جایی بدون مشکلات!‏


مرد جوانی، خود را مطب دکتر «وینسنت پیل» رساند و گفت:‏

‏-دکتر پیل، لطفا کمکم کنید؛ من از پس مشکلات زندگیم بر نم آیم.‏

دکتر پیل پاسخ داد: من الان باید برای سخنرانی در کنفرانسی بروم؛ اما اگر منتظر بمانید، پس از پایان مراسم، جایی ‏را به شما نشان خواهم داد که در آنجا هیچ کس، هیچ مشکلی ندارد!‏

مرد جوان گفت: اگر این کار را بکنید، به هر قیمتی که شده خود را به آنجا خواهم رساند.‏

سخنرانی به پایان رسید... دکتر پیل، مرد جوان را به قبرستانی در همان حوالی برد و گفت: نگاه کن! در اینجا بیش از ‏صد هزار نفر اقامت دارند و هیچ کدامشان، کوچکترین مشکلی ندارند. آیا مطمئنی که می خواهی به اینجا بیایی؟
 

MRT

New member
من اونجا بودم.
سخنرانی هاشون عالی بود.:25r30wi:
 

ROJO

New member

مرد جوانی، خود را مطب دکتر «وینسنت پیل» رساند و گفت:‏

‏-دکتر پیل، لطفا کمکم کنید؛ من از پس مشکلات زندگیم بر نم آیم.‏

دکتر پیل پاسخ داد: من الان باید برای سخنرانی در کنفرانسی بروم؛ اما اگر منتظر بمانید، پس از پایان مراسم، جایی ‏را به شما نشان خواهم داد که در آنجا هیچ کس، هیچ مشکلی ندارد!‏

مرد جوان گفت: اگر این کار را بکنید، به هر قیمتی که شده خود را به آنجا خواهم رساند.‏

سخنرانی به پایان رسید... دکتر پیل، مرد جوان را به قبرستانی در همان حوالی برد و گفت: نگاه کن! در اینجا بیش از ‏صد هزار نفر اقامت دارند و هیچ کدامشان، کوچکترین مشکلی ندارند. آیا مطمئنی که می خواهی به اینجا بیایی؟
اون که ام المصائبه:riz481:بنظرم باید میرف ک.ل.ا.س منجوق دوزی :25r30wi:
 

ghazal26

New member
عارفی را گفتند دنیا را چگونه می بینی؟
گفت: اینگونه که می دانم برگی بدون رضایت من به زمین نخواهد افتاد!!!
گفتند: مگر خدایی تو؟؟؟
گفت: نه!!! فقط راضی ام به رضای خدا.....
خدایا به ما هم این قدرت کنار اومدن با مشکلات رو بده...آمین
 
بالا