خنده بازار

bacillus.bs

New member
هیچ لذتی بالاتر از این نیست که یه تیکه از سرعتگیر کنده شده باشه و آدم بتونه دوتا چرخ ماشینشو از اونجا رد کنه
 

bacillus.bs

New member
 
زمان مكالمات تلفني
پسر به پسر = ۰۰:۰۰:۵۹

مادر به پسر = ۰۰:۱۰:۳۰

پدر به پسر = ۰۰:۰۲:۳۶

پسر به دختر = ۰۱:۱۵:۰۱

دختر به دختر = ۰۰:۲۹:۵۹

دختر به پسر = ۰۰:۰۰:۰۵
 

bacillus.bs

New member
 

                                         خانم از اونجا نرید، گشت وایساده!
                    اینروزا خیلی از اقایون با گفتن چنین جمله ساده ایی سر صحبتُ باز میکنن
 

bacillus.bs

New member
این مسابقه sms ای های ایرانسل وقتی میخوای ثبت نام کنی سوال اولش اینجوریه:
تیم ملی ایران متعلق به کدام کشور است؟



بعد که ثبت نام میکنی سوال دومش اینجوری میشه:

کوچکترین رودخانه فصلی شرق مراکش در حوضه آبریز کدام استان قرار دارد؟ :|
 

bacillus.bs

New member
عموم میگه اولین بار که کامران هومن و دیدم فک کردم زن و شوهرن.

بعدنا فهمیدم که خواهرن !
 

bacillus.bs

New member
فقط تو ایرانه که موقع سبقت از ماشین جلویی تمام سر نشینان دو ماشین همدیگرو نگاه میکنن...!
 

bacillus.bs

New member
پیرمرد به منشی اش گفت: جمع کن ۱هفته بریم شمال،منشی به شوهرش گفت: ۱هفته باید بره ماموریت،شوهره به دوست دخترش گفت: ۱هفته خونشون کسی نیست،دوست دخترش به شاگرد خصوصیش گفت: ۱هفته میره مرخصی،شاگرده به بابابزرگش گفت: آقاجون۱ هفته تعطیلم میشه بریم شمال؟
پیرمرده زنگ زد قرارو کنسل کرد..!
 

bacillus.bs

New member
 تاريخ : پنجشنبه 25 آبان1391
 یکی میگفت: باید از کنار مشکلات زندگی با سرعت عبور کنی و بگی مییییگ میییییییگ!!!
اما انگار نمی دونست مشکلات نشستن رومون و میگن: انگوررررررری ، انگورررررررررری!!
 

bacillus.bs

New member
* ایران خودرو: هفتاد و نهمین مدل پژو با نام پژو xd-870-pl q آماده عرضه به بازار است كه نسبت به مدل قبلی تحول زیادی داشته. طول آنتن آن ۱۰ سانتی متر افزایش داشته چراغ ترمز آن هم پررنگتر شده و فقط ۴۵ میلیون تومان گران تر است.
 

bacillus.bs

New member
دقت کردین هروقت یه خواب خوب میبینی صبح پاشی یادت نمیاد اما کافیه یه خواب ناجور ببینی ، تا شیش ماه تو مخته!
 

bacillus.bs

New member
کچل باشی، بری بالای شهر میگن مد روزه، بری مرکز شهر میگن سربازی، بری پایین شهر میگن زندانی بودی، این همه تفاوت توی شعاع 20 کیلومتر...!!!
 

bacillus.bs

New member
یعنی فقط کافیه تو خونتون بفهمن که امتحان دارین، اونوقت بخوای بری توالتم میگن کجا؟؟؟ مگه تو امتحان نداری؟؟؟
 

bacillus.bs

New member
تلویزیون داره سیرک نشون میده که چهارتا گاو میان از رو طناب میپرن و میرن! مامانم یه نگاه به تلویزیون میندازه و بعدش یه نگاه به من! میگه : اینا گاو تربیت کردن ما هنوز تو تربیت تو موندیم...!!!
 

bacillus.bs

New member
تا حالا دقت کردین لذتی که در پرت کردن شلوار گوشه اتاق هست، تو زدنش به چوب لباسی‎ ‎نیست ...!!!
 

bacillus.bs

New member
چند وقت پیش با پدر و مادرم رفته بودیم رستوران. افراد زیادی اون جا نبودن، 3 نفر ما بودیم با یه زن و شوهر جوان و یه پیرزن پیرمرد که نهایتا 60-70 سالشون بود.

ما غذامون رو سفارش داده بودیم که یه جوان تقریبا 35 ساله اومد توی رستوران. یه چند دقیقه ای گذشته بود که اون جوانه گوشیش زنگ خورد، البته من با این که بهش نزدیک بودم، ولی صدای زنگ خوردن گوشیش رو نشنیدم، بگذریم... شروع کرد با صدای بلند صحبت کردن و بعد از این که صحبتش تمام شد، رو کرد به همه ما و با خوشحالی گفت که خدا بعد از هشت سال یه بچه بهشون داده و همین طور که داشت از خوشحالی ذوق می کرد، رو کرد به صندوق دار رستوران و گفت این چند نفر مشتری تون مهمون من هستن، می خوام شیرینی بچه ام رو بهشون بدهم. به همه شون باقالی پلو با ماهیچه بده.

خوب ما همگی مون با تعجب و خوشحالی داشتیم بهش نگاه می کردیم که من از روی صندلیم بلند شدم و رفتم طرفش، اول بوسش کردم و بهش تبریک گفتم و بعد بهش گفتم ما قبلا غذامون رو سفارش داده ایم و مزاحم شما نمی شیم، اما بالاخره با اصرار زیاد پول غذای ما و اون زن و شوهر جوان و اون پیرزن پیرمرد رو حساب کرد و با غذای خودش که سفارش داده بود از رستوران خارج شد.

خوب این جریان تا این جاش معمولی و زیبا بود، اما اون جایی خیلی تعجب کردم که دیشب با دوستام رفته بودیم سینما، وقتی که توی صف برای گرفتن بلیط ایستاده بودیم، ناگهان با تعجب همون پسر جوان رو دیدم که با یه دختر بچه 4-5 ساله ایستاده بود توی صف. از دوستام جدا شدم و یه جوری که متوجه من نشه نزدیکش شدم و باز هم با تعجب دیدم که دختره داره اون جوان رو بابا خطاب می کنه...

دیگه داشتم از کنجکاوی می مردم، دلم رو زدم به دریا و رفتم از پشت زدم رو کتفش، به محض این که برگشت، من رو شناخت. یه ذره رنگ و روش پرید. اول با هم سلام و علیک کردیم، بعد من با طعنه بهش گفتم، ماشالله از 2-3 هفته پیش بچه تون به دنیا اومد و بزرگ هم شد! همین طور که داشتم صحبت می کردم پرید تو حرفم و گفت: داداش او جریان یه دروغ بود، یه دروغ شیرین که خودم می دونم و خدای خودم.

دیگه با هزار خواهش و تمنای من، گفت: اون روز وقتی وارد رستوران شدم دستام کثیف بود و قبل از هر کاری رفتم دستام رو شستم، همین طور که داشتم دستام رو می شستم، صدای اون پیرمرد و پیرزن رو شنیدم. البته اون ها نمی تونستن منو ببینن. داشتند با خنده با هم صحبت می کردند، پیرزن گفت: کاشکی می شد یه کم ولخرجی کنی، امروز یه باقالی پلو با ماهیچه بخوریم، الان یه سال می شه که ماهیچه نخورده ام، پیرمرده در جوابش گفت: ببین... آمدی نسازی ها! قرار شد بریم رستوران و یه سوپ بخریم و برگردیم خونه. این هم فقط به خاطر این که حوصله ات سر رفته بود، من اگه الان هم بخوام ولخرجی کنم نمی تونم. به خاطر این که 18 هزار تومان بیشتر تا سر برج برامون نمونده. همین طور که داشتن با هم صحبت می کردن، اون کسی که سفارش غذا رو می گیره اومد سر میزشون و گفت چی میل دارین؟ پیرمرده هم بی درنگ جواب داد: پسرم! ما هر دومون مریضیم، اگه می شه دو تا سوپ با یه دونه از اون نونای داغتون برامون بیار.

من تو حال و هوای خودم نبودم، همین طور آب باز بود و داشت هدر می رفت، تمام بدنم سرد شده بود، احساس کردم دارم می میرم... رو کردم به آسمون و گفتم خدایا شکرت، فقط کمکم کن. بعد آمدم بیرون یه جوری فیلم بازی کردم که اون پیرزنه بتونه یه باقالی پلو با ماهیچه بخوره، همین.

ازش پرسیدم که چرا دیگه پول غذای بقیه رو دادی؟ ماها که دیگه احتیاج نداشتیم. گفت: داداشمی، پول غذای شما که سهل بود من حاضرم دنیای خودم و بچه ام رو بدم، ولی آبروی یه انسان رو تحقیر نکنم، این رو گفت و رفت...

یادم نمیاد که باهاش خداحافظی کردم یا نه، ولی یادمه که چند ساعت روی جدول نشسته بودم و به در و دیوار نگاه می کردم و مبهوت بودم...
 

bacillus.bs

New member
 
غضنفر رشته‌ اش دامپروری بوده، روش نمیشده به کسی بگه. یکی ازش می‌پرسه: رشته‌ات چیه؟ میگه: دامپیوتر، گرایش پشم افزار
 

bacillus.bs

New member
غضنفر تا آخر عمرش گیج مونده بود که چرا خودش یه داداش داشت ولی خواهرش دو تا
 

bacillus.bs

New member
غضنفر میره خاستگاری. پدر عروس میگه: اقا زاده دانشگام میرن. غضنفر میگه:مسافر گیرش بیاد چرا نه
 

mexin

Well-known member
جالب و خنده دار!!!


یکی از برنامه های زندگیم واسه آینده اینه که یه انارو بازش کنم بشمرم ببینم چند تا دونه انار واقعا توشه !!! خیلی برام سؤاله …
موز رو شمردم فقط یه دونه توش بود !
.
.
.
آنها که سر عقل آمدند ، سر عقد نیامدند !
.
.
.
دفاتر ازدواج اعلام کردند :
با هر ازدواج دائم ، یک ازدواج موقت هدیه بگیرید !!!
هیچکس تنها نیست حتى همسر اول !!!
.
.
.
مهمون اگه حبیب خداس واسه خدا حبیبه ، واسه ما عباس قادریه !
.
.
چیزی که باید به بعضیا گفت :
خواهش می کنم عزیزم شما رو مخِ ما جا داری !!!
.
.
ساعت مچی به درد کسی میخوره که نگران دیر رسیدن یکی باشه …
واسه ما اضافه وزن محسوب میشه !
.
.
.
.
تجربه ثابت کرده اگه بالای سرِ کتری وایستی آبش دیرتر جوش میاد …
.
.
امروز رفتم پرونده تحصیلیم رو از دبیرستان بگیرم طرف نه ازم مدرک شناسایی خواست نه اصلا به عکس هام توی پرونده نگاه کرد !
بهش گفتم : اینجا یه کارت شناسایی از ملت نمیخوای شما ؟ شاید یکی دیگه میومد پرونده تحصیلی منو میگرفت !!!
برگشت گفت : این مدارکی که تو داری رو سبزی فروش سر کوچه توش تره هم نمپیچه !!! آخه به درد کی میخوره ؟
خودمم قانع شدم …
.
.
.
یکی از قوانین نیوتون میگه :
هر وسیله ای که مامانت جمع میکنه حتما گم میشه …
.
.
کاری که صدای زنگ یه اسمس میکنه ، ده تا صدای آلارم نمی تونه بکنه …
(صبح ها در جهت بیدار شدن)
.
.
یکی از بزرگترین آرزوهای من در دوران تحصیل :
کاش فردا بارون نیاد ، آخه ما ورزش داریم …
.
.
غضنفر اومد از هواپیما پیاده بشه شلوارش افتاد ، زود کشید بالا و داد زد کجاست اون زنه که گفت کمربنداتونو باز کنین ؟ همینو میخواستی ؟
.
.
سخت تر از بلند شدن وسط غذا براى آوردن آب ، بلند شدن وسط غذا براى آوردن چنگاله !
.
.
آره تو محشری ، از همه سری …
تو یک افسونگری …
“مکالمه من با آینه اتاقم”
.
.
.
هر جا سیفون میبینم دوس دارم درشو از بالا باز کنم شاید یه نفر برام اسلحه گذاشته باشه توش …
.
.
.
تو مترو یا اتوبوس از یه نفر آدرس بپرسین میبینین که پونزده نفر پونزده تا آدرس کاملا مختلف میدن …
.
.
.
شما یادتون نمیاد یه زمان مد شده بود همه کوبلن میدوختن ! حتی مردها !
خدا رو شکر گذشت اون زمان …
.
.
همدم ما یه پشه بود که هوا سرد شد و اونم رفت …
.
.
یعنی من عاشق اینایی هستم که میان تو داروخونه و به صندوقدار هم میگن “دکتر” !!!
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: IL-2

mexin

Well-known member
طنز و شاید هم واقعی!

غضنفر در گوش راننده پچ پچ میکرده.میگن چی میگه؟
راننده میگه:بابا دیونم کرده میگه چپ کن بخندیم!
.
.
.
چیز چیست ؟
کلمه ایست شگفت انگیز در زبان فارسی که میتواند جایگزین تمـــام کلمات دیگر شود ؛
زمانی که طرف کم می آورد از آن کلمه در جمله اش استفاده میکند ؛
به مثال های زیر توجه کنید :
چیز اینو کجا گذاشتی ؟
خواستم خدایی نکرده یه وخ چیز نشه …
برو پیش فلانی چیز کن !
.
.
.
بدون زشتی، زیبایی معنی نداره
بدون نفهمی، فرزانگی معنی نداره
میبینی؟ دنیا به تو احتیاج داره !
.
.
.
پلیسه به یارو میگه :
گواهینامه داری؟
میگه :
بزار داشبورد رو ببینم شانس بیاری که داشته باشم ، کارت راه بیفته !
.
.
.
دستم خورد اینترنت اکسپلورر باز شد اومدم ببندمش
زد رو شونم گف میبندی ؟
اصن تو چشاش اشک جم شده بوود
گفتم نه بابا میخاستم مینمایزت کنم
گفت مرسی و رفت !
.
.
.
یه بار با بابام دعوام شد،
ولی چون امکانات نداشتم نتونستم خواننده بشم بیخیال شدم آشتی کردم …
.
.
.
یکی از آرزوهام اینه که خواننده نشم ؛ این روزا خواننده نشدن خیلی سخته …
.
.
.
یه روز میخواستم تریپ اعصبانیت و پولداری بردارم
گوشیمو پرت کردم رو مبل ، لامصب کمونه کرد کم مونده بود بیوفته زمین !
قلبم اومد تو حلقم !
.
.
.
۹۰% وقت درس خوندن من هنگام نیگا کردن به این که
“چقد مونده جزوه تموم شه” تلف میشه…
.
.
.
یکی از علائم بیماری سادیسم اینه که میگی:
“میشه یه چیزی بپرسم”
بعد که طرف گفت چی و اینا !؟
میگی:”هیچی بیخیال” !
.
.
.
یکی مسیج داده :
من عاشقتم !!
منم گفتم بزن قدش !!
گفت : یعنی تو هم منو دوست داری ؟
گفتم : نه دیگه،الان جفتمون منو دوست داریم ..!
.
.
.
بچه که به دنیا میاد
بابا مامانش ۱۲ ماه کلی زحمت میکشن و خرج میکنن که بچه بتونه راه بره و حرف بزنه،
۱۲ ماه دوم کلی حرص میخورن که بچه خفه شو ! بشین !
.
.
.
اسم آیدیش رو گذاشته “جوجه طلایی” ازش میپرسم چند سالته ؟ میگه ۳۸ …
خداییش شما بگین آخه این جوجه طلاییه یا شتر مرغ بالغ ؟؟؟
.
.
.
ولی خدایی بیایم ظاهربین نباشیم !!!
بعضیا ممکنه در ظاهر بیشعور به نظر بیان اما،
وقتی باهاشون میگردیم و بیشتر میشناسیمشون می بینیم که باطنن هم بیشعورن …
.
.
.
من توی هفت آسمون یه ستاره داشتم ،
راه شیری رو که می خواستن احداث کنن افتاد تو طرح …
هیچی دیگه الان هم در خدمت شماییم !
.
.
.
دوست دارم یه دفه که دارم پول از عابربانک برمیدارم
و مردمی که پشت سرم واستادن و موقع کار من سرشون تو مانیتوره ،
یهویی برگردم پشت و با هیجان بگم : ایول ! دیـدیـن ؟؟؟ عـــجــب گلی زد !
.
.
.
یه همسایه داریم اسمش “غلامِ” ، اونقدری که اون اصرار داره بهش بگن “شاغلام”،
الکس فرگوسن اصرار نداره بهش بگن “سِر الکس” !!
.
.
.
خارجیا با مخفف کردن Short message send به sms خواستن به دنیا بگن که خیلی تنبلن،
ولی ما با مخفف کردن sms به s جای بحث نذاشتیم براشون . . !
.
.
.
اومدم یه فیلم دانلود کنم time داد که ۸ سال و ۶ ماه و ۲۱ ساعت دیگه دانلود تموم میشه !
من
لپ تاپ
ایرانسل خطاب به مبین نت
مخابرات
ایست بازرسی سر اتوبان بابایی
پسرم تو ۸ ساله آینده
زنم
.
.
.
یکی از بچه محلهای قدیمیمونو دیدم گفتم: حالت چطوره؟
گفت: چه حالی! گفتم: چرا؟ گفت: نامزدم بعد از ۴سال ولم کرد رفت!
گفتم: ای بابا اشکالی نداره ما هم یه شیشه سیر ترشی ۴ ساله داشتیم،
از دست مامانم افتاد زمین شیکست!!!
یعنی حال عجیبی بهش دست داد وقتی عشقشو با سیر ترشی مقایسه کردم !!
.
.
.
تو آدم بیکاری هستی در صورتیکه :
۱٫عضو فیــ ـس بوک باشی !!!
۲٫موبایل داشته باشی!
۴-وقتتو واسه خوندن این مطلب تلف میکنی !
۵- نفهمیدی تو این مطلب شماره ۳ وجود نداره ؟!!!
۷-الان چک کردی ببینی که شماره ۳ هست یا نه ؟!
۸- شماره ۶ کجاست ؟!!
۹-حالا لبخند می زنی !!!
۱۰- شماره ۱ کجاست ؟
۱۱-هه هه هه رفتی چک کنی ببینی شماره ۱ هست ؟
حالا خداییش فکر می کنی آدم بیکـــــــاری نیستی ؟!
 
بالا