنم ؟؟؟

هعععی روزگار
 

mohammad63

Well-known member
نوشته ای از برد پیت در مورد رفتار با همسرش

همسر من مریض شد. او همواره به دلیل مشکلات در محل کار ، زندگی شخصی، شکست در زندگی و فرزندان عصبی بود. او 30 پوند از وزنش را از دست داده بود و فقط حدود 90 پوند وزن داشت . او بسیار لاغر شده بود و به طور مداوم و بی اختیار گریه میکرد. او یک زن خوشحال نبود . او از سردرد، درد قلب و ناراحتی اعصاب ادامه دار زجر میکشید . او خواب درستی نداشت ،او تنها در روز کمی میخوابید و بسیار به سرعت در طول روز خسته میشد . رابطه ما در آستانه یک شکست و جدایی بود. او داشت زیباییش را از دست میداد ، او زیر چشم خود کیسه های چربی داشت، او دیگر از خود مراقبت نمیکرد . او حاضر به بازی کردن در هیچ فیلمی نبود و همۀ نقشها را رد میکرد. من امیدم را از دست داده بودم و فکر میکردم که ما به زودی طلاق خواهیم گرفت ... اما ناگهان تصمیم گرفتم به عمل کردن . میدانستم من زیباترین زن بر روی زمین را دارم . او بت زیبایی بیش از نیمی از مردان و زنان بر روی زمین است، و من تنها کسی بودم که اجازۀ به خواب رفتن در کنار او و در آغوش گرفتنش را داشتم . من شروع به سرریز کردن او با گل و بوسه و عشق کردم و هر لحظه او را سورپرایز و خوشحال میکردم . من به او هدایای بسیاری میدادم و فقط برای او زندگی می کردم . من در ملاء عام فقط در مورد او صحبت میکردم . من او را در مقابل خود و دوستان مشترکمان ستایش میکردم . شما آن را باور نمی کنید، اما او روز به روز شکوفا میشد . او هر روز احوالش بهتر شد. او وزن خود را به دست آورد، دیگر عصبی نبود و حتی بیشتر از همیشه مرا دوست داشت . من نمیدانستم که او تا این حد توانایی عشق دارد .

و پس از آن متوجه یک مطلب شدم : زن بازتابی از رفتارِ مَردش است .

اگر شما زنی را تا نقطۀ جنون دوست بدارید ،او هم به همان مجنون تبدیل خواهد شد.


جناب پیت عزیز من حرفهایت را قبول دارم ............ واقعا یک زن بازتابی از رفتار مردش هست ......
اما یکی از حرفهایتان را نه؟؟
بگم کدومو؟؟؟؟ بگم؟؟ بگم؟؟؟؟ بگم؟؟؟
باشه میگم.. اسنادش موجوده:::
و من تنها کسی بودم که اجازۀ به خواب رفتن در کنار او و در آغوش گرفتنش را داشتم .

البته این یک شوخی بود ...............
و متن بسیار جالبی بود.........
 

cnidaria_cnida19

New member
داﺩﺍﺷﻢ ﺩﻳﺸﺐ ﮐﻠﻲ تقلب ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍ ﺍﻣﺘﺤﺎن ﻓﻴﺰیکش ،
صبح ﻳﺎﺩﺵ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﺒﺮﻩ ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺩﺭﺑﺴﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺳﺮ ﺟﻠﺴﻪ ﺑﻬﺶ ﺑﺮﺳﻮﻧﻪ !
واقعا راضیم ازش


- - - Updated - - -

یکی از سئوالایی که این موقع شب ذهنم رو درگیر خودش کرده اینه که چرا سوپرمن شرتشو روی شلوارش میپوشید؟!
 

cnidaria_cnida19

New member
ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺩﯾﺪﻡ ﯾﻪ ﭘﺴﺮ ﺑﭽﻪ ﻗﺪﺵ ﺑﻪ ﺯﻧﮓ ﺍﯾﻔﻮﻥ ﻧﻤﯿﺮﺳﻪ
ﻫﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﻣﯿﮑﺸﻮﻧﻪ ﺑﺎﻻ ،
ﻣﻨﻢ ﻣﺜﻞ ﯾﻪ ﺭﺍﺑﯿﻦ ﻫﻮﺩ ﺭﻓﺘﻢ ، ﮔﻔﺘﻢ : ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﺮﺍﺕ ﺯﻧﮓ
ﺑﺰﻧﻢ ، ﺍﻭﻧﻢ ﺳﺮﺷﻮ ﺗﮑﻮﻥ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺍﻭﻫﻮﻡ ..…
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺳﺮﯾﻌﺘﺮ ﺩﺭ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﺵ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻦ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺑﺎﺭ
ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ،
ﺑﻌﺪﺵ ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ : ﺧﻮﺏ ﺩﯾﮕﻪ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﮐﻨﻢ ﺑﺮﺍﺕ
ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ؟؟
ﮔﻔﺖ ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻦ ﺗﺎ ﺻﺎﺣﺒﺨﻮﻧﻪ ﻧﯿﻮﻣﺪﻩ !!!!…
ﺗﻮ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﻭﺭ ﺑﺮﻭ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻭﺭ !!!..…
ﺑﭽﻪ ﻧﯿﺴﺘﻦ ﺑﺨﺪﺍ ﮔﺮﺍﺯﻥ … ((

ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻫﯿﮑﻠﻢ ﯾﻪ ﺭﺑﻊ ﻣﺜﻠﻪ ﺍﺳﺐ ﯾﻮﺭﺗﻤﻪ ﻣﯿﺮﻓﺘﻢ
 

cnidaria_cnida19

New member
بابام داشت نماز میخوند ،یهو داد زد : الله اکبر ! الله اکبر !
دویدم گفتم:
- چیه بابا در میزنن؟ میگه : الله اکبر !
- گوشیت زنگ خورد؟ میگه : الله اکبر !
- شام واست نگه داریم؟ میگه : الله اکبر !
- کسی طوریش شده ؟ میگه : الله اکبر !
- بو سوختگی میاد؟ میگه : الله اکبر !
- جک و جونور دیدی ؟ میگه : الله اکبر !
گفتم بابا خوب یکم راهنمایی کن !!
با عصبانیت داد زد : الله اکبر ! ( دستشو هم به علامت خاک بر سرت تکون داد !)
نمازش تموم شده میگه : یه ساعته میگم بزن کانال 36 ببینم امشب خرم سلطان داره یا نه چقدر تو خری آخه ؟
 

cnidaria_cnida19

New member
دیشب تا ساعت ۵ پای کامپیوتر بیدار بودم
صبح پا شدم دیدم چشام شده کاسه ى خون
به لبم داغ جنون
به کنارم تو بمون
نرو با دیگرى
اون آخریـا صـدای دستاشـون نمیـاااااااد عاهــــــــــــــــــــاا
 

cnidaria_cnida19

New member
چه فرقی دارد پشت میله های زندان باشی

یا در خیابانهای شهر در حال قدم زدن؟

وقتی که آرزوهایت در حبس ابد باشند
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: maxin

ZOT

New member
دختر شاکی وارد مغازه شد، لپتاپش رو کوبید روی میز و به فروشنده گفت: لپتاپتون خرابه، من این رو نمی خواهم.

فروشنده: چرا؟

دختر: من نمی تونم اطلاعات لپتاپ قدیمیم رو روی این بریزم!

فروشنده: خانم! امکان نداره، می شه لطفا این کار رو جلوی من انجام بدین؟

دختره لپتاپش رو روشن کرد، یه ماوس هم از کیفش درآورد. روی فایل مورد نظر با ماوس راست کلیک کرد و Cut رو انتخاب کرد. ماوس رو از اون لپتاپ جدا کرد و با دقت به لپتاپ جدید وصل کرد. دوباره راست کلیک کرد و از اون جا Paste رو زد!

فروشنده... سکته کرد مُرد
 

21Tir

New member
اگه نگیمو نخندیم...پیاز میشیمو میگندیم

طرف با اسم مهساجووون اومده تو یه گروه
میگه من مشکل کامپیوتری دارم میشه کمکم کنید ؟
سی چهل نفر راهنماییش کردن کلی هم لایک گرفت !
مشکلش که حل شد گفت : بچه ها … دمتون گرم !
اسمِ من عباسه ، نوکرتونم که مشکلمو حل کردین
اول با اسم خودم اومدم ، هیشکی جوابمو نداد
خخخخخخ....
05.gif
 
آخرین ویرایش:

21Tir

New member
نرچبىشسبلانکگپچرزظطسقعنپ
چچربلتتربىططرچنمننتفىىزورز
ظططدززرووچپپگگکمنتاللبىىسس
شسىللتتنمککجحهغفقصصسسىب
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

چيه دارم کيبوردم و تميز ميکنم

 
بالا